زهرا حسینی
هما پیش از این با لیسانس دیپلوماسی و علوم نظامی در بخش جلوگیری از خشونت علیه زنان در فرماندهی پولیس در ولایت بلخ کار میکرد. تهدید طالبان علیه نیروهای امنیتی سابق برای او چارهای جز فرار به ایران باقی نگذاشت. هما میگوید که در سال گذشته در سایه ترس و حقارت زندگی کرده و بزرگترین چالش وی یافتن کار بوده است. به گفتهی او در ایران به پناهندگان افغانستان فرصت کار اداری داده نمیشود. تصور بر این است که مهاجران افغانستان تنها برای انجام کارهای شاقه که معاش ناچیزی دارد، مهارت دارند.
هما که بارها برای یافتن کار به ادارات مراجعه کرده، میگوید هر بار با تقاضای مستقیم یا غیرمستقیم رابطه جنسی از سوی کارفرمایان مواجه شده است. «یک بار، وقتی با دفتری تماس گرفتم که برای جذب کارمند آگهی داده بود، مدیر از من خواست که عکسم را برایش بفرستم.» او در ادامه میگوید: «بعد از فرستادن تصویر، با من تماس گرفت و گفت که به من کار میدهد، اما «یک شرط» دارد. وقتی هما شرط را پرسید، کارفرما به او گفته بود: «شرط این است که هفتهای یک بار با من رابطه جنسی داشته باشی!»
پس از آن برخورد، هما امید یافتن شغل اداری با درآمد مناسب را از دست داد و مجبور شد در مقابل حقوقی ناچیز، هفت ماه در یک خانه سالمندان کار کند. حالا دو ماه است که بیکار است و برای تأمین مخارج خود درمانده است.
فاطمه زن جوان افغانستانی دیگری است که پس از به قدرت رسیدن طالبان توانست با ویزای دانشجویی به ایران برود. او اکنون در یکی از دانشگاههای تهران در مقطع ماستری مشغول به تحصیل است. وی نیز هنگام جستوجوی کار با تجربهای مشابه هما مواجه شده است. فاطمه میگوید: «من برای یافتن شغل به دفاتر مختلفی رفتم، اما همه جا با نژادپرستی و تبعیض جنسی روبرو شدم.» او میافزاید: «آنقدر تحقیر شدهام که دیگر جرأت ندارم دنبال کار بگردم. هر وقت به این موضوع فکر میکنم دست و پایم میلرزد.»
همانطور که در روایتی در دویچه وله آمده است، نژادپرستی در مقابل پناهجویان افغانستان در ایران در سطوح مختلف وجود دارد. از یک طرف، دولت هزینهها و مالیاتهای ویژهای به پناهندگان افغانستانی تحمیل میکند و در عین حال به آنها خدمات عمومی ارایه نمیکند. از طرف دیگر، بخش عظیمی از جمعیت ایران در برابر پناهندگان افغانستان با تبعیض رفتار میکنند و این تعصب هر روزه بار روانی سنگینی بر پناهندگان وارد میکند.
زنستیزی و تبعیض علیه زنان افغانستان در ایران پدیده جدیدی نیست. بر اساس تحقیقات یک محقق مستقل در سال ۲۰۱۷، حدود نیمی از زنان افغانستانی که با آنان صحبت شده، گفتند که در ایران احساس امنیت ندارند. ملیت و جنسیت دو عنصری است که باعث میشود آنها بیشتر با آزار و اذیت کلامی مواجه میشوند ب حدی که آنها حتا هنگام رفتن به دستشویی احساس امنیت نمیکنند.
این تحقیق میگوید که تبعیض گستردهای علیه پناهجویان افغانستان در ایران وجود داشته و آنها اجازه اقامت یا کار در برخی شهرها را ندارند. افزون بر آن، کودکان افغانستانی اجازه حضور در مکاتب محلی را نیز ندارند.
سپیده، دانشجوی مقطع دکتری رشته جامعهشناسی در یکی از دانشگاههای تهران، نیز مانند سایر زنانی که زن تایمز با آنها مصاحبه کرده، تجربهای مشابه را بازگو میکند. او میگوید: «یک بار به لیست نهایی یک کار اداری راه یافتم. اما در طول مصاحبه شغلی با سوالات و دستورالعملهایی مواجه شدم که ربطی به آن شغل نداشت. رییس آن دفتر از من پرسید که مجردم یا متاهل و آیا از طرف شب مشکلی برای کار کردن ندارم؟ او همچنین به من گفت که باید با سر و ظاهری آراسته سر کار حاضر شوم و هر کاری که رئیس از من خواست انجام دهم.»
سپیده میگوید: «من به آنها گفتم که با این شرایط نمیتوانم کار کنم، من متخصص هستم و بهتر است در مورد مسائل مربوط به کار صحبت کنیم.» او میگوید. «رئیس آن دفتر با لحنی تند از من خواست که اتاق را ترک کنم و با توهین گفت که ما به افغانها کار نمیدهیم. دیگر اینجا دنبال کار نگرد.»
رویا پیش از آمدن طالبان در یک نهاد غیردولتی در بلخ معلم بود، اما به خاطر بسته شدن این نهاد شغل خود را از دست داد و به ایران گریخت. او تنها هشت ماه توانست در برابر تحقیرهای مداوم، به ویژه نژادپرستی و تبعیض جنسی بیحدوحصر دوام بیاورد و سرانجام مجبور شد به افغانستان بازگردد. رویا میگوید: «من به شدت به کار نیاز داشتم، اما هر جا که میرفتم از ظاهرم خوششان نمیآمد و به من کار نمیدادند. یک بار در پی یافتن شغل به فروشگاهی رفتم که به فروشنده نیاز داشت. به من گفتند که چهره و اندام تو آنقدر خوب نیست که بتوانی اینجا کار کنی، با این ظاهر نمیتوانی مشتری جذب کنی.» وی میافزاید: «به خاطر افغانستانی بودنم، همیشه با توهین مواجه میشدم و حرفهای رکیک میشنیدم.»
اسامی مصاحبهشوندگان مستعار است.


