هشت ماه پس از قدرت گرفتن دوبارۀ گروه طالبان، ریچارد بنت به‌عنوان گزارشگر ویژۀ سازمان ملل در مورد وضعیت حقوق‌بشر در افغانستان منصوب شد. این شهروند نیوزیلند سابقۀ کاری طولانی کار در حوزۀ حقوق‌بشر، در سازمان ملل متحد و سازمان‌های مستقلی مانند عفو بین‌الملل دارد. 

اکنون تمرکز او بر وضعیت حقوق‌بشر در افغانستان است؛ جایی که احکام زن‌ستیزانه و سرکوبگرایانۀ طالبان به‌سرعت این کشور را به یکی از مستبدترین کشورهای جهان بدل کرده است. آقای بنت، در مصاحبه‌ با زن‌تایمز، احکام طالبان علیه زنان، از جمله «حذف مطلق» آنان از زندگی عمومی، را «غیرمنطقی» خوانده است. زنان و دختران نه‌ تنها به‌طور سیستماتیک از حق اشتراک در زندگی اجتماعی محروم شده‌اند،‌ بلکه فروپاشی اقتصادی پس از به قدرت رسیدن طالبان در ماه اسد سال ۱۴۰۰، فقر موجود در افغانستان را شدیدتر کرده است. یک سال پس از قدرت‌گیری این گروه، تقریباً کل جمعیت افغانستان (۹۸ درصد از افرادی که در یک نظرسنجی گالوپ اشتراک کرده‌اند) می‌گویند که آنها در «رنج» زندگی می‌کنند. 

چنانکه آقای بنت در این مصاحبه توضیح می‌دهد، وضعیت افغانستان پیچیده است و امکان هرگونه اقدام احتمالی از طرف جامعۀ بین‌المللی چالش‌برانگیز است. گفته‌های آقای بنت ممکن است برای کسانی که خواستار اقداماتی سریع و قاطع‌تر هستند، ناامیدکننده باشد، اما همان‌طور که او توضیح می‌دهد، نظام بین‌المللی، از جمله سازمان ملل متحد، نیازمند واکنشی سنجیده و مستندات دقیق است تا هر گونه تحقیقات و یا پیگردهای قانونی در آینده، بر مبنای قانونی مُحکم استوار باشد.  

زهرا نادر، مدیرمسئول زن‌تایمز این گفتگو با ریچارد بنت، گزارشگر ویژه‌ی سازمان ملل برای افغانستان را در ماه جدی انجام داده است. این مصاحبه به دلیل طولانی بودن و نیز برای وضوح بیشتر ویرایش شده است. 

زن‌تایمز: آقای بنت، تشکر از اینکه وقت‌تان را در اختیار ما گذاشتید. می‌دانیم که بخشی از مأموریت شما «جستجو، دریافت و بررسی و اقدام بر اساس اطلاعاتی است که از همۀ جوانب درگیر با وضعیت حقوق‌بشر در افغانستان» به دست می‌آورید. شما چطور این کار را انجام می‌دهید؟ 

بنت: بیایید به این مأموریت نگاه کنیم: «جستجو، دریافت، بررسی و عمل». 

«جستجو» کار من است. من به دنبال اطلاعات می‌گردم. درست قبل از این مصاحبه، با گروهی از زنان در افغانستان به‌صورت آنلاین صحبت می‌کردم. آنها وضعیت خود را با من در میان می‌گذاشتند. من از آنها سوال می‌پرسیدم. 

من می‌توانم با افغانستانی‌‌ها تماس بگیرم و صحبت کنم. من زمان زیادی را صرف تماس و گفتگو با گروه‌ها و افراد مختلف کرده‌ام. 

در بخش «دریافت»، یک وبسایت رسمی وجود دارد. من حتی آدرس ایمیلم را توییت کردم؛ در دسترس عموم است. تنها کاری که باید انجام دهید این است که «ریچارد بنت، گزارشگر ویژۀ افغانستان» را در گوگل جستجو کنید. در وبسایت [سازمان ملل، صفحۀ ریچارد بنت] می‌توانید اطلاعاتی در مورد مأموریت و فعالیت‌ها و نحوۀ تعامل با گزارشگر ویژۀ سازمان ملل را بیابید. 

