مهتاب صافی*، مهسا الهام* و فرشته غنی
خانهی گِلی اسحاق* در شهر فیروزکوه، مرکز ولایت غور، سایهرخ و سرد است. این اولین زمستانی است که او و خانوادهاش در شهر زندگی میکنند. اسحاق ۳۲ساله، پس از آن که خشکسالی داروندارشان را گرفت، همراه زن و فرزندانش به شهر آمدند تا به مؤسسههای کمکرسان نزدیکتر باشند. این خانواده با بستههای غذایی سازمان غیردولتی روز خود را سپری میکردند و گه گاهی که اسحاق میتوانست کاری پیدا کند، آنها میتوانستند آن شب بخاریِ زنگزدهی خانهشان را گرم کنند.
اما وقتی طالبان کار زنان در سازمانهای غیردولتی را ممنوع کردند، مؤسسهی کمکرسانی که اسحاق و خانوادهاش را در فیروزکوه کمک میکرد، فعالیت خود را متوقف کرد. اکنون افراد آسیبپذیری مانند اسحاق* و خانوادهاش همزمان با دو بحران حیاتی روبهرو هستند: گرسنگی و سرمای شدید.
زمانی که سرما شدت گرفت، چند هفته از بیکاری اسحاق میگذشت. آن جمعه، به تاریخ ۳۰جدی، دمای هوا به منفی ۳۳درجه سانتیگراد رسید. خانهی سایهرخ آنها به اندازهای سرد شده بود که آب در دهلیز خانهی او یخ زده بود. اسحاق و همسرش آمنه* کمی چوب بلوط از همسایه قرض گرفتند تا بخاری را روشن کنند. اما چوبها نم داشتند و آنها هرچه کردند آتش نگرفت. ناچار شدند با سه طفل خود زیر کمپل بخوابند.
نیمههای شب اسحاق از شدت سرما بیدار شد. دستش را روی صورت وحید ۷ سالهاش گذاشت. صورت پسرک یخ بود؛ دست و پایش هم. ترسان و لرزان پسرش را تکان داد، اما وحید کوچک جان داده بود.
آمنه پسر سهساله و دختر نهسالهاش را تکان داد. بدن آنها هم یخ بود، اما هنوز نفس میکشیدند. اسحاق به زنتایمز شرح داد: «با خود گفتیم اگر در این هوای سرد از خانه بیرون شویم، شاید دو طفل دیگرمان هم از بین بروند. مجبور شدیم تا صبح کنار جسد پسرمان بنشینیم و مراقب باشیم دو طفل دیگرمان یخ نزنند.»
هوا به حدی سرد بود که تا صبح، دست و پای همسر اسحاق و دو فرزند آنها از حرکت بازماند. آنها بعد از دو روز( دوشنبه، سوم دلو) از شفاخانه مرخص شدند. اسحاق میگوید: «همسایهها و دوستانمان برای چند روز به من کمک کردند تا کمی مواد سوخت بخرم، اما زندگیِ ما که همین چند روز نیست. در این وضعیت چه کار کنیم؟ کسی نیست که صدای ما را بشنود.»
وحید ۷ساله تنها قربانی سرمای این زمستان در افغانستان نیست. براساس آمارهایی که زنتایمز از ۱۱ولایت جمع آوری کرده، حداقل ۱۷۴نفر در سه هفتهی اخیر بر اثر سرمای شدید جان خود را از دست دادهاند. خبرنگاران زنتایمز برای جمعآوری این دادهها، با ۴۰منبع محلی از جمله باشندگان، بزرگان و فعالان تماس گرفتهاند. بنابر این دادهها، سرما بیشترین قربانیانش را از میان معتادان بیخانمان گرفته است.
منابع محلی در ولایت نیمروز از مرگ ۴۱تن به شمول ۳۱مرد معتاد بیخانمان بر اثر سرما خبر دادند. ساکنان ولایت بدخشان نیز به زن تایمز گفتند که ۳۶نفر به شمول دو کودک در این ولایت جان باختهاند. در ولایت هرات، کارکنان صحی که خواستند نامشان فاش نشود، در گفتوگو با زن تایمز تأیید کردند که سرما جان ۳۲معتاد بیخانمان، از جمله هفت زن را گرفته است.
