طالبان را به رسمیت نشناسید

متن زیر بیانیه‌ی کامل زهرا نادر، مدیر مسئول زن‌تایمز است که روز پنج‌شنبه (۲۸ میزان) در شورای امنیت سازمان ملل در نیویارک ارایه کرده است. 

جناب رییس، عالی‌جنابان و همکاران جامعه مدنی! 

من زهرا نادر هستم؛ مدیر مسئول زن‌تایمز؛ رسانه‌ای با رهبری زنان که نقض حقوق بشر در افغانستان را با تمرکز بر زنان، جامعه‌ی ال‌جی‌بی‌تی و مسائل زیست‌محیطی پوشش می‌دهد. 

این برای من جای افتخار و همچنین یک مسئولیت است که امروز از وضعیت ناگوار زنان و دختران افغانستان با شما صحبت کنم. من این‌جا هستم چون امکان بودن در این‌جا را دارم. با این حال، بسیار مهم است که شما مستقیماً از زبان طیف‌های مختلف زنان أفغاستان نیز بشنوید، از جمله زنانی که هنوز در افغانستان تحت کنترل طالبان زندگی می‌کنند؛ کسانی که هر روز برای قدرت بخشیدن به صدای حقیقت، جان خود را به خطر می‌اندازند. 

همین چند هفته‌ی پیش در اثر حمله‌ی انتحاری بر مرکز آموزشی کاج حداقل ۵۵ نفر از جمله ۵۱ دختر و زن هزاره کشته و دست کم ۱۲۴ تن دیگر زخمی شدند. به عنوان یک زن هزاره، آنچه‌ که این رویداد را برایم دردناک‌تر می‌کند این است که همزمان جامعه‌‌‌‌ی هزاره و آموزش دختران هدف قرار گرفته است. آن دختران هزاره برای شرکت در امتحانات ورودی دانشگاه آن‌جا بودند؛ برای این‌که روزنامه‌نگار، داکتر و انجنیر شوند. آن‌ها رؤیای زندگی‌ای را در سر می‌پروراندند که اکنون بیش از هر زمان دیگری دور از دسترس است. 

این حمله نمادی آشکار از تعرض به حقوق زنان و دختران، گروه‌های قومی مانند هزاره‌ها و دیگر گروه‌های به حاشیه رانده‌شده‌ی تحت حاکمیت طالبان است که محور بیانیه‌ی امروز من است. 

وضعیت حقوق زنان 

کارشناسان به جامعه‌ی بین‌المللی هشدار می‌دهند که کشور من به استبداد و آپارتاید جنسیتی سقوط کرده است.  

امروز، در افغانستان حدود ۲۰ میلیون زن و دختر در شرایطی زندگی می‌کنند که می‌توانستند به مکتب بروند، کار کنند، به هرجا که می‌خواهند بروند و از تفکرات‌شان سخن بگویند؛ اما زیر سلطه‌ی طالبان به خاطر جنسیت‌شان از این حقوق اساسی انسانی محروم مانده‌اند. به زنان دستور داده شده که در خانه بمانند. دختران بالاتر از صنف ششم حق رفتن به مکتب ندارند. زنان و دختران از سفر بدون همراهِ مرد منع شده‌اند و به تنهایی حتا نمی‌توانند سوار تکسی شوند. و مردان خانواده اگر در اجرای سیاست‌های زن‌ستیزانه‌ی طالبان درست عمل نکنند، مجازات می‌شوند. طالبان زنان را به دلیل به اصطلاح «جرایم اخلاقی» دستگیر و زندانی می‌کنند. یکی دیگر از نتایج بازگشت طالبان افزایش ازدواج‌های اجباری و ازدواج کودکان است. نه‌تنها محرومیت از تحصیل و فقر مطلق، خانواده‌‌ها را برآن داشته که دختران خود را در بدل پول مجبور به ازدواج کنند؛ بلکه طالبان دختران و زنان را مجبور به ازدواج با اعضای خود می‌کنند.  