اگر مردم بخواهند ایمیل ارسال کنند، می‌توانند از زبان خود، مانند دری و پشتو، استفاده کنند. من می‌توانم آن را ترجمه کنم. من ایمیل‌های زیادی دریافت می‌کنم. بنابراین مدتی طول می‌کشد تا من و تیمم به این ایمیل‌ها پاسخ دهیم. 

زمانی که مردم اطلاعاتی در مورد حقوق‌بشر یا تحلیلی در مورد آن با من شریک می‌کنند، آن بخشی از مأموریت من است. اما وقتی آنها درخواست کمک شخصی مانند پول یا مهاجرت می‌کنند، چالش‌برانگیزتر است، زیرا این بخشی از مأموریت من نیست و من توانایی کمک به همه را ندارم. با این حال من با کسانی که رنج دیده‌اند، همدردی دارم و در صورت لزوم، آنها را به نهادهای مختلف معرفی می‌کنم. 

من سال گذشته با این مأموریت دو بار به افغانستان سفر کردم و امسال نیز قصد دارم دوباره به این کشور و کشورهای منطقه سفر کنم. من سال گذشته بازدیدهایی از ترکیه و قطر داشتم. امسال می‌خواهم با افغانستانی‌هایی که هنوز در منطقه زندگی می‌کنند ملاقات کنم. این قسمتی از مأموریت من در بخش «جستجو و دریافت» است. 

بخش سوم «بررسی و عمل» است. «بررسی» به این معنی است که من می‌خواهم ببینم آیا این اطلاعات مربوط‌‌ به نقض حقوق‌بشر است یا خیر، و اقداماتی را برای تأیید اطلاعات انجام می‌دهم؛ زیرا استانداردهایی در سازمان ملل هست که بر مأموریت من اعمال می‌شود. من به شورای حقوق بشر و مجمع عمومی سازمان ملل گزارش می‌دهم و نیز بیانیه‌های عمومی صادر می‌کنم. من هم‌چنین حضوری نیز سخنرانی می‌کنم در [جاهایی] که دولت‌ها و سازمان‌های غیردولتی می‌توانند از من سؤال بپرسند. 

در مورد «عمل کردن»، من در ماه گذشته چند بیانیه صادر کردم: در مورد قصاص و حدود [شلاق و اعدام در ملأعام]؛ دربارۀ تعطیلی دانشگاه‌ها به روی زنان؛ و بیانیه دیگری در مورد ممنوعیت کار زنان در سازمان‌های غیردولتی. من معمولاً سعی می‌کنم تا امضای سایر همکاران را نیز برای این بیانیه‌ها بگیرم. اخیراً من و گزارشگر ویژۀ سازمان ملل در امور استقلال قضات و وکلا نیز بیانیۀ مشترکی ارائه کردیم. 

من هم‌چنین به‌صورت مکتوب با مقامات طالبان تماس می‌گیرم. به‌عنوان مثال، چیزی به نام سیستم ارتباطات رسمی وجود دارد که محرمانه و مفصل است و بلافاصله علنی نمی‌شود. این سیستم ارتباطات معمولاً شامل ارسال اتهامات با جزئیات آن به دولت، و در این مورد، مقامات حاکم می‌شود که از آنها درخواست پاسخ داریم. من هم‌چنین روی نوشتن نامه و ارتباطات غیررسمی‌تر با هدف ابراز نگرانی کار می‌کنم. به‌عنوان مثال، ابراز نگرانی در مورد بازداشت معترضان و درخواست برای آزادی آنها. 

در اکتبر سال گذشته، [الزام] مستندسازی و حفظ اطلاعات در مورد نقض حقوق‌بشر، به مأموریت من اضافه شد. ما در حال راه‌اندازی سیستمی برای [حفظ] اطلاعات و مستندسازی هستیم. این سیستم به‌شدت محافظت‌شده خواهد بود و هیچ کسی به آن دسترسی نخواهد داشت. این بسیار مهم است که این بانک اطلاعاتی وجود داشته باشد تا افغاستانی‌هایی که حقوق‌شان نقض شده است، بتوانند آن را به‌گونه‌ی درست مستند، ثبت و حفظ کنند، تا فراموش نشود. 

