فرشته غنی
یازدهم اکتوبر، روز جهانی دختر در حالی فرا میرسد که بیش از یک میلیون دختر بالاتر از صنف ششم، از حق تحصیل محروماند. شماری از این دانشآموزان دختر دیدگاه و احساساتشان را در قالب نامه و پیامهای کوتاه با زنتایمز شریک کردهاند. همچنین زنتایمز با برخی از آنها در ولایتهای کابل، دایکندی و لغمان صحبت کرده است.
آنچه در زیر میخوانید، چکیدهای از پیامها و صحبتهای دخترانی است که یک سال گذشته را در آرزوی بازگشت به مکتب زندگی کردهاند.
سعیده، دانشآموز صنف دهم یکی از مکاتب شهر کابل در نامهای نوشته است: «من دختری بودم که میخواستم درس بخوانم. دومنمرهی صنف بودم. بسیار آرزو داشتم که یک داکتر موفق برای خدمت به کشورم شوم؛ اما یکسال و چندماه میشود که از مکتب دور ماندهام. از این جهت بسیار ناامیدم.»
شکریه، دانشآموز صنف دهم یکی از مکاتب چهارقلعهی چهاردهی در پیام صوتی به زنتایمز گفته است: «وقتی میبینم بچهها و دختران خردسال به مکتب میروند، خیلی جگرخون میشو. اما چارهای نداریم. بیصبرانه منتظرم که در مکاتب باز شود و من باز با همصنفیهایم یکجا درس بخوانم. ده سال بسیار به شوق درس خواندم. بسیار آرزو داشتم که مثل سایر دختران در رشتهی طب درس بخوانم. داکتر شوم و برای مردم خود بهخصوص برای زنان خدمت کنم».
سمیه، دانشآموز صنف نهم یکی از مکاتب ولسوالی اشترلی دایکندی در پیام صوتی به زنتایمز گفت: «خیلی ناراحتم. من دلتنگ روزهایی شدهام که درس میخواندم، کار خانگی انجام میدادم و با دوستانم والیبال بازی میکردم. حتا برای روزهایی که دو ساعت پیادهروی میکردم تا به مکتب بروم، دلتنگ شدهام. دلتنگ همصنفیها و معلمان خود شدهام. من امروز خیلی ناراحتم».
زهرا، دانشآموز صنف هشتم در یکی از مکاتب ولسوالی شهرستان دایکندی به زنتایمز گفت: «مادرم که درس نخوانده بود، همیشه آرزو داشت که من درس بخوانم. حالا که از درس به دور ماندهام، فکر میکنم به سرنوشت مادرم دچار شدهام.»
مرسل، دانشآموز صنف یازدهم یکی از مکاتب شهر مهترلام، مرکز ولایت لغمان در یک پیام صوتی گفت: «من مثل تمام دخترانی که با هزار امید درس خواندند، اما دروازهی مکتب به رویشان بسته شد، احساس ناراحتی دارم. این دردناک است که میبینیم دیگر به مکتب رفته نمیتوانیم. من ۱۱ سال زحمت کشیدم و درس خواندم. حالا هیچ امیدی برای آیندهام ندارم. این عمق ناراحتی من است.»
اسما، دانشآموز صنف هشتم یکی از مکاتب شهر مهترلام نیز در پیامی گفته است: «از طالبان میخواهم که دروازهی مکاتب را به روی تمام دختران باز کنند. ما نیاز به تعلیم و کار داریم. وضعیت اقتصادی افغانستان خراب است. باید زنان نیز در جامعه سهیم باشند.»
هدیه، دانشآموز صنف دوازدهم در یکی از مکاتب شهر کابل در مصاحبه با زنتایمز گفت: «من وقتی در مکتب بودم، اهداف بلندی برای خودم تعیین کرده بودم. میخواستم از مکتب فارغ شوم. به دانشگاه بروم و روی پای خود بایستم. در ۱۱ سال که به مکتب رفتم، هیچ وقت نمراتم کم نبود. شب و روز درس میخواندم. حتا در سه سال اخیر آمادگی کانکور میخواندم که در امتحان کانکور به رشتهی دلخواهام که طب است، کامیاب شوم. اما وقتی طالبان دروازههای مکاتب را به روی ما بستند، روزهای آخر امتحانات بود. من امید داشتم و فکر میکردم که ممکن به زودی مکاتب را به روی دختران باز کنند، چون طالبان گفته بودند تا امر ثانی مکاتب دخترانه بستهاند. اما متاسفانه بیشتر از یک سال گذشت و امر ثانی نرسید.»
حمیرا، دانشآموز صنف یازدهم یکی از مکاتب ولایت سمنگان در یک پیام صوتی به زنتایمز گفت: «آرزویهای زیادی داشتم. میخواستم درس بخوانم. دانشگاه بروم. اما مکاتب را بستند. کاش مکاتب ما باز شود و ما درسهای خود را ادامه بدهیم. نمیخواهم ناامیدانه در خانه بنشینم. من از ناراحتی شبها خوابم نمیبرد. هر لحظه با به یاد آوردن خاطرات خوب مکتب، گریه میکنم. من از طالبان میخواهم که لطفاً مکاتب ما را باز کنید.»
زینب، دانشآموز صنف دوازهم یکی از مکاتب شهر کابل نیز در نامهی کوتاه نوشته است: «سالی بود برای فارغ شدن از مکتب [آخرین سال مکتبم بود]. از پشت در بسته با ناامیدی به خانه برگشتم. با آرزوها در گوشهی خانه نشستم. با چشمان گریان در انتظار باز شدن مکتب بودیم. چرا با دل پر از امید به در مکتب رفتیم و با ناامیدی به خانه برگشتیم؟ چه پاسخی به این سوال دانشآموزان وجود دارد؟»
ن. احمد، سها عزیزی، آزاده آزاد و عطیه فرآذر در تهیهی این گزارش همکاری کردهاند.


