اشاره: تمنا زریاب پریانی، یکی از بنیانگذاران جنبش اعتراضی زنان افغانستان علیه طالبان، پس از به دست آوردن مجدد قدرت توسط این گروه در تاریخ ۲۴ اسد سال ۱۴۰۰ بود. به این دلیل، در تاریخ ۲۹ جدی ۱۴۰۰، استخبارات طالبان به آپارتمان خانوادۀ او یورش بردند و او و سه خواهرش را دستگیر کردند. گروه طالبان خواهران پریانی را ۲۶ شبانه‌روز در بازداشتگاه نگاه داشتند.

بعد از رهایی آنها از بازداشتگاه، طالبان آنان را ممنوع‌الخروج کرد. با این حال، خواهران و والدین‌شان تصمیم گرفتند که باید آنجا را ترک کنند. پس از تلاش‌های بسیار، آنها با موفقیت خود را به‌گونۀ قاچاقی به پاکستان رساندند. پریانی‌ها اکنون به آلمان پناهنده شده‌اند و در آنجا صدای خود را بلند کرده و به ‌مبارزه علیه طالبان ادامه می‌دهند.

زهرا نادر، مدیرمسئول زن‌تایمز، در دهم حوت ۱۴۰۱ با تمنا زریاب پریانی گفتگو کرده است که در ادامه می‌خوانید:

زن‌تایمز: نام تمنا زریاب پریانی را امروز بسیاری از مردم افغانستان می‌شناسند و نامی آشناست؛ اما می‌خواهیم بدانیم که تمنا زریاب پریانی از چه تجربه‌‌هایی به اینجا رسیده است و از چه مسیری گذشته تا صدای دادخواهی بلند زنان افغانستان شود؟

زریاب پریانی: ممنون از فرصتی که در اختیار من قرار دادید. به‌عنوان دختری که در جغرافیای افغانستان و در یک خانوادۀ به‌شدت مذهبی به دنیا آمدم، برای من هر کاری آغازش دشوار بوده است. به‌ این دلیل که دختر بودیم، اجازۀ مکتب رفتن ‌نداشتیم، چه برسد به فعالیت‌های بیشتر از آن. ولی تنها کسی که شجاعانه در کنار ما ایستاد شد و اجازه نداد که ما از درس خواندن و پیشرفت عقب بمانیم، مادرم بود. مادرم با یک خانوادۀ بی‌نهایت مردسالار و به‌نحوی زورگو مقابله کرد و زندگی وحشتناکی را تحمل کرد، ولی ایستادگی کرد و اجازه نداد که ما ‌عقب بمانیم. دوره‌های مکتب را به‌بسیار مشکلات سپری کردیم، به‌خصوص من و خواهرم زرمینه جان. جنگیده‌جنگیده ما سه نفر، مادرم، من و خواهرم با تلاش و مقاومت‌های فراوان توانستیم که از آن مرحله عبور بکنیم. ‌متأسفانه تاهنوز هم چالش‌های بسیاری ‌داریم، از خانواده شروع تا اجتماع؛ ولی پی‌در‌پی جنگیده‌ایم و ایستادگی کرده‌ایم. برای اینکه هرقدر زن‌ها در خانواده‌های‌شان و در جامعه سکوت بکنند، حقوق‌شان [بیشتر] پایمال می‌شود، نه‌تنها در خانواده‌ها که در اجتماع هم. من فکر می‌کنم که این مسیر سال‌های متمادی را در بر خواهد گرفت تا اینکه زنان بتوانند به حق و حقوق‌شان برای برابری انسانی برسند.‌ همۀ این چالش‌ها فکر می‌کنم که من را پخته‌تر ساخت و آخرین وحشتی که شما شاهدش هستید، جنایتی بود که توسط طالبان صورت گرفت. من و خواهرانم زندانی شدیم به‌خاطر خواستن حقوق برابر برای زن‌ها. به‌خاطر خواستن آزادی انسانی که حق طبیعی همۀ زنان است. من از خاک خود و از سرزمین خود بیرون شدم، چون دیگر راهی برای من وجود نداشت و راه‌ دیگری باقی نمانده بود که در آنجا بمانم و به مبارزات خود ادامه بدهم.