زن‌تایمز: ما به‌عنوان روزنامه‌نگار می‌دانیم که راستی‌آزمایی اطلاعاتی که از افغانستان می‌آید، چقدر دشوار است. در مورد کسانی که حقوق‌شان نقض شده است و نمی‌توانند با سازمان‌های غیردولتی تماس بگیرند، بفرمایید که دنبال چه نوع سند و مدرکی هستید؟ 

بنت: ما می‌خواهیم اطلاعات، تا حد امکان، دقیق و با جزئیات باشد. بنابراین اطلاعاتی که مردم شریک می‌کنند،‌ باید این موارد را شامل شود: محل وقوع حادثه، چه کسی در آن دخیل بوده، چه تاریخ و ساعتی اتفاق افتاده است. اگر آنها اطلاعات را به‌صورت بصری، یعنی عکس یا ویدیو، به اشتراک می‌گذارند، سعی کنند ابرداده (metadata) را حفظ کنند. بنابراین اگر بتوان از طریق عکس و فیلم موقعیت جغرافیایی را پیدا کرد، بسیار مفید خواهد بود. اما من هم‌چنین متوجه هستم که مردم باید مصون بمانند. اولین اصل این است که آسیب نرسانیم، نه به دیگران و نه به خود. 

گزینۀ دیگر برای مردم این است که جزئیات اولیه را گزارش دهند. سپس می‌توانیم موقعیتی را تنظیم کنیم که با افرادی که اطلاعات اولیه را شریک کردند، به‌صورت مصون و محرمانه مصاحبه کنیم. نوشتن برای همه آسان نیست؛ ممکن است برای آنها راحت‌تر باشد تا به زبان خودشان صحبت کنند. اگر نمی‌توانند از طریق سازمان‌های غیردولتی با ما تماس بگیرند، می‌توانند بنویسند یا پیام صوتی بگذارند. 

می‌دانید، روزنامه‌نگار، ناظر حقوق‌بشر یا محقق بودن، در واقع تفاوت چندانی با هم ندارند. آموزش روزنامه‌نگاران برای حقوق‌بشر بسیار خوب است. تفاوت خبرنگاری با حقوق‌بشر این است که شما از چارچوب قانونی استفاده می‌کنید. شما با این سؤال شروع می‌کنید: آیا این نقض حقوق‌بشر است؟ چه چیزی نقض شده است؟ چگونه، کجا و چه زمانی اتفاق افتاد؟ فکت‌ها و حقایق تأییدکنندۀ آن چیست؟ 

زن‌تایمز: آنقدر نقض حقوق بشر در افغانستان اتفاق می‌افتد که من فکر نمی‌کنم تیم شما بتواند همۀ آنها را مستند کند. تخمین زده می‌شود که حدود ۲۰ میلیون زن از حق کار و تحصیل محروم‌اند که آشکارا نقض حقوق‌بشر است. هر یک از آنها می‌توانند گزارشی را با شکایت از نحوۀ نقض حقوق خود به شما ارائه دهد. مسائل اصلی که شما و تیم‌تان در حال حاضر به دنبال آن هستید و مستندسازی می‌کنید، چیست؟ 

بنت: مسئلۀ حقوق زنان و حقوق دختران در اولویت است، زیرا وضعیت آنان همچنان در حال بدتر شدن است. البته ما ظرفیت مستندسازی تمام نقض‌های صورت‌گرفته را نداریم. ما مسائل را مطابق موضوع و روندها بررسی می‌کنیم. 

ما ابتدا به این می‌پردازیم که چه نقضی صورت گرفته است و تأثیر آن چیست. مثلاً ما به تاثیر ممنوعیت تحصیل برای دختران و ممنوعیت کار زنان در سازمان‌های غیردولتی را بررسی می‌کنیم. ما هم‌چنین محدودیت‌های تردد برای زنان، الزامات داشتن محرم، الزامات خانه‌نشینی زنان و محدودیت‌های شرکت زنان در زندگی اجتماعی را بررسی می‌کنیم. 

