فرشته غنی و سها عزیزی
نیسا رحیمی*، ۲۳ ساله تا قبل از آمدن طالبان کارمند یک شرکت خصوصی در کابل بود. پس از آمدن طالبان و محدودیتهایی که آنان برای زنان و دختران ایجاد کردند، او را مجبور کرد به خیابان برود و شعار «نان، کار، آزادی» سر دهد. نیسا از طریق شبکههای اجتماعی به یک گروه مجازی زنان معترض پیوست و پس از آن در اولین تظاهرات خود شرکت کرد.
اما او در همان روز از سوی طالبان بازداشت شد. رحیمی در این مورد به زنتایمز میگوید: «تظاهرات ما از نزدیک شفاخانه ایمرجنسی کابل آغاز شد که طالبان رسیدند و فیرهای هوایی کردند. تمام دختران پراکنده شدند. ما چهار نفر ماندیم. من، دو دختر هزاره و یک دختر پشتون. چهار نفری بودیم که دستگیر شدیم.»
نیسا میگوید که بیتجربگی در محافظت از خودش در حالت اضطرار باعث شد که او نتواند فرار کند. طالبان پس از دستگیری آنها را به ساختمان وزارت داخلهی حکومت پیشین برده، موبایلهایشان را گرفتند. نیسا میگوید: «آنجا یک زن بود که با ما خیلی با خشونت رفتار کرد. مرا چند سیلی محکم زد و گفت: از کجا برایت پول میآید؟ رهبرتان کیست؟»
پس از این که نیسا و سه معترض دستگیرشده به تکرار گفتند که کسی به آنها پول نداده، آنها موبایلهایشان را باز کرده و محتویات داخل آن را بررسی کردند. سپس به پدر و کارفرمای نیسا زنگ زده و این سؤال را پرسیدند که نیسا از طرف چه «کسانی» و «کشوری» حمایت میشود؟ پس از آن که آنها اطمینان دادند که نیسا با هیچ گروهی در ارتباط نیست و از سوی کسی حمایت نمیشود، طالبان از پدر نیسا خواست که برای بردن او به وزارت داخله بیاید.
این معترض زن میگوید: «طالبان با امضای جبری تعهدنامه و با ضمانت وکیل گذر مرا آزاد کردند.»
بعد از آن روز، پدر و برادران نیسا به او گفتند که دیگر حق اشتراک در هیچ تظاهراتی را ندارد.
با این وجود اما او توانسته با همکاری مادرش در برخی از تجمعات خیابانی شرکت کند: «در خانوادهی ما فقط مادرم میداند که من به تظاهرات میروم و هربار مادرم به پدرم و بقیه اعضای خانواده بهانه میکند که مرا [جایی فرستاده]. ما زن هستیم و درد مشترک داریم، برای همین مادرم مرا درک میکند.»
پس از قدرتگیری دوبارهی طالبان، زنانی که دست به اعتراضات مسالمتآمیز علیه طالبان زدهاند، به شدت توسط این گروه سرکوب شدهاند. در گزارش اخیر دیدهبان حقوق بشر که چندهفتهپیش نشر شد، آمده است که طالبان به شدت اعتراضات زنان را سرکوب کرده و در تلاش خاموش کردن جنبش اعتراضی زنان در افغانستان هستند. در این گزارش آمده است که زنان معترض با تهدید، توهین، لتوکوب، شکنجه و زندان مواجهاند. یک گزارش تحقیقی زنتایمز نیز حکایت از آن دارد که طالبان زنان معترض را دستگیر، شکنجه و در برخی موارد به قتل رساندهاند.
در تازهترین مورد طالبان به تاریخ ۱۲ عقرب، ظریفه یعقوبی، یک فعال زن و چهار همکار مردش را به دلیل برگزاری یک کنفرانس خبری دستگیر کردند و تا کنون از سرنوشت او و همکارانش خبری در دست نیست.
اما این تنها بخشی از مشکلات زنانی است که برای خواستن ابتداییترین حقوقشان به خیابان آمدهاند. آنها برای خواستن حقشان تنها با طالبان مواجه نیستند؛ بلکه زیر فشار خانوادههایشان نیز قرار دارند. شش زن معترض در مصاحبه به زنتایمز گفتهاند که خانوادههایشان مانع رفتن آنها به تظاهرات میشوند. برخی از آنها میگویند که در خانههایشان زندانی هستند.