زن‌تایمز: می‌خواهم بدانم که چه چیزی باعث می‌شود که این قدرت را نگه داری و سر پا ایستاد شوی و چه چیزی به خودت‌ انرژی می‌دهد، بعد از آن تجربه‌هایی که داشتی، آیا در استواری و مبارزۀ تمنای قبل از زندان و بعد از زندان تفاوتی آمده است؟

زریاب پریانی: من هم انسان هستم و گاهی از همه چیز خسته می‌شوم و گاهی بی‌اعتماد می‌شوم، ولی آنچه که همیشه برای من مهم بوده آزادی انسانی ما و آزادی انسانی زنان بوده است. روزهایی که من کابل بودم در زیر زنخ طالب، ویدیو ضبط‌ می‌کردیم و نشر و پخش می‌کردیم و اعتراض می‌کردیم و خیلی بی‌باک بودیم. با وجودی که طالبان پیش پای ما شلیک می‌کردند یا با قنداق تفنگ به کمر ما می‌زدند یا شلاق می‌زدند و یا اسپری مرچ به‌صورت‌های ما پاش می‌دانند، ولی باز هم روز دیگر باانرژی‌تر از دیروز ‌ایستاد می‌شدیم، باز به همان جاده می‌رفتیم و برای حق و حقوق زنان اعتراض می‌کردیم و صدا بلند می‌کردیم.‌

هر باری که بی‌نهایت خسته می‌شوم، باز هم به همان دورنمایی فکر می‌کنم که سال‌های پیشین سرش فکر کرده بودم و مسیر خود را ادامه می‌دهم. روزهایی که در کابل اعتراض می‌کردیم همیشه زندان رفتن، همیشه شکنجه شدن و همیشه مردن روی جاده را در ذهن خود داشتم و برایش آماده بودم. به این دلیل ‌که این‌طور نبود که کلاً فضا امن بوده باشد تا بدون هیچ کدام ترس و لرزی به آنجا برویم و اعتراض بکنیم؛ دست ما خالی بود و‌ در برابر ما ‌گروهی بود که تفنگ داشت و مجهز به سلاح بود. می‌توانستند به ما آسیب بزنند و زندان رفتن و شکنجه شدن و مُردن در این مسیر برای من چیزی ناآشنا نبود. اما نمی‌خواستم ‌در خانه مثل یک برده زندگی کنم و در برابر همه چیز سکوت کنم و آزادی نداشته باشم.

آنچه من تجربه کردم، در حال حاضر صدها زن بی‌نام و نشان دارند در زندان تجربه می‌کنند. من‌ حتی اگر کاری از دستم برنیاید، حداقل صدای آن زنانِ بی‌صدا می‌شوم، هیچ وقتی از این مسیر برنمی‌گردم، حتی اگر جهان هم گوش نکند. ‌ما اما نباید سکوت بکنیم؛ من همیشه به این باور هستم که صدای یک زن، صدای یک فرد، شبیه یک مرمی است که به سمت تروریست‌ها شلیک می‌شود و چرا باید از سهم خود، که یک نفر هستیم، استفاده نکنیم؟ اگر من بگویم که ربطی به من ندارد و همین قسم زن‌های دیگر بگویند که ربطی به من ندارد، پس میلیون‌ها زن می‌شود. ولی اگر همین یک‌یک نفر بخواهند که اعتراض بکنند و صدا بلند کنند، میلیون‌ها صدا می‌شوند و چرا زنان از ‌سهم‌شان برای آزادی خود ساده بگذرند؟ بعضی اوقات باید همان یک نفر ایستاد شود و لشکر از همان یک نفر شروع می‌شود‌.‌ من فکر می‌کنم که هر شهروند و هر زنی که در برابر چنین ظلم‌هایی سکوت بکند، این خود حمایت از تروریستان است، حمایت از جامعۀ مردسالار است که سال‌ها حقوق انسانی زنان را پایمال کرده است و حق است که زن‌ها خودشان باید ایستادگی بکنند. اگر من به‌عنوان یک زن به‌خاطر حق خود ایستاد نشوم، جهان هم به ما اهمیتی نمی‌دهد. هیچ جایی در طول عمر خود ندیدم که کسی حق خود را نخواهد و کس دیگری حقش را بدهد، این ناممکن است و ما مجبور هستیم در برابر طالب بجنگیم. 