یکی از موارد تکان‌دهنده مربوط به الهه دلاورزی است. او در افغانستان دانش‌جوی رشته‌ی پزشکی بود. الهه که از سوی سخن‌گوی سابق وزارت امور داخله طالبان قربانی ازدواج اجباری، تجاوز و شکنجه شده بود، با انتشار پیامی ویدیویی گفت: «لطفا به من کمک کنید! پس از نشر این ویدئو، شاید دیگر کسی مرا نبیند، شاید بمیرم.» مکان فعلی او مشخص نیست. سایر زنان افغان نیز به همین ترتیب ناپدید شده‌اند؛ اکنون یک سال از ناپدید شدن عالیه عزیزی، مدیر زندان زنان ولایت هرات می‌گذرد.  

هر روز تخلفات تازه‌ای رخ می‌دهد. حقیقت این است که ما میزان دقیق تخلفات صورت گرفته را نمی‌دانیم – و احتمالا هرگز نخواهیم دانست؛ زیرا نظارت سازمان ملل محدود است، رسانه‌های افغانستان،‌ به‌ویژه خبرنگاران زن، از سوی طالبان سرکوب شده‌اند و رسانه‌های بین‌المللی عمدتاً  کشور را ترک کرده‌اند. و طالبان هر کسی را که جرئت مخالفت با آن‌ها را داشته، با تهدید و ارعاب وادار به سکوت کرده است. 

سرکوب زنان معترض 

بدون‌شک زنان هدف اصلی طالبان هستند و در سال گذشته شاهد سرکوب خشونت‌آمیز تمام کسانی بودیم که در برابر سیاست‌های زن‌ستیزانه‌ی آن‌ها اعتراض کرده بودند.  

ما با افراد دخیل در تظاهرات ضد طالبان در شهر مزارشریف در سپتامبر ۲۰۲۱ مصاحبه کردیم و آن‌ها روایت‌های تکان‌دهنده‌ای از  لت‌وکوب، ربوده شدن، شکنجه، زندانی و کشته شدن افراد توسط طالبان به خاطر نقش داشتن در اعتراضات مسالمت‌آمیز، به اشتراک گذاشتند؛ و سپس خانواده‌های‌شان با تهدید وادار به سکوت شدند. یکی از فعالین مدنی به نام فروزان صافی از جمله‌ی کشته‌شدگان بود. جسد صافی چند روز پس از ناپدید شدن وی در ماه اکتبر گذشته، در مزارشریف پیدا شد. خواهر صافی به من گفت: «ما او را از روی لباسش شناختیم. گلوله صورتش را متلاشی کرده بود.» زن دیگری که به دلیل شرکت در اعتراضات، ۱۱ روز را در بازداشت طالبان سپری کرده بود، به ما گفت به چشم خود دیده که اعضای طالبان برای تحت فشار گذاشتن مادران، اسلحه را بر سر کودکان می‌گرفتند و به آن‌ها سیلی می‌زدند و به  زور سلاح زنان را مجبور به اعتراف می‌کردند. 

دلیل این‌همه تلاش طالبان برای ساکت کردن زنان چیست؟ 

زیرا تا به امروز، زنان افغانستان پیگیرانه‌ترین و مسالمت‌آمیزترین شیوه در برابر سیاست‌های طالبان را بسیج کرده‌اند. زنان، همین هفته‌ی پیش، به خیابان‌ها آمده‌ و شعار «نان، کار، آزادی» سر دادند؛ فریادی که تجلی خواسته‌های اصلی ماست. ما به نان نیاز داریم، اما زنده ماندن به تنهایی کافی نیست. ما خواهان استقلال و حق کار، مشارکت همه‌جانبه و برابر در جامعه و به دست گرفتن کنترل زندگی خود هستیم. تأکید ما بر آزادی است؛ جان‌مایه و حق مذاکره‌‌ناپذیر و مسلم هر فرد که از سوی سازمان ملل متحد و کشورهای عضو آن مقرر شده است.  

طالبان زنانِ معترض، و در واقع هر زن افغانستانی را که سخن بگوید، دشمن می‌دانند؛ زیرا همین زنان بودند که عمق و دامنه‌ی وسیع سوء‌استفاده طالبان از مردم افغانستان را افشا کرده‌ و می‌کنند. زنان افغانستان با سخن گفتن به مانع اصلی در برابر آنچه طالبان بیش از هر چیز آرزو دارند، تبدیل شده‌اند؛ به رسمیت شناخته شدن از سوی جامعه بین‌المللی. 

