زهرا نادر
در اواخر ماه دلو به یک «شبِ شعر» که توسط گروهی از زنان در افغانستان برگزار شده بود، پیوستم. قرار بود این شبِ شعر ساعت نُه بهوقت افغانستان از طریق گوگلمیت برگزار شود و خانم هجرت، یکی از برگزارکنندگان این محفل، مرا به گروه واتساپیشان اضافه کرده بود.
«بهخاطر نبود برق و کمکاری انترنت، شبِ شعر را ساعت ده شروع میکنیم. میدانیم فعلاً اکثر دوستا شاید برق ندارند، پس تا ساعت ده… .» طاهره، یکی دیگر از برگزارکنندگان این برنامه در گروه پست کرد و ۳۶۸ عضو گروه را از تأخیر در برگزاری برنامه آگاه کرد.
ساعت دَه شب به وقت افغانستان، از طریق لینکی که در گروه به اشتراک گذاشته شده است، به نشست آنلاین پیوستم. حدود سیزده نفر، از جمله هر دو برگزارکننده، هجرت و طاهره، در برنامه شرکت کرده بودند. با وجود اینکه این دو همدیگر را حضوری ملاقات نکردهاند، اما هر دو، سه سالی میشود این گروه واتساپی را، که بیشتر بهعنوان یک گروه کتابخوانی از آن استفاده میکنند، ایجاد کردهاند.
هجرت که در شمال افغانستان زندگی میکند، گروه کتابخوانی را برای ترویج فرهنگ مطالعه در بین جوانان در زمان همهگیری کرونا ایجاد کرد. هجرت ۲۳ ساله که در یک مؤسسه تدریس میکرده است، در یک مصاحبه تلفنی گفت: «این راهی بود برای حفظ انگیزه در زمانی که همۀ مراکز آموزشی بسته بودند.» او ایدۀ ایجاد یک گروه کتابخوانی آنلاین را در صفحۀ فیسبوک خود پست کرد و بهزودی صد شرکتکننده علاقمندیشان را به شرکت در آن نشان دادند. طاهره، برگزار کنندۀ دیگر شب شعر نیز از کسانی بود که از طریق آن پست فیسبوکی به هجرت وصل شده بود. زمانی که گروه طالبان دوباره قدرت گرفتند و با منع تحصیل و کار زنان، سبب انزوا و خانهنشینی آنان شدند، هجرت و طاهره تصمیم گرفتند که روی زنده نگه داشتن امید در میان اعضای گروه تمرکز کنند.
فعالیتهای آنلاین، یکی از راههایی است که زنان میتوانند حرکتهایشان را با اجتناب از رویارویی با طالبان ادامه دهند. انترنت و پلتفورمهای آنلاین همچنین راهی برای سازماندهی، تشویق یکدیگر و مقاومت در برابر دستورات ظالمانۀ گروه طالبان است. اکثر معترضانی که من در نوزده ماه گذشته با آنها صحبت کردهام، فعالیتهایشان را بهصورت آنلاین سازماندهی میکنند. اما برخی از آنها به دلیل تهدید و هک شدنِ حسابهای کاربریشان، مجبور شدهاند آنها را مسدود کنند.
با این حال، آنها راههای جدیدی برای مقاومت پیدا میکنند. یک ماه پس از تسلط طالبان، دو خواهر به اینترنت آمدند تا صدای خود را بلند کنند: آنها تصنیفهای امید و ناامیدی را نوشتند و اجرا کردند که در رسانههای اجتماعی نشر و دستبهدست شد. آنها برقع میپوشند تا هویت خود را ناشناخته نگاه دارند. یکی از خواهرها به من گفت: «این مبارزۀ مخفیانۀ ماست.» خواهر دیگر گفت: «حتی از زیر برقع، ما شجاعت و قدرت داریم که صدایمان را بلند کنیم.»
تاکنون هجرت و طاهره موفق شدهاند گروه واتساپ خود را مصون نگه دارند. آنها در این گروه یک کلوپ کتابخوانی هفتگی برگزار میکنند. عناوین کتاب از سوی شرکتکنندگان گروه یا سازماندهندگان پیشنهاد داده میشود و سپس برگزارکنندگان فهرست کوتاهی از چهار عنوان را انتخاب میکنند. اعضا با رأی دادن در یک نظرسنجی آنلاین در همین گروه، در مورد انتخاب نهایی تصمیم میگیرند.

هفتۀ گذشته کتاب «سه دختر حوا»، اثر الیف شافاک، با کسب ۴۶ رأی از مجموع ۶۶ رأی، انتخاب شد. در حالی که گروه معمولاً برای چت بسته است، اما هر پنجشنبه آنها میتوانند چت کنند و نظرات و انتقادهای خود را در مورد کتاب آن هفته به اشتراک بگذارند. اعضای گروه همچنین نوشتهها و اشعارشان را در گروه در میان میگذارند و در مورد دیدگاههای یکدیگر با احترام گفتگو میکنند. بزم شعر هم ماهی یک بار در میان اعضای این گروه برگزار میشود.

هجرت در مورد بزمِ شعر میگوید: «ماهی یک بار شب شعر داریم که بهشکل آنلاین برگزار میشود و زنان از نقاط مختلف افغانستان کنار هم میآیند. با هم شعر میگوییم، میخندیم و فضای تار و تیرۀ زندگی را خوش میگذرانیم.»
در آن شنبه در اواخر ماه دلو، شبِ شعر با یک احوالپرسی آغاز شد. یک چیز واضح بود: همه خوشحال بودند که توانسته بودند بر قطعی برق و کندی اتصال اینترنت غلبه کنند و به جلسه بپیوندند.
آنها بهنوبت شعرهای مورد علاقۀ خود از جمله برخی از آثار اصلی خود را میخواندند. همچنین قطعاتی از سیمین بهبهانی و مهدی اخوان ثالث در این فهرست قرار داشتند. مضامین شعرهایی که خوانده میشد، بازتابی از زندگی شرکتکنندگان شب شعر بود: تجربۀ بیعدالتی، مقاومت در برابر ستم و میل به مقابله با چالشها.
یکی از شرکتکنندگان شعری را که تازه مامایش سروده بود خواند:
«در شهر خشم و خون برپاست زندگی/ جایی نمیرویم اینجاست زندگی/ در را به روی او هرچند بستهایم/ آنسوی در ولی ماناست زندگی.»
یکی از شرکتکنندگان پس از ختم این شعر، گفت: «ما همدیگر را ندیدهایم، اما عاشق صدایت شدهام.»
از گفتگوی آنها پس از خوانش هر شعر، میشد دریافت که آنها علاوه بر شعر، برای حمایت از یکدیگر در این گروه کنار هم آمده بودند و پیامهایی که بعد از خواندن هر شعر رد و بدل میشد، بهروشنی روایتگر این حمایت بود.
طاهره، برگزارکنندهای که از کابل شرکت کرده بود، گفت: «با توجه به شرایط، این تنها کاری است که اکنون میتوانیم انجام دهیم. ما گروهی از زنان هستیم که آرزوهای مشترکی برای ادبیات و شعر داریم، بنابراین گرد هم میآییم و میخوانیم. این راه ما برای حفظ خودمان از ناامیدی است.»