[هنگام مبارزه] این‌طور نبود که آسیب نمی‌زدند، اسپری فلفل به صورت ما پاش می‌دادند، شلاق می‌زدند، فاحشه‌ها و خیابانی‌های غرب‌زده صدای‌مان می‌کردند، پدر گفته دو‌ می‌زدند. زشت‌ترین الفاظ را شنیده‌ایم، چه در زندان و چه پیش از آن و الان هم ‌از رسانه و صفحات اجتماعی و هرجایی می‌شنویم؛ ولی نباید سکوت بکنیم همیشه باید استوار به‌خاطر حق خود مبارزه بکنیم.

‌زن‌تایمز: زنان افغانستان در یک‌ونیم سال گذشته شجاعانه در برابر طالبان ایستادند و ایستادگی آنان بی‌نظیر بوده است؛ می‌خواهم بدانم که جنبش اعتراضی زنان چگونه، چرا و به چه هدفی شکل گرفت؟

زریاب پریانی: زمانی که ما اعتراضات را شروع کردیم، تنها مشکل مکتب و دانشگاه نبود؛ دانشگاه باز بود و دخترها می‌توانستند که دانشگاه بروند. مشکلِ پوشش‌های اجباری [بود] که ‌اینها قاعده وضع کرده بودند که زن‌ها باید این را داشته باشند به‌عنوان پوشش رسمی در افغانستان. روزهایی بود که در ولایت‌هایی مثل پنجشیر حتی اجازۀ ارسال دوا و مواد خوراکی برای زنان و کودکان داده نمی‌شد. زنان باردار‌ زیادی در آن روزها جان‌های‌شان را از دست دادند چون حتی ‌اجازۀ انتقال به شفاخانه را نداشتند. از بزرگ‌ترین چالش‌هایی که آن روزها داشتیم این مسایل بود و بعدها مسایل [مربوط‌به ممنوعیت دختران از] مکتب به وجود آمد و مسئلۀ منع عمومی کار زنان که اجازه نداشتند به دفاتر بروند و کلاً زنان را خانه‌نشین ساختند. ولی عدۀ زیادی به‌خاطر دوباره به کار رفتن، به‌خاطر مکتب رفتن و دانشگاه در اعتراضات سهم داشتند. ‌همۀ خواسته‌های ما، ‌به‌شکل کلی‌، ‌حقوق انسانی ما بود. ‌‌در جغرافیایی که در آن سال‌ها جنگ بوده، وقتی که وظیفه نباشد، وقتی کار سالم در جامعه نباشد، زن نتواند درس بخواند، زن نتواند خودکفا شود، خُب طبیعی است که به‌خاطر سیر کردن شکم خود یا می‌رود تن خود را می‌فروشد یا می‌رود دزد می‌شود و یا کار دیگری می‌کند. 

من در تاریخ ۲۹ اسد ۱۴۰۰«جنبش حقوق مدنی زنان افغانستان» را ایجاد کردم، ولی بعد از اینکه از زندان آزاد شدم نام جنبش را تغییر دادم به نام «جنبش زنان آزادیخواه» و خواسته‌های ما فقط مکتب رفتن و نان و کار نبود. طالب می‌گفت که در خانه باشید. کسی که شوهر ندارد شوهر بگیرد؛ مجاهدین ما مجرد زیاد است. کار هم از نظر طالب این بود که زن وظیفۀ بچه‌زایی داشت و وسیلۀ خوش‌گذرانی برای شوهرش بود. کارهای خانه بود و آزادی هم همان آزادی که شوهرش طبق قوانین شریعت برایش می‌داد. شعار نان، کار و آزادی چه دردی را درمان می‌کند؟ مثل گوسفندی که در ‌جایی و آبخوری نگهداری می‌کنند و مثل بقیۀ حیوانات و برایش آبش را هم در کاسه می‌ریزند و نانش را هم؛ همین فضای خانواده آزادی‌ات است، این هم آبت و این هم نانت. اینکه زندگی نمی‌شود و چرا مردها حقوق بیشتری را در آن جغرافیا داشته باشند و زنان مدام برده‌های جنسی آن‌ها باشند؟ سال‌هایی که ما نه‌تنها در برابر طالب، بلکه در خانه‌های خود [با] عقاید و باورهای مذهبی و سنتی جنگیده‌ایم؛ باورهایی که از شریعت اسلامی منشأ گرفته است‌ و آزادی زن و مرد‌ را کفر می‌داند. مجبور هستیم که برای حق خود ایستادگی بکنیم. نمی‌توانیم مثل برده‌ها زندگی بکنیم.