ما هم‌چنین می‌خواهیم موارد را به‌گونۀ واقعی داشته باشیم. درست مثل یک خبرنگار، ما می‌خواهیم وضعیت را از طریق درک انسانی آن بیان کنیم. در انتخاب تجربه‌ها و داستان‌هایی که درج می‌کنیم، باید کمی گزینشی برخورد کنیم، اما این بدان معنا نیست که ما حق افراد برای مطالبۀ حقوق خود را نادیده می‌گیریم. ما مواردی را که انتخاب می‌کنیم که نمایندۀ نگرانی‌های گسترده‌تر باشد. 

حوزۀ دیگری که اخیراً مورد توجه ما قرار گرفته است، حقوق اقلیت‌ها، از جمله اقلیت‌های مذهبی و قومی، در افغانستان است. من نگرانی‌های خودم را در مورد وضعیت اقلیت‌های شیعه و هزاره بیان کرده‌ام و با ازبیک‌ها و ترکمن‌ها صحبت کرده‌ام. اقلیت‌های زیادی در افغانستان وجود دارند: جوامع قومی، اقلیت‌های زبانی، افراد دارای معلولیت، و هم‌چنین جامعۀ LGBTQI. آنها در افغانستان بسیار در حاشیه هستند و دسترسی به آنها بسیار دشوار است. 

نگرانی دیگر ما در مورد وضعیت خشونت مداوم است که شامل بدرفتاری و شکنجه، قتل، ناپدید شدن و بازداشت خودسرانه و غیرقانونی می‌شود. ما گزارش‌هایی را با دلایل مختلفی دریافت می‌کنیم. در برخی موارد این گزارش‌ها مربوط به انتقام‌گیری از گروه‌های خاص، مانند نظامیان پیشین است. با اینکه یک عفو عمومی اعلام شد، اما در عمل گزارش‌های زیادی نشان می‌دهد که این دستور رعایت نمی‌شود. در بخش قضایی، به نظر می‌رسد که قضات و سارنوال‌ها، به دلیل تعقیب و مجازات اعضای طالبان، اعضای داعش و یا جنایتکاران، از جمله عاملان خشونت‌های خانگی، در معرض انتقام‌جویی قرار دارند. 

و خشونت‌هایی نیز صورت می‌گیرد که ناقض قوانین بین‌المللی شمرده می‌شود؛ مانند شلاق زدن در ملأعام، که نوعی مجازات غیرقانونی و ظالمانه است. تغییرات گسترده‌ای در نحوۀ عملکرد سیستم حقوقی وجود دارد: قضات جایگزین شده‌اند، از سارنوال‌های [پیشین] دیگر استفاده نمی‌شود و حق دسترسی به محاکمۀ عادلانه زیر سؤال است. 

هم‌چنین رویدادهای مربوط‌به درگیری‌های نظامی، به‌ویژه در پنجشیر، اندراب، تخار و دیگر ولایات شمالی، گزارش شده است. برخی از این موارد شامل نقض قوانین بین‌المللی بشردوستانه و قوانین بین‌المللی حقوق‌بشر می‌شوند. اگر درگیری مسلحانه وجود داشته باشد، قوانینی وجود دارد که بر آن حاکم است، از جمله در مورد رفتار با غیرنظامیان و رفتار با جنگجویان، به‌ویژه کسانی که اسیر شده‌اند و دیگر مسلح نیستند. ما گزارش‌هایی مبنی بر بدرفتاری شدید با آنها دریافت کرده‌ایم. 

من هم‌چنین فکر می‌کنم حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، حق دسترسی مردم به مراقبت‌های صحی، آموزش و غیره نیازمند توجه بیشتری است. وضعیت بسیار بد اقتصادی در افغانستان منجر به یک بحران انسانی شده است؛ به این معنا که اکثر مردم به حقوق یادشده دسترسی ندارند. 

وقتی مأموریت من تمدید شد، درخواست شد تا حقوق کودکان نیز در نظر گرفته شود. چگونگی برخورد با کودکان نیز یکی دیگر از مسائل بسیار مهم است. ما گزارش‌های زیادی از ازدواج اجباری، ازدواج زیر سن قانونی، فروش اطفال و هم‌چنین فروش اعضای بدن، دریافت کرده‌ایم. آنها می‌گویند که برخی اوقات به دلیل سیاست‌های طالبان مجبور به این کار می‌شوند و در برخی موارد به علت فقر. وقتی آنها پولی ندارند، مجبورند راهی برای ادامۀ زندگی‌ پیدا کنند. 

