متین مهراب
همتالله اکبری، یکی از استادان دانشگاه هرات که در بورسیه در خارج از کشور به سر میبرد، به خاطر اینکه در رسانهها از طالبان انتقاد میکرد، از دانشگاه اخراج شد. اما آقای اکبری سکوت نکرد و به نقد سیاستها و عملکردهای طالبان در رسانهها و شبکههای اجتماعی ادامه داد. اما او میگوید که استخبارات طالبان به خاطر فعالیتهای او، خانوادهاش را که در هرات زندگی میکند، مورد آزار و اذیت و بازجویی قرار دادهاند.
رامش برادر کوچک همتالله اکبری به زنتایمز میگوید: «حوالی ساعت هشت صبح یک روز در ماه جوزا شمارهی ناشناس به ما زنگ زد و به صورت دستوری گفت که من و پدرم تا ساعت ۹:۳۰ خود را به ادارهی استخبارات برسانیم.»
رامش میگوید وقتی خود را به دفتر استخبارات رساندیم، از من و پدرم در اتاقهای جداگانه بازجویی کردند: «ما را تهدید کردند و به ما گفتند که چرا همتالله از امارت اسلامی انتقاد میکند؟ آیا از خارج برای تان پول فرستاده میشود؟»
رامش میگوید که طالبان تا کنون بیش از سه بار به خانهی ما آمدهاند: «بار اول در ۱۰ ثور بود که طالبان به خانهی ما آمدند و از ما خواستند تا مانع بحثهای انتقادی همتالله اکبری شویم. بار دوم ۲۸ ثور طالبان تماس گرفتند و ما را به اداره استخبارات خواستند. ۱۲ ساعت از ما بازجویی کردند. به ما هشدار دادندکه جلو انتقادهای همتالله را بگیریم، در غیر آن به دردسر مواجه میشویم.»
او میافزاید: «در بازجویی مرا تهدید میکردند. کوشش میکردند مرا بترسانند. چیزی که روی آن تأکید داشتند، این بود که من بگویم برادرم از سوی دولتهای غربی حمایت میشود.»
از زمان قدرتگیری دوبارهی طالبان تا کنون، مقامات این گروه برای خاموش کردن اعتراضها و انتقادها، به سرکوب خبرنگاران و منتقدان پرداخته است. تهدید خانوادهی اکبری فقط نمونهی کوچکی از سیستم ارعاب و تهدید طالبان است. استاد جلال و سید باقر کاظمی دو تن از استادان دانشگاه و منتقدان سیاسی طالبان بودند که توسط طالبان تهدید و بازداشت شدند. هر چند آنها بعدا رها شدند، اما تا زمان حضورشان در افغانستان دیگر نتواستند از طالبان انتقاد کنند.
بر اساس گزارشی از سازمان عفو بینالملل، از زمان قدرتگیری دوبارهی طالبان در ماه اسد سال ۱۴۰۰ تا کنون حداقل ۸۰ خبرنگار حین انجام وظیفه، توسط گروه طالبان، اغلب توسط استخبارات این گروه دستگیر و بازداشت شدهاند و پس از مدتی دوباره آزاد گردیدهاند. طبق گزارشها، خبرنگاران بازداشتشده اکثرا مورد خشونت و شکنجه قرار گرفتهاند. بر اساس گزارشی از خبرنگاران بدون مرز، جواد سارگر، عضو ارشد استخبارات طالبان و همچنین مسئول ریاست ۵۳ استخبارات که رسیدگی به امور خبرنگاران را نیز بر عهده دارد، به خبرنگاران اخطار داده است که «اگر نمیخواهید زبانتان را از حلقومتان بیرون بکشم، از پوشش خبری موضوعات خاصی پرهیز کنید و برخی از خبرنگاران را در گفتوگوهای تلویزیونی دعوت نکنید.»