زن‌تایمز: به‌نظر خودت کاستی‌ها و مشکلات جنبش زنان، بعد از شکل‌گیری چه بوده است و آیا راهی هست که آن مشکلات را برطرف کرد تا این جنبش بتواند فعالانه در میدان حضور داشته باشد و مسایلی که به میدان می‌آورد یکی از مسایل اصلی و قابل بحث باشد؟

زریاب پریانی: از حقیقت نگذریم زنان افغانستان بی‌نهایت شجاعانه ‌مسیر مبارزه را آغاز کردند، با وجودی که ترس و وحشتش را می‌دانستند، اذیت شدن‌ها و آسیب رسانیدن‌هایش را می‌دانستند. تنها خودشان نبودند، بلکه خانواده‌های‌شان و حتی کسانی که پدر و مادرشان نبودند و یا ازدواج کرده بودند و در خانه خسران‌شان مشکلاتی داشتند؛ زنانی که در خانه‌های‌شان کودکان خُردسال داشتند، با همۀ این مشکلات، فقر و تنگ‌دستی که همه بیکار شده بودند و کدام حمایت مالی نبود، همراه زنان معترض و پیشنهادی نبود که اینها را حمایت بکند و پول قلم و کاغذ را زنان از جیب خودشان پرداخت می‌کردند. امیدوارم که زنانی که هنوز هم در کابل هستند بتوانند همۀ‌شان به‌خاطر آزادی‌های انسانی‌شان یکی شوند و در اعتراضات بیشتر سهم بگیرند، به این ‌دلیل که اگر خودشان این کار را نکنند، فکر می‌کنم که هیچ‌کس دیگری قادر نیست کمک‌شان بکند. هرچند بی‌تجربه بودن خود‌ در بعضی مسایل مشکلی می‌باشد که واقعاً سد راه می‌شود. وقتی که یک مسیر را دفعتاً شروع می‌کنی و آن را هم با یک گروه خطرناکی که تا به دندان مسلح است، بی‌رحم است و وحشی است، گروهی است که سال‌ها وظیفه‌ای جز کشتن همین مردم نداشته است، سال‌ها جز قتل و تجاوز و ویرانی و تباهی وظیفه‌ای نداشته است. [مبارزه در چنین شرایطی] شاید برای کسانی که از بیرون نگاه می‌کنند ساده به نظر رسد، ولی دشواری چنین مبارزه‌ای وقتی درک می‌شود که در جاده ایستاد باشی و از چهار ‌طرف حتی مردانِ رهگذری که شهروندِ آن جغرافیا باشند و هموطنت باشند، نه‌تنها طالب که آنها هم فاحشه‌های ازخانه‌گریختگی صدایت بکنند.‌ [در چنین شرایطی] این زن‌ها شجاعانه ایستادگی کردند و تحمل کردند همه چیز را و نمی‌توانیم از این ساده بگذریم. زنانی که در ولایت‌ها مورد تجاوز جنسی قرار گرفتند. 

زن‌تایمز: شما اشاره کردید که توهین، تهدید، بازداشت و شکنجۀ طالبان نتوانست مانع اعتراضات زنان نشود تا اینکه مسئلۀ بی‌اعتمادی فعالیت جنبش زنان را کم‌رنگ‌تر ساخت.‌ شما که تجربۀ تلخ گذشته را با خود دارید، به نظرتان راه‌حل چیست تا زنان هم‌چنان به‌خاطر مطالبۀ حقوق‌شان شجاعانه در میدان عدالت‌خواهی باقی بمانند؟