زن‌تایمز: شما اشاره کردید که مجازات‌های عمومی طالبان آشکارا ناقض قوانین بین‌المللی است. در گزارش ماه سپتامبر خود نوشته بودید: «مقامات حاکم کشور را کنترل می‌کنند، بنابراین مسئول اجرای تعهدات ناشی از معاهدات بین‌المللی حقوق‌بشر و بشردوستانه‌اند؛ معاهداتی که افغانستان عضو آنهاست، صرف نظر از اینکه حکومت آنها به رسمیت شناخته شده است یا خیر.» اما رهبر طالبان و تنها مرجع قانونگذار این گروه گفته است که آنها قوانین ساختۀ بشر را قبول ندارند. این برخورد چگونه بر کار شما تأثیر می‌گذارد، و شما چگونه در مورد سیاست‌های طالبان در قبال قوانین بین‌المللی صحبت می‌کنید؟ و اینکه آنها گفته‌اند اصولی را که با استفاده از آن شما می‌خواهید آنها را پاسخ‌گو کنید، نمی‌پذیرند؟ 

بنت: من فکر می‌کنم در موضع طالبان تناقضات زیادی وجود دارد. آنچه من در گزارش خود گفتم درست است: چه طالبان به‌عنوان حکومت قانونی کشور به رسمیت شناخته شوند یا نه، آنها هم‌چنان مسئول معاهدات بین‌المللی‌ای هستند که افغانستان آن را تصویب کرده است و این کشور شمار زیادی از این معاهدات را تصویب کرده است. 

 پاسخ‌های متفاوتی وجود دارد. شما به نقل از [هبت‌الله آخوندزاده، رهبر طالبان] گفتید که آنها قوانین ساخت بشر را به رسمیت نمی‌شناسند، اما قوانین بین‌المللی اعمال می‌شود. ثانیاً، آنها هم‌چنان می‌گویند که می‌خواهند در سازمان ملل یک کرسی داشته باشند. [باید به آنها گفت:] نمی‌توان خدا و خرما را با هم خواست. اگر گروه طالبان خواهان یک کرسی در سازمان ملل است، [باید بدانند که] قوانین خاصی وجود دارد که بر آن حاکم است: یکی، منشور سازمان ملل، و دوم، اعلامیۀ جهانی حقوق‌بشر. شما با این دو چیز انتخاب دیگری ندارید. شما اعلامیۀ جهانی حقوق‌بشر را تأیید نمی‌کنید. برای عضویت در سازمان ملل باید آن را بپذیرید؛ چاره‌ای جز این نیست. 

کشورها می‌توانند انتخاب کنند که معاهداتی مانند کنوانسیون رفع کلیه اشکال تبعیض علیه زنان یا کنوانسیون منع شکنجه را تأیید کنند. افغانستان این کار را کرده است و بنابراین، طالبان ملزوم به رعایت آن است. وقتی با آقای متقی، سرپرست وزیر امور خارجه، صحبت کردم، او به من گفت که طالبان این قوانین را می‌‌پذیرد و به آن احترام می‌گذارد، تا زمانی که با شریعت اسلام منافات نداشته باشد. البته چنین سخنی خود تردیدبرانگیز است. طالبان باید جزئیات بیشتری در این مورد بدهد که این واقعاً به چه معناست. بنابراین یک تصویر مغشوش از [موضع طالبان در این مورد] وجود دارد. 

وقتی صحبت از قوانین موجود در کشور می‌شود، به من گفته شده است که مقامات طالبان در حال بررسی آنهایند تا ببینند که آیا با شریعت اسلامی سازگاری دارند یا خیر. این کار با رعایت قوانین بین‌المللی یکسان نیست، زیرا قوانین بین‌المللی توسط شریعت تنظیم نمی‌شود. سپس مسئلۀ جهان اسلام به‌عنوان یک کل مطرح است. هیچ کشوری با اکثریت مسلمان رویکردی مشابهِ طالبان نسبت‌به اسلام ندارد. اخیراً بیانیه‌ای از سوی سازمان همکاری اسلامی منتشر شد که در آن اعلام شد که آنها به‌شدت باورمند به حق تحصیل دختران‌ا‌ند. 

