ثنا عاطف
زینب ۲۶ ساله، به تاریخ ۸ نوامبر امسال با پدرش برای درمان به پاکستان رفت. او از راه زمینی گذرگاه چمن ـ بولدک قندهار وارد خاک پاکستان شد. در این گذرگاه مامورین پاکستانی مأمور بازرسی و نظارت بر مرز زمینی هستند. زینب در مرز میبایست پروسهی انگشتنگاری یا بایومتریک را سپری میکرد که به گفتهی او از سوی مامور پاکستانی مورد آزار جنسی قرار میگیرد.
زینب در گفتوگو با زنتایمز میگوید، در زمان بایومتریک مامور پاکستانی به بخشهای خصوصی بدن او دست زده است: مامور به من گفت که انگشتانت را روی ماشین بگذار. وقتی ماندم، او گفت درست نیست. دستانم را در دست گرفت و پس از لمسها و فشارهای عجیب دستانم روی ماشین گذاشت. بعد از آن دستانش را روی ران پایم مالید و دور شد. وقتی نوبت چشمهایم رسید، نزدیکم آمد تا سرم را مستقیم به سوی کمره بگیرد، اما آهسته دست خود را روی سینهام گذاشت و چندین بار فشار داد.»
بایومتریک پروسهای است معمولا در زمان عبور از مرز به منظور انگشتنگاری و تصدیق هویت افراد و در زمانی در حدود ۳ـ۵ دقیقه انجام می شود. روندی که در مورد زینب نزدیک به ۱۵ دقیقهی طول کشیده است. او میافزاید: وقتی که مامور پاکستانی بدنم را لمس کرد من بالافاصله واکنش نشان دادم. دستاش را پس زدم و گفتم: به من دست نزنید. من مریض هستم و باید به تداوی بروم، مجبورهستم بروم. چرا اذیتم میکنید. اما او به من گفت: اگر تو بخواهی من تداویات میکنم.»
زینب در حالی که از تعریف این تجربه منقلب شده است، میافزاید: وقتی کار پروسهی بایومتریک تمام شد، میخواستم سریع از آنجا بیرون شوم که مامور اسنادم را به دستش گرفت. کوشش میکرد، به بهانهی بررسی اسناد، نزدیکم بیاید. بازوها و زانوهایم را لمس میکرد و خود را به من میچسپاند. هربار که خود را کنار میکشیدم با غیض میپرسید، این تذکره که از خودت نیست. در عکسها فرق داری. گفتم: وقتی تذکره گرفتم سنام کوچک بود. اما او باز هم نزدیکم شد وادامه داد: حالا هم کوچک هستی.»
در حین گفتوگو زینب بارها یاد میکند که ۱۵ دقیقهای را که در ادارهی تصدیق هویت در مرز پاکستان سپری کرده بدترین خاطرات عمرش است. او نأکید میکند حتا حالا که به افغانستان برگشته است هنوز کابوس آن تجربه و ان لحظه را میبیند: چهرهی آن مامور پاکستانی حالا هم وقتی بهیادم میآید، مرا میترساند. صورت بزرگ، بروتهای سیاه و پرپشت و شکم برامدهاش هیچ وقت فراموشم نمیشود.»
تجربهی آزار جنسی در مرز زمینی افغانستان و پاکستان تنها به روایت زینب خلاصه نمیشود. فاطمهی ۳۲ ساله زنی از ولایت زابل نیز با تأیید این مسئله به زنتایمز میگوید او در مقابل چشمان شوهرش مورد آزار و اذیت جنسی پولیس مرزي پاکستان قرار گرفته است. فاطمه ۶ سال است ازدواج کرده است. اما فرزندی ندارد. او همسرش بعد از تلاشهای زیاد برای تداوی در کابل تصمیم گرفتند که به پاکستان بروند و آنجا معالجه شوند. فاطمه به تاریخ ۱۰ ماه نوامبر سال جاری میلادی بعد از سپری کردن تمام طۍ مراحل اداری وقتی از مرز چمن ـ بولدک می گذشتند، از سوی پولیس پاکستانی در زمان بازرسی بدنی مورد آزار و اذیت جنسی قرار گرفته است.
فاطمه در گفتوگو با زنتایمز میگوید: وقتی که از مرز میگذشتیم، پولیس صدا زد: ایستاد شوید. به ما گفتند: شما تلاشی نشدهاید. در وقت تلاشی، پولیس پاکستانی به من نزدیک شد. شوهرم گفت که زنان را باید پولیس زن تلاشی کند اما آن مرد جواب داد: نخیر. خودم تلاشی میکنم، پولیس زن نیست.»
فاطمه و همسرش که راه دیگری برای گذشتن از مرز نداشتند بازرسی بدنی از سوی پولیس مرد را میپذیرند. وی میافزاید: او به بهانهی تلاشی تمام بدنم را لمس کرد، وقتی که عکسالعمل نشان میدادم و خودم را دور میکردم، به همان بخشهایی که حساسیت نشان میدادم بیشتر دست میزد.»
او میافزاید: از شدت بیچارگی گریه میکردم. چشمان شوهرم هم پر از اشک شده بود. از شرم طرف کسی دیده نمیتوانستم، حتا با شوهرم چشمبهچشم شده نمیتوانستم. بعد از تلاشی، پشت سر شوهرم ایستاده بودم، همان پولیس پاکستانی به طرفم میدید و میخندید. در آن لحظه یک آرزو داشتم، که مرگ سراغم بیاید.»
فاطمه میگوید پس از برگشتن به افغانستان، تجربهی آزار جنسی و حس تحقیر ناشی از آن باعث گوشهگیریاش شده است. او از اینکه در مقابل چشمان شوهرش مورد آزار و اذیت جنسی گرفته، خیلی ناراحت است.
یافتهها در اینباره نشان میدهند که موارد آزارهای جنسی و جنسیتی زنان از سوی مسئولان مرزی پاکستان دامنهی وسیعی دارد و امر تازهای نیست. در اوایل ماه نوامبر یک زنی از افغانستان در قالب ویدیویی که در شبکههای اجتماعی نیز منتشر شد، از آزارهای جنسیای که هنگام بازرسی در مرز تورخم از سوی مرزبانان پاکستانی تجربه کرده بود، پرده برداشت. در واکنش به آن روایت، مقامات پاکستانی در گذرگاه تورخم تائید کردند که یک مامور دولتی این کشور با روشی غیراخلاقی به آن زن آزارجنسی رسانده است. به گفتهی آنان در پی این حادثه، وظیفهی مأمور آزارگر به تعلیق در آورده شده بود.