زریاب پریانی: بعد از اینکه من از زندان آزاد شدم، با تمام شکنجه‌هایی که در زندان شدم، با همۀ وضعیت‌ وحشتناکی که خانوادۀ من سپری کردند، خواهران من اسیر شدند، چند ماه بعد از زندان، دوباره ‌تماسی با دیگر خانم‌ها گرفتم. می‌خواستم دوباره شروع بکنیم. آن فضا را وقتی که دیدم، بسیار دردناک بود. من تقریباً هفت ماه ماندم در کابل. بعد از ‌زندان‌ فقط دو راه داشتم‌؛ یا خانه می‌بودم و کلاً سکوت می‌کردم و یا بیرون [از کشور] می‌آمدم و صدای خود را بلند می‌کردم. من گزینۀ دوم را انتخاب کردم. امروز هم که اینجا هستم، مهاجرت برای من بی‌نهایت وحشتناک است، ولی حداقل می‌توانم راحت صدا بلند بکنم، می‌توانم حرف بزنم می‌توانم اعتراض بکنم، تنها نکتۀ مثبتی که دارم همین است. امیدوار هستم که هر زنی که در هر جای دنیا هست، زنانی که در افغانستان هستند، زنانی که فعلاً بیرون از کابل هستند، سکوت نکنند. ما میلیون‌ها شهروند مهاجر در کشورهای بیرونی داریم، در امریکا در اروپا و در هر جای دیگر، ولی احساس مسئولیت هیچ گاهی در قبال مردم خود نداشته‌اند. وقتی ‌گپ از اعتراض و گپ از مبارزه می‌شود، تعداد‌ زیادی از مردم می‌گویند ‌ما نمی‌توانیم در برابر طالب ایستاد شویم و کشته شویم؛ ولی میلیون‌ها شهروند‌ هستند ‌که کسی بر آنها شلیک نمی‌کند، حداقل این‌ها اعتراض بکنند. من نتوانستم به‌عنوان یک انسان بگویم که ‌کمی برای خودت زندگی بکن. فکر می‌کنم که وقتی که من آزاد هستم و آزادی دارم و زنانی در یک جغرافیا‌، نه‌تنها در افغانستان، زیر اسارت هستند، نمی‌توانم تحمل بکنم. احساس نمی‌کنم که من هم آزاد هستم.

زن‌تایمز: شما در صحبت‌های‌تان از کمک‌های جامعۀ جهانی به طالبان انتقاداتی داشتید.‌ جامعۀ جهانی چه نقشی در وضعیت فعلی داشته است و اینکه روابط و عملکردهای آن، با توجه به اینکه زنان افغانستان از آزادی‌های اساسی و بنیادین‌شان محروم هستند، از نظر خودت چطور برداشت شده است؟

زریاب پریانی: متأسفانه تسلیم‌دهی افغانستان به گروه طالبان، ‌تصویر روشنی از سیاست جهان را به نمایش گذاشت و ‌دیدیم که چگونه یک گروه تروریستی که سال‌ها نام رهبرانش در ‌لیست سیاه بعضی از کشورهای مهم دنیا قرار داشت، امروز صاحب یک جغرافیا شده‌ است. این نقش جهان را نشان می‌دهد که چقدر در سرنوشت و سیاه‌سازی روزگار مردم ما دست دارند. طالب‌ها بر افغانستان مسلط شده‌اند و حمایت مالی که توسط کشورهای بیرونی می‌شوند و هفتۀ چهل میلیون دالر و اینکه چقدر دیگر بدون رسانه‌‌ای شدن و پشت پرده اینها به دست می‌آورند؛ چیزهایی است که حمایت از طالبان را نشان می‌دهد. فکر می‌کنم ‌تنها نجات‌دهندۀ مردم را از این وضعیت، خود مردم هستند؛ مردم باید ایستاد ‌شوند در برابر این وضعیت. همان‌طور که در برابر طالب ایستاد می‌شوند، در برابر کارهای جهان هم ایستاد شوند و حق خود را بخواهند، چرا زیر نام‌های متفاوت طالب‌ها میلیون‌ها دالر به دست می‌آورند، در حالی که شهروندان افغانستان زیر خط فقر زندگی می‌کنند.