ما باید آنها [طالبان] را متقاعد کنیم که این حقوق، صرف‌نظر از هر دینی، اعمال می‌شود. فرقی نمی‌کند مسلمان، مسیحی یا هندو باشید. اینها استانداردهای جهانی است که به ۸۰ سال قبل باز می‌گردد؛ به زمانی که اعلامیۀ جهانی حقوق‌بشر توسط کمیته‌ای متشکل از کشورها، از جمله کشورهای اسلامی، تهیه شد. 

زن‌تایمز: آنچه دیده می‌شود این است که جامعۀ بین‌المللی نگران است و تلاش می‌کند کاری انجام دهد، اما طوری احساس می‌شود که گویا هیچ اقدام مشخصی برای پاسخگو کردن طالبان وجود ندارد. کار شما مستندسازی است، اما چگونه می‌توانیم طالبان را پاسخگو کنیم؟ چه نوع قوانین بین‌الملل می‌تواند در اینجا راهگشا باشد؟ آیا راهی وجود دارد که بتوان افغانستان را به‌عنوان آپارتاید جنسیتی به رسمیت شناخت؟ کشورها، برای اِعمال فشار بر طالبان، چه اقداماتی می‌توانند بکنند؟ 

بنت: قبل از اینکه به آپارتاید جنسیتی برسم، اجازه دهید به قوانین بین‌المللی‌ای بپردازیم که ممکن است نقض شده باشد و من آنها را در گزارش‌هایم درج کرده‌ام. قوانینی در مورد حقوق مدنی و سیاسی، حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، شکنجه و تبعیض نژادی وجود دارد. همۀ اینها قوانینی‌اند که بر افغانستان اعمال می‌شود. هم‌چنین قوانینی وجود دارد که حاکم بر منازعات و درگیری‌های مسلحانه است و از حقوق و جان غیرنظامیان یا سربازان خلعِ سلاح‌شده محافظت می‌کند. هم‌چنین ممکن است جنایاتی علیه بشریت وجود داشته باشد که یک گروه‌ قومی را متاثر کرده باشد. و ممکن است تبعیض چندگانه یا متقاطِع وجود داشته باشد. برای مثال، به این دلیل [مورد تبعیض قرار گرفته باشید] که هزاره یا یک زن هستید، یا هر دو، و یا ممکن است دارای معلولیت نیز باشید. تبعیض زمینه‌ساز اکثر موارد نقض حقوق‌بشر است و می‌تواند به سطح جنایات جدی بین‌المللی، از جمله جنایات علیه بشریت، نیز برسد. 

بنابراین، با بررسی وضعیت زنان در افغانستان، مشخص است که تبعیض سیستماتیک وجود دارد. آیا این چیزی است که می‌توان به آن توجه کرد؟ یا چه کسی در قوانین بین‌الملل به آن توجه می‌کند؟ ممکن است، به‌طور مثال، دادگاه کیفری بین‌المللی بتواند به این جنایات علیه زنان توجه کند و وقتی این جنایات به درجۀ شدید رسید، [مصداق] قانونی به نام «آزار و اذیت مبتنی بر جنسیت»، به‌عنوان بخشی از اساسنامۀ رم، [قرار می‌گیرد.] آزار اذیت مبتنی بر جنسیت می‌تواند یک جنایت بین‌المللی مانند جنایت علیه بشریت باشد. 