وضعیت گروههای قومی و مذهبی و دگرباشان جنسی 

طالبان جوامع به حاشیه رانده‌شده مانند گروه‌های قومی و مذهبی و ال‌جی‌بی‌تی را نیز هدف قرار داده‌اند و به همین دلیل برخی از زنان در معرض خطر بیشتری قرار گرفته‌اند. 

هزاره‌ها که بیش از یک قرن است به خاطر هویت قومی و مذهبی‌شان با تبعیض و سوء‌استفاده مواجه بوده‌اند، امروز هدف حملات سیستماتیک قرار گرفته‌اند و کارشناسان نسبت به خطر نسل‌کشی هشدار می‌دهند. از زمان تسلط طالبان، دولت اسلامی ولایت خراسان (IS-K)، مسئول کشتار و زخمی شدن حداقل ۸۷۹ هزاره بوده است. اعضای جامعه هزاره در سراسر جهان بسیج شده‌اند تا خواستار اقدام فوری شوند. گزارش‌های تکان‌دهنده‌ای نیز از جنایات جنگی در پنجشیر، بلخاب و هرجا که طالبان با مقاومت مسلحانه روبه‌رو هستند، منتشر می‌شود. تهاجم طالبان به حقوق بشر، به‌ویژه زنان و دختران، همراه با ناتوانی آنان در تأمین امنیت یا فراهم کردن خدمات ضروری به جمعیت‌ در معرض خطر، آسیب‌های ناشی از حملات را تشدید می‌کند. رهبران پشتون طالبان و تفسیر افراطی آن‌ها از اسلام، حقوق نه‌تنها مسلمانان شیعه افغانستان؛ بلکه صوفیان، احمدی‌ها، هندوها و سیک‌ها را نیز به مخاطره انداخته‌ است؛ این گروه‌ها همه از تصمیم‌گیری درباره‌ی آینده کشورشان محروم شده‌اند. 

دگرباشان جنسی افغانستان نه‌تنها در جوامع خود مجبور به مقابله با تبعیض و سوءاستفاده هستند؛ بلکه اکنون به دلیل گرایش یا هویت جنسی از سوی اعضای طالبان هدف حمله، تجاوز جنسی و تهدید مستقیم قرار می‌گیرند. گروهی از دگرباشان افغانستانی به ما گفتند که تحت تعقیب طالبان هستند.‌ و این به زندگی خوفناک آن‌ها وجهه‌ی وحشتناک دیگری بخشیده است. 

جامعه بینالمللی باید وارد عمل شود 

از زمان به قدرت رسیدن طالبان در ماه آگوست سال گذشته، شورای امنیت یازده بار در مورد افغانستان تشکیل جلسه داده است، دو بیانیه عمومی صادر کرده و سه قطع‌نامه در مورد تأکید مجدد بر اهمیت حقوق زنان به تصویب رسانده است. 

با این همه، تاکنون این تلاش‌ها نتوانسته‌اند‌ طالبان را وادار به تغییر مسیر کنند. برعکس، پس از تمدید مأموریت هیئت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان (یوناما) توسط شورای امنیت در ماه مارچ، طالبان برخی از فاجعه‌آمیزترین سیاست‌های خود را به اجرا درآوردند؛ از جمله ممنوعیت تحصیل متوسطه دختران، اجبار به پوشش تمام صورت و الزام همراهِ مرد برای زنان. به نظر می‌رسد که سازمان ملل در مورد اقدامات بعدی دچار تردید شده و شورای امنیت ظاهراً تمایلی ندارد که با تکیه بر ابزارهای موجود خود، به طالبان نشان دهد که نقض حقوق زنان قابل پذیرش نیست.  

وقتی صحبت از زنان، صلح و امنیت به میان می‌آید، این‌جا، در سازمان ملل شکافی عمیق بین سخن و عمل می‌بینیم؛ و طالبان به سخن احترام نمی‌گذارند.  

