مهتاب صافی
در ادامهی سیاست آپارتاید جنسی طالبان در افغانستان، در تازهترین مورد این گروه روز شنبه (۳ جدی) به مؤسسههای داخلی و خارجی دستور دادند تا به زنان اجازهی کار در این مؤسسات را ندهند. طالبان هشدار دادند که اگر موسسهای از اجرای این قوانین سرباز زند، جواز فعالیتشان لغو خواهد شد.
زنتایمز در گزارش پیشرو با زنانی صحبت کردیم که در یک سال گذشته به دستور مستقیم طالبان کارشان را از دست دادهاند. این زنان در چه وضعیتی هستند؟
راحله حکیمی* ۳۵ ساله با خانوادهی هشت نفریاش در قریه کوهگنبد شهر شبرغان، مرکز ولایت جوزجان در یک خانهی گِلی و کهنه زندگی میکند. او پیش از تسلط طالبان بیش از ده سال در یکی از ادارههای دولتی در بخش ارائه خدمات به زنان کار میکرد و ۱۳هزار افغانی معاش داشت. او با این معاش اندک، هم خرج خانهاش را میپرداخت و هم به مادر و پدر پیرش که با او زندگی میکنند، رسیدگی میکرد. شوهرش نیز با رانندگی ریکشای شهری، بخشی از مصارف خانه را به دوش داشت. فرزندانش هم به مکتب میرفتند. او از وضعیت زندگیاش راضی بود.
اما پس از تسلط دوبارهی طالبان، معاش او تقلیل یافت. طالبان به او و زنان دیگری که با او در یک اداره کار میکردند، گفتند که بر سر کار نیایند و معاششان را هم به ۲۵۰۰ افغانی کاهش دادند. طالبان به این هم اکتفا نکردند و در ماه سنبله، او و ۴۰ تن زنان دیگر را طی مکتوب رسمی از کار برکنار کردند و به جای آنها افراد وابسته به این گروه را جایگزین کردند.
راحله همراه چند تن از زنان برکنارشده چند روز بعد از برکناری، برای دادخواهی به مقام ولایت طالبان رفتند، اما نهتنها به خواستهای آنان رسیدگی نشد، بلکه با تهدید به بازداشت از سوی آنها نیز مواجه شدند.
راحله در گفتوگو با زنتایمز میگوید: «طالبان به ما گفتند شما اگر آبرو و عزت میداشتید، هر روز به اینجا نمیآمدید. دیگر هیچیک شما اجازهی داخل شدن به دروازه مقام ولایت را ندارید. فیصله صورت گرفته است که زنان نباید بیرون از خانه کار کنند.»
تمام تلاشهای راحله و همکارانش بینتیجه ماند. اکنون چندماه میشود که بیکار است. شوهرش با ریکشایی که دارد، روز ۱۰۰ افغانی به دست میآورد. با این پول فقط میتوانند مصرف نان خشک را بپردازند. راحله که فعلاً با گرفتن قرضه از دوستان خود زندگی میکند، نگران زمستان پیشروست. «بسیاری اوقات گرسنه میخوابیم. نمیدانم با این بیکاری چهکار کنم. از بس فکر میکنم، گاهی احساس میکنم دیوانه خواهم شد.»
راحله در تجربهی این وضعیت تنها نیست. عاطفه* ۳۳ ساله فارغالتحصیل از رشتهی اقتصاد، نیز روایت مشابهی دارد. او نیز مثل راحله در ماه سنبله از کار اخراج شده است. عاطفه پیش از تسلط طالبان ۱۵ هزار افغانی معاش داشت و با همسر و یک طفلش زندگی نسبتاً خوبی داشتند، اما پس از تسلط دوبارهی طالبان، زندگیاش دگرگون شد. او میگوید که اکنون در وضعیت بد اقتصادی بهسر میبرد.
او سهماه پیش از قدرتگیری دوبارهی طالبان، ۱۵۰ هزار افغانی، از یک بانک خصوصی با دادن ضمانت قبالهی خانه، قرضه گرفت تا موتر برای همسرش بخرد تا او بتواند از این طریق مصارف زندگیشان را تهیه کند. اما همان شب دزدان آمده همهی پولهایشان را با خود بردند. او با گرفتن قرضه از یکی از اقوام همسرش پول بانک را پرداخت نمود، اما حالا مجبور است ماهی ۱۰ هزار افغانی برای پرداخت قرضش پیدا کند.
این روزها عاطفه برای بازپرداخت این قرض در خانههای مردم به صفاکاری و لباسشویی مشغول است. او میگوید: «وقتی به من دستور میدهند که باید درست لباسها را تمیز کنم یا یک کار را دوبار انجام دهم، اشکهایم سرازیر میشود. من یک زن تحصیلکرده هستم و سالها کارمند بودم و تصور نمیکردم روزی این گونه زندگی کنم.»
سرنوشت این دو زن کارمند، تقریباً روایت مشترک اکثر زنان تحصیلکرده است که زمانی در ادارههای دولتی افغانستان و مؤسسههای دولتی و خصوصی کار میکردند و بعد از تسلط طالبان خانهنشین شدند. طالبان بعد از قدرتگیری دوباره زنان را از داشتن حق کار، تجارت و تحصیل محروم کردند. اکنون این زنان، بخشی از ۹۵ درصد نفوسی است که گفته میشود توانایی تأمین هزینههای ابتدایی زندگیشان را ندارند. این در حالی است که بر أساس آمارهای سازمان ملل، حذف زنان از کار سالانه یک بیلیون دالر برای افغانستان هزینه دارد.
*اسامی برای حفظ هویت مصاحبهشوندگان مستعار انتخاب شدهاند.