ما هنوز تأثیر این قوانین را زیاد ندیده‌ایم، چون این پیش‌فرض وجود دارد که ابتدا سیستم‌های داخلی/ملی مسئولیت تحقیق و پاسخگو کردن مجرمان را به عهده دارد و سیستم‌های بین‌المللی از آن حمایت خواهد کرد. می‌دانیم که دادگاه کیفری بین‌المللی تحقیقات خود را در مورد افغانستان چندی پیش آغاز کرده است. این احتمال وجود دارد که  در این دادگاه به پرونده‌هایی در مورد جرایمی که در وضعیت کنونی و در گذشته اتفاق افتاده است، رسیدگی شود. احتمال دارد پرونده‌هایی در مورد جرایمی که در زمان حاضر به وقوع می‌پیوندد و در گذشته ارتکاب یافته است، در دادگاه کیفری بین‌المللی وجود داشته باشد. هم‌چنین امکان اِعمال صلاحیت قضایی جهانی وجود دارد که بر اساس آن یک کشور می‌تواند فردی از کشور دیگر را به دلیل ارتکاب جنایات بین‌المللی مانند قتل، شکنجه و یا به  جرم آزار اذیت مبتنی بر جنسیت، تحت تعقیب قرار دهد. 

و در نهایت موضوع آپارتاید جنسیتی! البته می‌دانیم که قوانین آپارتاید چندین دهه پیش برای مقابله با وضعیتی در آفریقای جنوبی معرفی شده است. و همان‌طور که اشاره کردید، وقتی به تعریف قانونی آپارتاید نگاه می‌کنید و لنز نژادی را به لنز جنسیتی تغییر می‌دهید، به نظر می‌رسد که وضعیت افغانستان می‌تواند با تعریف آپارتاید همخوانی داشته باشد. با این حال، این قانون نمی‌گوید جنسیت، بلکه فقط نژاد را بیان می‌کند. بنابراین برای دنبال کردن اجرای این قانون، باید تحولی در حقوق بین‌الملل صورت گیرد. 

 آزار اذیت مبتنی بر جنسیت اکنون قابل پیگرد قانونی است. از نظر حقوقی، آپارتاید جنسیتی شاید در آینده قابل پیگیری باشد، اما مفهوم مهمی است که جوانب مختلفی را شامل می‌شود. آفریقای جنوبی توسط بقیۀ جهان منزوی و در نهایت، رژیم آپارتاید سرنگون شد. تغییر از درون بود، اما فشارهایی از بیرون نیز وجود داشت: آفریقای جنوبی به دلیل وجود آپارتاید در آن کشور از مجمع عمومی حذف شد. سپس سازمان ملل متحد کنگرۀ ملی آفریقا، یک حزب آزادی را به رسمیت شناخت که در نهایت به دولت آفریقای جنوبی بدل شد. 

من اینجا در پی دفاع از این یا آن موضوع نیستم؛ من فقط به چیزی که در آپارتاید آفریقای جنوبی رخ داد، اشاره کردم. 

زن‌‌تایمز: اگر قبلاً قوانینی وجود داشته است که طالبان آشکارا آنها را نقض کرده‌اند، موقعیت‌هایی که شما و دیگر کارشناسان سازمان ملل آن را جنایت علیه بشریت دانسته‌اید، تعجب‌برانگیز است که چرا در عمل در مورد برخورد با عاملان تردید وجود دارد؟ جامعۀ جهانی چه اقداماتی می‌تواند در این مورد انجام دهد؟ 

بنت: ابزارهایی که وجود دارند عمدتاً ابزارهای حقوقی و سیاسی‌اند. مثلاً تحریم‌ها و مشوق‌ها. بسیاری از مردم در مورد تحریم‌ها صحبت می‌کنند، مانند ممنوعیت سفر و تحریم‌های مالی. شاید کمتر در مورد مشوق‌ها صحبت شود. من فکر می‌کنم اگر طالبان به مردم افغانستان اهمیت دهند، متوجه خواهند شد که بازگشت پول به کشور، دریافت کمک‌های بشردوستانه و کمک‌های انکشافی سودمند خواهد بود. 

هم‌چنین پرسش‌هایی بسیار دشواری وجود دارد، زیرا برخی از سازمان‌های غیردولتی پس از دستور اخیر طالبان مبنی بر اینکه زنان نباید برای سازمان‌های غیردولتی کار کنند، فعالیت‌های خود را به تعلیق درآوردند. آنها گفتند اگر زنان نتوانند برای ما کار کنند، ما نمی‌توانیم عملیات خود را انجام دهیم. این یک موضع اصولی است، اما هم‌چنین نیاز به گفتگو با افغانستانی‌ها، به‌ویژه زنان، در مورد تأثیر ارائه نکردن کمک‌های بشردوستانه توسط سازمان‌های غیردولتی بین‌المللی وجود دارد. آیا مردم جان خود را از دست خواهند داد؟ بنابراین این تصمیمات واقعاً بسیار سخت است و شکی نیست که طالبان مردم خود را در این وضعیت بسیار ناامیدکننده قرار داده‌اند. پاسخ به این سوال بسیار سخت است. نکتۀ نهایی باید این باشد که حقوق زنان نباید از بین برود. این حقوق مقدس است. 