فرزانه*، دانشجوی حقوق و علوم سیاسی یکی از دانشگاههای خصوصی کابل، یکی از معترضانی است که پس از آمدن طالبان به اعتراضهای خیابانی پیوسته بود. او در مصاحبهی تلفنی به زنتایمز میگوید: «دو هفته میشود که در خانه زندانی هستم و نمیتوانم در هیچ تظاهراتی اشتراک کنم؛ چون خانوادهام اجازه نمیدهد.»
زندانی شدن او در خانه باز میگردد به زمانی که او و دوستانش در تظاهراتی علیه نسلکشی هزارهها در کابل اشتراک کرده بودند. او توضیح میدهد: «طالبان میخواستند ما را دستگیر کنند. من از آنجا فرار کردم. چند طالب مرا در کوچهها تعقیب کردند. من مجبور شدم به خانه خود نروم و به خانهی یکی از نزدیکانمان رفتم. شب در خانهی آنها بودم و صبح به خانهی خود رفتم.»
او میافزاید: «بعد از این که من به خانهی خود رفتم، طالبان خانهی کسی را که از من میزبانی کرده بود تلاشی کرده و گفته بودند که آن دختر بیحیا کجاست، حکم دستگیریاش آمده است. صاحبخانه از حضور و شناخت من منکر شده بود. بعد از رفتن طالبان، او به پدرم زنگ زد که از خاطر کارهای دخترت ما به این روز افتادیم.»
فرزانه میگوید وقتی پدرش تلفن را قطع کرد، او را توهین و لتوکوب کرده است: «پدرم گفت دیگر حق نداری که از خانه بیرون شوی. تا امروز زندانی و تحتنظر خانوادهام هستم.»
اما او به کمک دوستانش که بستهی انترنتی برایش فعال میکنند، به مبارزاتش در صفحات مجازی ادامه میدهد.
حمیرای* ۴۲ ساله مادر سه کودک است و ماستری اقتصاد دارد. او تا ماه اسد سال گذشته کارمند مالی یک اداره دولتی بود، اما از آن به بعد به دستور مستقیم طالبان خانهنشین شده است. او بعد از دو ماه خانهنشینی در حالی که افسرده و گوشهگیر شده بود، تصمیم گرفت برای خواستن حقش به خیابان برود. او میگوید: «حالم هیچ خوب نبود. هر روز گریه میکردم. کارم را از دست داده بودم. دیگر آن زن مستقل نبودم که هر ماه معاش میگرفت و هر آنچه دوست داشت برای خود و کودکانش میخرید. مجبور شده بودم برای ۵۰ افغانی نزد شوهرم سر خم کنم. خبر شدم که زنان معترض در حال تشکیل یک جنبش بزرگ اعتراضی هستند. من هم به آنها پیوستم.»
حمیرا در مصاحبهای با زنتایمز میگوید: «ما با حس نفرتی که در درون ما به خاطر طالبان جا گرفته بود، به تظاهرات رفتیم. من نمیتوانستم تحمل کنم با وجود این که بیشتر از یکونیم دهه کار کردم و زنی مستقل بودم، حالا این قیودات و محدودیتهای طالبان را بپذیرم.»
اما حمیرا نیز مثل نیسا، در یکی از این تظاهراتها دستگیر شد. طالبان او را نیز به ضمانت شوهرش و تعهد این که دیگر دست به اعتراض نخواهد زد، آزاد کردند. او میگوید پس از آزاد شدن دیگر طاقت خانهنشستن را نداشت و میخواست دوباره به اعتراضاتش ادامه دهد، اما همسرش اجازه نداد: «شوهرم برایم گفت که اگر به مظاهره بروی طلاقت میدهم و دخترانت را هم از پیشت میگیرم.»
او میافزاید: «شوهرم هر لحظه رفتار مرا زیر نظر دارد. برای همین مدتی است که در خانه هستم و در هیچ مظاهره اشتراک نکردهام؛ چون در این شرایط نمیتوانم دخترانم را به دست شوهرم رها کنم.»
*به دلایل امنیتی، اسامی مستعار هستند.


