۱۷ سال طول کشید تا رعنا بالاخره مادر شود. اما دخترش که دچار سوء تغذیه‌ بود، خیلی زود چشم از جهان می‌بندد.

رعنا می‌گوید: «در یک خانه، ۱۳ نفر زندگی می‌کنیم. مراقبت از همه‌ی آن‌ها کار دشواری است. یگان روز حتا یادم می‌رود غذا بخورم. وقتی خیلی گرسنه‌ام‌، هیچ غذایی برای خوردن نمی‌ماند. اغلب روزها نان با پیاز می‌خورم.»

حمیده، مادری است که در ولایت سمنگان زندگی می‌کند. مراقبت‌ از کودک دچار سوء تغذیه‌اش، خواب را از چشمان او ربوده است. او باید هر شب بیدار بماند و از مریم چهارماهه‌اش مراقبت کند. وقتی‌که دخترش مریم به دنیا آمد، یک کیلو و سه‌صد گرم وزن داشت. حالا بعد از چهار ماه فقط سه کیلو گرم وزن دارد.

همسر حمیده سرباز سابق ارتش بود. او از ترس آزار و اذیت طالبان به ایران فرار می‌کند و حمیده پس از رفتن او متوجه می‌شود که حامله است. از آن‌جایی که به عنوان یک زن تنها زندگی نمی‌تواند، نزد خانواده‌ی برادر شوهرش می‌رود.

حمیده به زن‌تایمز می‌گوید: «برادر شوهرم کارگر است و ۹ اولاد دارد. گاهی نمی‌توانست کاری پیدا کند و به سختی یک لقمه نان برای ما و فرزندان‌اش می‌آورد. در این پنج ماهی که در خانه‌ی برادر شوهرم بودم، در مجموع شش یا هفت بار غذا پختیم. باقی اوقات فقط نان می‌خوردیم. فقط دوبار- آن‌هم زمانی که به عروسی دعوت شده بودیم-، توانستم گوشت بخوریم. در این مدت حتا نمی‌توانستیم ترکاری و میوه بخریم.»

حمیده، زمانی‌که هشت ماهه حامله است، مادرش او را به کلینیک می‌برد. داکتر به او می‌گوید که به سوء تغذیه دچار است. هرچند که کارکنان کلینیک بیسکویت مخصوص سوء تغذیه به او می‌دهند، اما فرزندش کم‌وزن به دنیا می‌آید. حمیده می‌گوید: «وقتی دخترم به دنیا آمد، آن‌قدر ضعیف بود که فکر می‌کردم فقط پوست و استخوان است. نمی‌توانستم او را درست در بغل بگیرم. مجبور بودم در بین پنبه نگهش دارم. او نمی‌توانست از سینه شیر بمکد. به همین دلیل من هر ساعت چند قطره شیر را با سرنگ در دهان‌اش می‌ریختم. اما حالا شیرم کم شده است. به توصیه‌ی داکتر، بیسکویت‌های کوچک مخصوص کودکان مبتلا به سوء ‌تغذیه به او می‌خوراندم.»

رامیز الاکبروف، معاون نماینده‌ی ویژه‌ی دبیرکل سازمان ملل متحد، در ماه حوت هشدار داد: «مردم در افغانستان امروز با بحران بی‌سابقه‌ی ناامنی غذایی و سوء ‌تغذیه مواجه‌اند. بالا رفتن سریع آمار کسانی که گرسنگی حاد را تجربه می‌کنند (از ۱۴ میلیون نفر در سرطان ۱۴۰۰ به ۲۳ میلیون در حوت ۱۴۰۰) خانواده‌ها را مجبور کرده نومیدانه به روش‌هایی مانند حذف وعده‌های غذایی یا قرض‌ گرفتن متوسل شوند که بتوانند‌ نانی روی سفره‌ی خود بگذارند. در افغانستان ۹۵ درصد مردم غذای کافی نمی‌خورند و این درصدی برای زنان سرپرست خانوار به ۱۰۰ می‌رسد.»

افغانستان یکی از بالاترین نرخ کودکان مبتلا به سوء تغذیه را دارد. در حال حاضر ۳.۵ میلیون کودک نیاز به درمان دارند. یونیسف هشدار می‌دهد که سوء تغذیه «باعث کم‌هوشی می‌شود، بهره‌وری را کاهش می‌دهد و فقر را تداوم می‌بخشد.» گزارش یونیسف تحت عنوان «وضعیت اضطراری خاموش» در افغانستان، «نرخ کوتاه‌قدی در کودکان زیر پنج سال» را ۴۱ درصد اعلام کرده است. این سازمان هشدار می‌دهد که «نرخ مرگ‌ومیر و آمار سوء تغذیه‌ی حاد در افغانستان ۹.۵ درصد است.»

داکتر شمسیه حکیمی، متخصص نسایی ولادی که در یکی از شفاخانه‌های دولتی هرات کار می‌کند، می‌گوید که شمار مادران دچار سوء تغذیه بالا رفته است. او می‌گوید که بیش از ۶۰ درصد زنان حامله که به شفاخانه مراجعه می‌کنند، به شدت دچار سوء تغذیه‌اند. لازم است آن‌ها بستری شوند و تحت مراقبت‌های ویژه قرار بگیرند. او به زن‌تایمز گفت: «هر روز با بیمارانی مواجه می‌شوم که حاملگی طبیعی ندارند و از سوءتغذیه رنج می‌برند. گاهی به دلیل افزایش تعداد بیماران و کمبود تخت، از آن‌ها می‌خواهیم به زایشگاه مرکزی مراجعه کنند.»

ماریا احمدی، یک قابله در ولایت هلمند نیز شاهد افزایش تعداد مادران و کودکانی است که از سوء تغذیه رنج می‌برند. او می‌گوید: «من مادران و کودکان بسیاری را در شرایط بحرانی می‌بینم که اگر به موقع درمان نشوند، خطر مرگ آن‌ها را تهدید می‌کند.»

اسامی برای حفظ هویت مصاحبه‌شوندگان تغییر کرده است.

Leave a comment