توصیه‌ها 

این شورا شواهد زیادی در دست دارد که ثابت می‌کند طالبان زنان و دختران را به وحشت می‌اندازند و علیه گروه‌های قومی و مذهبی دست به حذف و تبعیض می‌زنند. به خاطر تمام خواهرانم در افغانستان، از شما می‌خواهم که اقدامات زیر را روی دست بگیرید: 

● از طالبان بخواهید که به حقوق انسانی تمام مردم افغانستان، از جمله زنان، دختران، دگرباشان جنسی و سایرین که به دلیل مذهب یا قومیت به حاشیه رانده شده‌اند، احترام بگذارند. به تمام محدودیت‌های حقوق زنان پایان دهند. وزارت امر به معروف و نهی از منکر را برچینند؛ کمسیون مستقل حقوق بشر افغانستان را بازگشایی کنند. از طالبان بخواهید تا هدف قرار دادن و سوء‌استفاده از معترضان، مدافعان حقوق بشر، روزنامه‌نگاران و خانواده‌های‌شان را پایان دهند. در کل، از طالبان بخواهید به تعهدات و معیارهای حقوق بشری که شما، شورای امنیت، بیش از یک سال است آن‌ها را به رعایت آن فرا می‌خوانید، عمل کنند. 

● طالبان را به رسمیت نشناسید و مطمئین شوید که آن‌ها عواقب نقض حقوق بشر را خواهند دید. شورای امنیت نباید هیچ‌گونه معافیت از ممنوعیت سفر برای رهبران طالبان را تمدید کند و باید افزودن نام اعضای رهبری طالبان را که مسئول نقض حقوق بشر بوده‌اند، به فهرست تحریم‌های سازمان ملل در نظر داشته باشد. سوءاستفاده‌های طالبان نباید عادی شود و شما نمی‌توانید خود را تسلیم انفعال کنید.  

 ● از تمام رهبران ارشد سازمان ملل متحد، از جمله دبیر کل و نماینده‌ی ویژه دبیر کل یوناما، که به تازگی منصوب شده، بخواهید تا در هر فرصتی بر طالبان فشار بیاورند که به حقوق تمام زنان، دختران و سایر گروه‌های به حاشیه رانده‌شده احترام بگذارند. از یوناما بخواهید درباره‌ی انجام مأموریتش در اولویت دادن به برابری جنسیتی و حقوق تمام و کمال زنان همواره پاسخ‌گو باشد.  

● مشارکت معنادار و حمایت از جامعه مدنی زنان افغان نه‌تنها اقدامی برای همبستگی با تمام مدافعان شجاع حقوق بشر است که به گونه‌ی خستگی‌ناپذیری برای حقوق جوامع خود می‌جنگند؛ بلکه اگر سازمان ملل بخواهد به اساسی‌ترین وظایف خود در افغانستان عمل کند، ضروری است. تعامل جامعه بین‌المللی با طالبان باید منعکس‌کننده‌ی نگرانی‌ها، اولویت‌ها و توصیه‌های مختلف زنان افغان، گروه‌های قومی، اقلیت‌های مذهبی و تمام گروه‌های به حاشیه رانده‌شده‌ی دیگر باشد. مشارکت همه‌جانبه، برابر و معنادار جامعه مدنی زنان افغان باید در هر تصمیم‌گیری در مورد آینده افغانستان، از جمله تصمیم‌گیری شما، تضمین شود. 

● از تشکیل مکانیسم پاسخ‌گوی دیگر در سازمان ملل برای بررسی نقض حقوق بشر حمایت کنید.  

وظیفه‌ی من به عنوان یک روزنامه‌نگار، شاهد بودن است. و آنچه من به روشنی می‌بینم این است که طالبان همین اکنون هم به زنان و دختران افغانستان آسیب‌های جبران‌ناپذیر وارد می‌کنند و هر روز که شما اقدامی نکنید، این آسیب عمیق‌تر می‌شود.  

مردم افغانستان به‌ویژه زنان این مناظره را تماشا می‌کنند. افزون بر آن، زنان در سایر مناطق جنگی در سراسر جهان نیز نگاه‌شان این‌جاست. اگر در افغانستان وارد عمل نشوید، زنان در اتیوپیا، میانمار، سودان و یمن خواهند دانست که برای شورای امنیت سازمان ملل، زنان، صلح و امنیت چیزی جز وعده‌ای میان‌تهی نیست.  

تشکر 

به اشتراک بگذارید

Facebook
Twitter
Email
Print

مرتبط

آموختن؛ سلاحی در جنگ بقا 

روایت سکینه رضایی، دانش‌آموز  همانطور که الماری اتاق را منظم می‌کرد چشمش به جزوه‌ی آمادگی کانکور خورد و به یادش آمد که سوالات بخش تاریخ نیمه تمام مانده است. بلافاصله با شوق