زن‌تایمز: شما دو بار از افغانستان دیدن کرده‌اید و با همۀ طرف‌ها (جامعۀ مدنی افغانستان و گروه طالبان) صحبت کرده‌اید، شما قبلاً با سازمان ملل متحد در افغانستان کار کرده‌اید، از جمله بین سال‌های ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۷، و در منازعات دیگر نیز کار کرده‌اید. چالش‌برانگیزترین بخش شغل شما در افغانستان چیست؟ و آیا به خبرنگاران، اعضای جامعۀ مدنی یا فعالان حقوق‌بشر توصیه یا پیشنهادی دارید که آنها برای تغییر وضعیت در افغانستان چه کاری می‌توانند انجام دهند؟ 

بنت: چالش‌برانگیزترین بخش، تبعیض علیه زنان است، پاک‌سازی مطلق آنان [از عرصه‌های عمومی]. این بسیار غیرمنطقی است و هیچ معنایی ندارد. من می‌دانم که [چنین چیزی] از منظر مذهبی بیان می‌شود، اما نمی‌دانم که زنان و دختران در سطح جهان [به چه پیمانه] از تبعیض رنج می‌برند، اما، به شمول کشورهای مسلمان، هیچ کشور دیگری با زنان خود به‌گونه‌ای رفتار نمی‌کند که در حال حاضر در افغانستان با آنها رفتار می‌شود. 

ثانیاً، پیام‌های بسیار متفاوتی [فرستاده می‌شود]. برای مثال اینکه زنان می‌توانند تحصیل کنند، اما مدارس و دانشگاه‌ها باز نمی‌شوند. با این حال، در یک جامعۀ به‌لحاظ جنسیتی تفکیک‌شده، حضور زنان در سیستم پزشکی برای درمان زنان دیگر نیاز است. اگر آنها نتوانند کار کنند و اگر نتوانند تحصیل کنند، چگونه این اتفاق می‌افتد؟ درک غیرمنطقی بودن مسائل جنسیتی دشوار است. من فکر می‌کنم که در مورد اقلیت‌ها، به‌ویژه اقلیت‌های مذهبی و قومی مانند جامعۀ شیعه و هزاره، [نگرش] غیرمنطقی زیادی وجود دارد. فقدان احترام به تنوع، برای [جامعه‌ای با] تفاوت‌‌های اجتماعی، یک چالش است. 

توصیه‌هایی برای روزنامه‌نگاران و جامعۀ مدنی این است که من فکر می‌کنم تغییرات در افغانستان بیشتر از داخل کشور رخ خواهد داد، امیدوارم غیرافغانستانی‌ها و هم‌چنین افغانستانی‌های خارج از کشور، از آن حمایت کنند. بنابراین جامعۀ مدنی در زنده نگه داشتن امید، انتقال اطلاعات [به افغانستان] و زنده نگه داشتن تعهد به اصول حقوق بشر نقش دارد. 

[و سفارش من به] روزنامه‌نگاران [این است که] به اصول و حقوقی چون: آزادی، اطلاعات، حق دانستن، و حق و اراده برای ابراز وجود احترام بگزارند. بسیار مهم است که به این حقوق احترام گزارده شود، حتی در عصر ظلمت، زیرا آنها روشنی‌بخش‌اند. [احترام گزاردن به این اصول و رعایت این حقوق] به مردم کمک می‌کند و هم‌چنین از زنان و کودکان از نظر جسمی و روحی محافظت می‌کند. 

زن‌تایمز: آقای بنت، سپاسگزارم از شما که وقت خود را در اختیار ما گذاشتید و دیدگاه خود را با ما در میان گذاشتید. 

Leave a comment