زن‌تایمز: جامعۀ جهانی اعلام کرده است که برای جلوگیری از افزایش فقر و قحطی در افغانستان به این کشور کمک می‌کند و این کمک‌ها برای مردم افغانستان است. اما شما می‌گویید که این کمک‌ها برای طالبان است، طالبان چطور از این امکانات و کمک‌های جامعۀ جهانی استفاده می‌کنند؟

هیچ کمکی به مردم فقیر افغانستان صورت نمی‌گیرد. مگر شاهد نیستند که خانواده‌ها دختران‌شان را به فروش می‌رسانند؟ مگر شاهد نیستند که مردم گرده‌های خود را می‌فروشند؟ مگر شاهد نیستند که در طول ماه‌ها همۀ دار و ندار زندگی‌شان را از فرش و ظرف خانه و خانوادۀشان گرفته [می‌فروشند] تا یک شکم نان داشته باشند و صدها خبرنگاری که امروز روی جاده پیاز و کچالو می‌فروشند، کدام مردم را کمک می‌کنند.

امروز می‌بینید که اینها می‌گویند که ما قلدری‌های جمهوریت را خلاص کردیم؛ نظامی را که [در آن] قلدری‌بازی بود و استفاده‌جویان بودند، از بین بردیم. در حالی که خودشان، یک طالب‌ که وزیر هم نیست، کدام سمت‌ بزرگی هم ندارد، [اما] ساعت ۲۰ هزار دالری به دستش است. صدها زن به نکاح اجباری درآمده‌اند و هنوز هم ادامه دارد در قریه و قصبات، و نسل طالب پرورش می‌یابد و این یک چیز بی‌نهایت وحشتناکی است. اگر جهان توجیه می‌کند که این پول‌ها برای مردم افغانستان است، یک دروغ محض است و به چشم مردم خاک زدن است. این احمق فرض کردن مردم است. در طول این‌همه مدت اگر جهان به خواسته‌های مردم گوش می‌داد، به فکر شهروندان افغانستان می‌بود [و به فکر] این‌همه زنانی که زندانی شدند، زنانی که کشته شدند. فکر می‌کنید که یوناما در کابل آگاهی ندارد؟

زن‌تایمز: به‌عنوان سؤال پایانی، در آستانۀ هشتم مارچ، روز جهانی همبستگی زنان، قرار داریم. با در‌نظرداشت شرایط فعلی افغانستان، می‌خواهم دو پیام به زنان داشته باشید؛ یک، خواستۀ خودت از زنان جهان چیست و دوم، چه پیامی به مردم افغانستان، به‌ویژه زنان شجاع سرزمین‌مان، داری؟

زریاب‌ پریانی: مردم افغانستان می‌دانم که در شرایط بسیار وحشتناکی قرار دارند، ولی حداقل در برابر این‌همه درد و رنجی که برای‌شان می‌رسد سکوت نکنند. حتی اگر نتیجه‌ای نداشته باشد، نباید سکوت کنند. تنها چیزی که می‌تواند کمک‌شان بکند، ایستادگی خودشان است. صدا‌ بلند کردن خودشان است و متحد شدن خودشان است. با هم برای حق و حقوق‌شان کار بکنند و دنبال این نباشند که سیاسیون گذشته چه کار کردند و مردمی که از افغانستان بیرون شده‌اند چه کار کردند؛ آن جغرافیا مربوط آنهاست، خانۀ‌شان است، کشورشان است. اگر به فکر این باشند که راهی برای مهاجرت پیدا بکنند، بیش از سی میلیون نفوس در آن جغرافیا زندگی می‌کنند. این‌همه نفوس نمی‌تواند به هر سمتی بروند و هیچ کشوری نمی‌تواند این‌همه نفوذ را در خود جا بدهد. یا آزادی انسانی داشته باشند یا اصلاً زندگی نباشد. وحشتی که فعلاً آنها دارند تجربه می‌کنند خودش زندانی بودن است و خودش اسیر بودن است. امیدوارم که زنان دنیا صدای زنان افغانستان باشند. در کنار زنان افغانستان ایستادگی بکنند و تلاش بکنند، [چنانکه] برای حق و حقوق انسانی خودشان ‌در بیرون افغانستان و یا هم در کشورهای خودشان سال‌ها ایستادگی کردند. نهادهای حقوق بشری، زن‌های آزادیخواهی که سال‌ها در کشورهای خودشان برای آزادی و حقوق برابر تلاش کردند، کنار زنان افغانستان هم ایستاد شوند که ‌زنان افغانستان ‌انرژی بگیرند و احساس تنهایی نکنند.

زن‌تایمز: سپاسگزارم که فرصت گفتگو دادید.

Leave a comment