ثنا عاطف و فرشته غنی  

شمسیه‌ی ۸ ساله و انگیزه‌ی ۱۰ ساله دو خواهری اند که از صبح تا شب به آشغال‌دانی‌های عمومی و  زباله‌ی‌ رستورانت‌ها سر می‌زنند که غذا‌های دورریخته‌شده و پلاستیک جمع‌آوری کنند‌.  

شمسیه در پهلوی آشغال‌دانی ایستاده است اما انگیزه از آن‌جا نان، بوتل‌های پلاستیکی آب و بازیچه‌های شکسته‌ی کودکان را داخل بوری سفیدی که در دست دارد، ‌می‌اندازد. وقتی بوری‌شان پر شد، هر دو خواهر آن را به خانه انتقال می‌دهند.  

شمسیه ‌می‌گوید: «ما این غذا‌ها را به خانه ‌می‌بریم، آن قسمت که خورده ‌می‌شود را ‌می‌خوریم. پلاستیک‌ها را هم جمع ‌می‌کنیم که در تنور بسوزانیم و مادرم برای ما نان پخته کند.»  

انگیزه با ناراحتی ‌می‌گوید: «من هیچ دوست ندارم که غذا‌ها را از آشغال‌دانی جمع‌آوری کنم، اما مجبور هستیم. آرزوی من این است که مکتب بروم. وقتی از مکتب برگشتم، مادرم غذای لذیذ پخته باشد و من یک کاسه از آن را بخورم، اما این آرزویم هیچ‌وقت برآورده نشده است.»  

هر دو خواهر با پدر و مادر و دو برادرشان که هر دو زیر ۵ سال هستند، در شهر قندهار زندگی می‌کنند. عبدالرحیم، پدر این خواهران یک کراچی دستی دارد که روی آن جواری ‌می‌فروشد. عبدالرحیم ‌می‌گوید: «من روزانه از این کار ۵۰ تا ۶۰ افغانی عاید دارم. گاهی همین‌قدر هم نمی‌شود. این پول حتا مصرف خوراک ما نمی‌شود. به‌سختی از این پول ناچیز کرایه‌ی خانه می‌دهم که سه هزار کلدار پاکستانی است.»  

او ‌با چهره‌ی غمگین سر تکان می‌دهد و می‌گوید: «شب‌هایی شده که چیزی برای پختن نداشتیم و کودکانم گرسنه خوابیده‌اند. من هم ناراحتم که چرا اولادم را برای جمع کردن آشغال‌های رستورانت‌ها می‌فرستم. اما اگر آن‌ها را نفرستم که غذا‌های دورریخته‌شده را بیاورند، از گرسنگی ‌می‌میریم. بعضی رستورانت‌ها خوب هستند، پس‌مانده‌ی غذا‌های مردم را در یک کیسه ‌می‌اندازند و به دست دخترانم ‌می‌دهند. وقتی دخترانم آن را به خانه ‌می‌آورند، دو روز از آن استفاده ‌می‌کنیم.»  

عبدالرحیم پدر کودکان زباله‌گرد می‌گوید که در یک‌سال گذشته حتا یک‌بار هم نتوانسته است گوشت بخرد و در خانه بپزند.  

مادر انگیزه هم در خانه کار می‌کند. او روزانه لیف ‌می‌بافد و در بازار به قیمت ۱۰ افغانی به فروش ‌می‌رساند. او ‌می‌گوید: «تا جایی که ‌می‌توانم با شوهرم و اولاد‌هایم یک‌جا کار ‌می‌کنم، اما بیش‌تر از ۱۰ افغانی درآمد ندارم. کسی خریدار نیست. بعضی وقت‌‌ها حتا پول تار را هم کشیده نمی‌توانم.»  

او ‌می‌افزاید: «من دو پسر کوچک -یکی دو ساله و یکی ۵ ساله- هم دارم که ‌نمی‌توانم ‌آن‌ها را تنها رها کرده کار کنم. از این‌رو زیادتر در خانه ‌می‌مانم و منتظر ‌می‌باشم که دخترانم غذایی برای شب ‌بیاورند.»  

عبدالرحیم می‌گوید که او با مشوره‌ی یکی از دوستان‌اش به دفتر سازمان غذایی جهان برای دریافت کمک رفته بود، اما به او گفته شده بود که نام‌اش در لیست نیست: «به من گفتند که نام‌تان در لیست نیست. باید به مقام ولایت قندهار بروید. ‌آن‌ها باید شما را به ما معرفی کنند. از ناچاری رفتم به دروازه‌ی مقام ولایت قندهار و گفتم بیچاره و نادار هستم، به من کمک کنید. آن‌جا برایم گفتند که این کمک‌ها برای مجاهدین است و به افراد ملکی داده ‌نمی‌شود.»  

براساس آمار سازمان غذایی جهان، در افغانستان از هر ۱۰ تن ۹ نفر نمی‌توانند غذای کافی به‌دست آورند. طبق این برآورد، والدین قادر به تأمین غذای کافی و صحی برای فرزندان‌شان نیستند. به نقل از آمار این سازمان، حدود ۲۳ میلیون شهروند افغانستان گرسنگی حاد را تجربه می‌کنند و ۹۵ درصدر مردم این کشور غذای کافی برای خوردن ندارند. همچنین بنا به گفته‌ی سازمان ملل، ۱۰میلیون کودک به کمک‌های فوری نیاز دارند.  

Leave a comment