هرچند در زمستانهای افغانستان دما اغلب زیر صفر است، اما شدت سرما در ماه دلو بیسابقه بود. میانگین دمای هوای کابل معمولاً در این ماه حدود منفی ۴ درجه سانتیگراد است، اما امسال دمای هوا تا منفی بیست درجه رسید. سرمایی تا این اندازه شدید به این معناست که بسیاری از خانوادهها محتاج کمکهایی از قبیل غذا و مواد گرمایشی هستند. دفتر هماهنگی امور کمکهای بشری سازمان ملل متحد در افغانستان (اوچا) اعلام کرد که بیش از ۲۸ میلیون نفر از جمله ۱۵میلیون کودک در افغانستان به کمکهای حیاتی نیاز دارند.
ادارهی مبارزه با حوادث طبیعی طالبان نیز آمار تلفات و خسارات را اعلام کرده است. در پیام ویدیویی به زنتایمز، شفیعالله رحیمی، سخنگوی این اداره تایید کرد که از تاریخ ۲۰ جدی تا کنون در اثر سرمای شدید، آتش سوزی، سیلابها و گاز گرفتگي ۱۷۵ نفر در ۲۴ ولایت کشور جان باخته و ۳۰ تن دیگر زخمی شدهاند. او همچنین گفت که بیش از ۱۶۰ منزل مسکونی نیز تخریب شده و نزدیک به ۸۰ هزار مواشی از بین رفتهاند.
آمار جمع آوری شده توسط زنتایمز که نشان میدهد ۱۷۴ نفر در ۱۱ ولایت کشور جان باختهاند، شامل موارد آتشسوزی، سیلابها و گاز گرفتگی نمیشود.
یکی از ولایتهایی که زنتایمز آمار قربانیان سرمای زمستان بیسابقه را در آن ثبت کرده، ولایت سمنگان در شمال افغانستان است. در ۲۳جدی، زمانی که دمای هوا به منفی ۲۳درجه سانتیگراد رسید، خانهی فاتح*، مانند سردی یخچال، سرد شده بود. او که یک ماه قبل کارش در معدن زغالسنگ را از دست داده بود، توان خرید زغالسنگ یا چوب را نداشت. فاتح و همسرش با سوزاندن سرگین خشک گاو، خانه را گرم میکردند.
فاتح به زنتایمز میگوید: «نیمههای شب با صدای چیغ خانمم از خواب پریدم. دیدم که پریشان است. وقتی طرف دخترم نگاه کردم، دیدم کبود شده.» خانمش به او گفت که کمپل از روی دختر ۱۰سالهشان لغزیده و او یخ زده است. آنها دخترشان را در آغوش گرفته و به نزدیکترین کلینیک رساندند؛ اما داکتران گفتند که فرزندشان دیگر زنده نیست. او میگوید: «یکی از دخترانم فوت کرد، اما میترسم سه طفل دیگرم را هم از دست بدهم؛ چون سرگین گاو نمیتواند این سرمای شدید را از بین ببرد.» فاتح نهتنها توان خریدن مواد سوخت را ندارد، بلکه میترسد در ماههای آینده حتا نتواند غذایی برای سیر کردن شکم فرزندانش تهیه کند.
همان شب، در روستایی در حومهی شبرغان مرکز ولایت جوزجان، سرما جان صدیق* را نیز گرفت. او یکونیم سال اخیر بیمار بود. همسرش رخسار* میگوید: «وضعیت صحی شوهرم خیلی بد بود. به داکتران گفتم که خانهی ما خیلی سرد است و جای گرمی نداریم که او استراحت کند. پیش آنها زاری کردم که بگذارند در شفاخانه بماند، اما قبول نکردند و گفتند جا نداریم.»
آن شب، صدیق زیر صندلی خانهشان خوابید. نیمهی شب رخسار بلند شد که وضعیت شوهرش را بررسی کند. بدنش سرد بود.
زن تازه بیوه حتا پول به خاکسپاری شوهرش را نداشت. او میگوید: «همسایهها و اقاربم کفن و لوازم میت را آوردند و شوهرم را دفن کردیم.» حالا رخسار حیران مانده که چطور از شش اولادش که کوچکترینشان دو ساله است، مراقبت کند. او میگوید: «وضعیتم بسیار خراب است؛ نه سوخت داریم و نه غذا برای خوردن. همسایهها کمی زغال به من دادند تا صندلی را گرم کنم وگرنه بچههایم یخ میزدند.»
*برای حفظ هویت افراد اسامی تغییر داده شده است.
متین مهراب*، عطیه فرآذر* و ثنا عاطف* در تهیه این گزارش مشارکت داشتند.


