اکنون ۴۵۶ روز میشود که مردم افغانستان در سیطرهی «آپارتاید جنسیتی» گروه طالبان زندگی میکنند. با گذشت هر روز، مهار زنان و بدنهایشان نقش محوریتری در شیوهی حکومتداری گروه طالبان یافته است. پس از به قدرت رسیدن طالبان، افغانستان شاهد وضع محدودیتهای پیاپی برای زنان بوده است؛ از صدور فرمان خانهنشینی زنان شاغل در هفتهی اول تسلط گرفته تا اولین فتوا در مورد حقوق زنان که در آن حق زنان به ازدواج تنزل یافت و به صراحت بیان شد که «زنان ملک کسی نیستند» و نباید مجبور به ازدواج شوند یا در بدل پول فروخته شوند. طالبان در هیچیک از فتواهای مربوط به زنان به حق تحصیل، کار و آزادی اشاره نکردهاند.
طالبان در اولین ماه حکومت خود، دختران نوجوان را از رفتن به مکتب و از حق تحصیل که از اساسیترین حقوق انسانی است، محروم کردند. تنها طی چهار ماه، طالبان توانستند بهگونهی نظاممند تمامی حقوق اولیهی انسانی را از زنان سلب کنند، از جمله حق تجمعات مسالمتآمیز، مشارکت در جامعه و آزادی رفت و آمد. افغانستان تحت حکومت طالبان به بزرگترین زندان زنان و دختران در جهان تبدیل شده و مقامات خودخواندهی آن عملاً هیچ تعهدی جز پایمال کردن حق حضور زنان در جامعه ندارند. طالبان افغانستان را به مدینهی فاضلهای تبدیل کردهاند که زنان از کوی و برزن آن ناپدید شدهاند و با آنها در اندرونیها به مثابهی حیوانات اهلی که تنها ثمرشان زاد و ولد است، رفتار میشود.
رهبری طالبان بیهیچ شبههای، این اقدامات را مایهی افتخار خود میداند. همین هفتهی پیش طالبان ورود زنان را به پارکهای تفریحی ممنوع اعلام کردند و مدعی شدند که زنان قوانین و دستورات حجاب را نادیده گرفتهاند. ما امروز در افغانستان شاهد یکی از از شدیدترین نمونههای کلاسیک مردسالاری هستیم که در آن مردان بر جزء جزء بدن زنان فرمانروایی میکنند. مردان از نحوهی لباس پوشیدن زنان تا اینکه کجا میروند و چه میکنند و… همه را زیر سیطرهی خود گرفتهاند و همانگونه که شاهدیم با تدوام تعهد همهجانبهی طالبان به نبرد علیه زنان، محدودهی دسترسی به حقوق انسانیشان روز به روز کوچک و کوچکتر میشود.
طالبان با توجیه موقتی بودن، دختران را از رفتن به مکتب منع کردهاند. به ادعای آنان این محدودیت تا زمانی ادامه دارد که علمای طالبان در مورد نحوهی پوشش مکتب دختران تصمیم بگیرند. این تقریباُ همان توجیهی است که طالبان در دههی ۱۹۹۰، در اولین دورهی حکومتشان در افغانستان هنگام بستن مکاتب دخترانه مطرح کردند.
بهگفتهی یک کمدین امریکایی «منحرفانهتر از این چه میتواند باشد که ملاهای پیر ۱۵ ماه فقط به لباس دختران نوجوان فکر کنند؟» این همه دلمشغولی طالبان به تن و پوشش زنان بیانگر ذهن فاسد ملاهای پیری است که به چیزی جز زن و سکس نمیاندیشند. آنها به کشوری حکم میرانند که نیمی از جمعیت آن را نمیبینند مگر به چشم وسیلهای برای ارضای جنسی. ذهنیت جنسی طالبان نسبت به زنان به حدی قوی است که وزارتخانهای تأسیس کردهاند تا تمام جوانب زندگی زنان را کنترل کنند.
در مدارسی که رهبران طالبان سالهای زیادی را در آن صرف عالم دین شدن کردهاند، هیچ زنی حضور نداشته و دروسشان در محور گناه چرخیده و همواره به آنها تلقین شده که زن وسیلهی گناه و وسوسهی شیطان است. این سطح از وسواس ذهنی که طالبان در برابر زنان به نمایش گذاشتهاند، ظاهرا گویای آن است که تنها نوع نگاهی که میتوانند به زنان داشته باشند، نگاه جنسی است. از اینرو سعی دارند زنان را از فرق سر تا نوک پا بپوشانند؛ این تلاش برای آن است که خودشان را از گناه بر حذر دارند. طالبان از منظر آسیبشناسی احتمالا یکی از منحرفترین جنبشهای سیاسی در تاریخ هستند.
در تکتک این ۴۵۶ روز گذشته، طالبان زنان و دختران را با زیر پا گذاشتن حق زندگی انسانیشان، با محروم کردنشان از سهمگیری در بهبود وضعیت خانواده و جامعه، شکنجه کردهاند. پر واضح است که طالبان این سلطهگری را با نمایندهی خدا خواندن خود توجیه میکنند. ادعای همیشگی آنان این است: «این قانون ما نیست، این قانون شریعت اسلامی است، دستوری است از جانب خداوند.»
جالب اینجا است که طالبان میخواهند قوانین شریعت را به شیوهی زمان حیات پیامبر اسلام به اجرا درآورند. آنها بر این باورند که زنان باید به شیوهی زنان ۱۴۰۰ سال پیش زندگی کنند. همزمان، خودشان از تمام تکنالوژی و امکانات زندگی مدرن لذت میبرند. موترهای مدرن سوار میشوند، از فنآوریهای مدرن جنگی بهره میبرند، ساعتهای برند به دست دارند و آخرین مدلهای آیفون در دستشان است؛ چیزهایی که در زمان حضرت محمد وجود نداشت. اما گروه طالبان کمر بستهاند که زنان را وادار به پذیرش شیوهای از زندگی کنند که به زعم خودشان، شیوهی زندگی زنان ۱۴۰۰ سال پیش بوده است.
از زمان قدرتگیری دوبارهی این گروه، دختران و زنان افغانستان از بیرون رفتن بدون مَحرم مرد منع شدهاند. آنها از حق تنها سفر کردن، حتا به منظور مراجعه به داکتر نیز بدون حضور یک مرد محروم شدهاند. زنان از خندیدن، حرف زدن و تعامل با مردان بیرون از خانواده منع شدهاند. زنان وادار به پوشاندن صورت خود شدهاند. تحت سلطهی طالبان، زن بودن به معنای مجرم بالفطره بودن است.
با این وجود، زنان افغانستان در ۴۵۶ روز گذشته ثابت کردهاند که یگانه امید آیندهی بهترند؛ امیدی برای افغانستانی آزاد و رها از سلطهی طالبان.