در آخرین مورد، دو فعال مدنی و محیطزیست از ولایتهای دایکندی و غزنی به دلیل فعالیتهای مدنی شان بازداشت شدهاند.
محمد فرهادی، یکی از فعالان حقوق بشر در یکی از ولایتهای غربی افغانستان نیز روایت مشابهی دارد. او در گفتوگو با زنتایمز میگوید: «من در رسانههای تصویری افغانستان در مورد شکنجه اسیرانی که نزد طالبان بودند، برکناری و تحت فشار قرار دادن کارمندان حکومت سابق و بازداشتهای خودسرانهی این گروه صحبت کردم، اما پس از آن که طالبان اعضای خانوادهام را آزار و اذیت کرده و تحت فشار قرار دادند، مجبور شدم که دست از انتقاد علیه این گروه بردارم.»
آقای فرهادی که پس از تسلط طالبان به خارج از کشور پناهنده شده، میگوید: «من با آنکه در خارج افغانستان هستم، ولی خانوادهام در افغانستان زندگی میکند. طالبان چندبار اعضای خانوادهام را تهدید کردهاند و گفتهاند اگر من دست از این انتقادها بر ندارم، عواقب خوبی برای خانوادهام نخواهد داشت.» به این ترتیب، آقای فرهادی با آن که در خارج از کشور بهسر میبرد، دست از انتقادعلیه عملکردهای طالبان در شبکههای مجازی برداشت.
جدا از این که طالبان فعالیت فعالان، نویسندگان، خبرنگاران و حتا شهروندان عادی کشور را در رسانهها و شبکههای اجتماعی زیر نظارت داشته و مطابق به آن به آزار و اذیت و بازداشتهای خودسرانه میپردازند، برخی از استادان دانشگاه به زنتایمز میگویند که طالبان از سیستم جاسوسی برای پیدا کردن منتقدان و سرکوب آنها نیز استفاده میکنند.
رادمن، استاد دانشگاه در کابل به زنتایمز میگوید: «من در یکی از صنفهای دانشگاه که درس میدهم، از رفتار طالبان نسبت به زنان و اقلیتهای قومی در قالب یک مثالِ انتقاد کردم. کسی آن حرف مرا به گوش طالبان رسانده بود. شب یکی از طالبان برایم زنگ زد که تو چرا در درسهایت این حرفها را بر ضد طالبان میزنی؟ اگر دوباره تکرار شود، سرنوشتت زندان خواهد بود.»
این استاد دانشگاه میگوید که فردای آن روز او این موضوع را که گفتههایش به طالبان گزارش شده، در همان صنف مطرح کرد و دوباره از سوی طالبان تماسی دریافت کرد: «فردای آن روز بار دیگر همان شخص زنگ زد که برایت گفته بودم که دیگر از طالبان بدگویی نکنی، چرا امروز این حرف را گفتهای؟ باز اگر یک کلمه هم علیه طالبان حرف بزنی تو را به زندان میاندازیم.»
رادمن میگوید که از آن روز به بعد، او دیگر نامی از طالبان در صنف نبرده است.
رحمانه، یکی از دانشجویان دانشگاه کابل نیز از شرایط سرکوب و اختناق بر این دانشگاه شکایت دارد. او در گفتوگو با زنتایمز میگوید که طالبان در صنف آنها نیز مخبر دارد: «یکی از استادان ما روزی با انتقاد از عملکرد طالبان گفت که با این فضایی که داریم نباید به آیندهی زنان امیدوار باشیم. فردا وقتی به درس آمد، وضعیتش تغییر کرده بود. بعد از درس وقتی از او پرسیدم، استاد شما را چیزی شده؟ گفت که صحبتهای روز قبل او را کسی ضبط کرده و به طالبان فرستاده است. طالبان مرا تهدید کردند که اگر بار دیگر بر ضد آنها حرف بزنم مر را از دانشگاه اخراج خواهند کرد.»
برای حفظ هویت مصاحبهشوندگان، نامها مستعار هستند.


