زهره پنج ماه پیش موفق شد با خانوده‌اش و برادر شوهرش که در ارتش ملی افغانستان خدمت کرده بودند، وارد ایران شود. زهره می‌گوید با توجه به این‌که نیروهای امنیتی تحت حکومت طالبان امنیت جانی نداشتند، دولت ایران به آن‌ها اجازه‌ی ورود بدون ویزا را داد.

او می‌گوید: «بعد از رسیدن به مرز، دولت ایران از ما استقبال کرد و ما را به پاسگاه برد. به ما بیسکویت دادند.» 

او در مصاحبه‌ی تلفنی به زن‌تایمز گفت که مردان مجرد شب را در اتاق‌های بازداشت سپری کردند و زنان و کودکان در دستشویی که آب نداشت و بوی تعفن می‌داد، شب را صبح کردند.

از آن زمان، زهره و خانواده‌اش در اتاقی به مساحت شش متر مربع در اردوگاه سفید سنگ زندگی می‌کنند. این مکان بازداشتگاه پناه‌جویان غیرقانونی افغانستانی است و دیده‌بان حقوق بشر آن را «زندان واقعی» توصیف کرده است. زهره می‌گوید پناه‌جویانی که پول کافی داشتند، مجوز شش‌ماهه‌ی اقامت در ایران را گرفتند و راهی اصفهان، مشهد و تهران شدند، اما او و خانواده‌اش، به‌خاطر بی‌پولی چاره‌ای نداشتند جز این‌که در کمپ بمانند.

زهره می‌گوید: «به ما غذای کافی داده نمی‌شود و حتا همین مقدار کم نیز ارزش غذایی بسیار پایین دارد. اغلب من و همسرم اصلاً غذا نمی‌خوریم و غذای‌مان را به پسرمان می‌دهیم که گرسنه نماند.»

او روایت‌های دردناکی از کمپ دارد. «دلم برای دو دوست حامله‌ام می‌سوزد. یکی از آن‌ها پشت دیوار می‌ایستد و هر روز گریه می‌کند. دل‌اش غذای خوب می‌خواهد، اما چیزی برای خورن وجود ندارد. دوست حامله‌ی دیگرم دچار افسردگی شدید شده و ساعت‌ها در حمام گریه می‌کند.»

با این حال، زهره احساس خوش‌بختی می‌کند که توانسته از زندگی در سایه طالبان فرار کند. او می‌گوید که پس از آمدن آن‌ها مرز بسته شد، بسیاری از جمله یکی از دوستان او که داکتر یکی از شفاخانه‌های نظامی بوده، منتظر بازشدن مرز و پیوستن به زهره در اردوگاه سفید سنگ است. 

عفو بین‌الملل در گزارشی که روز چهارشنبه‌ی گذشته منتشر کرد، گفته است که آن عده از شهروندان افغانستان که از روند تخلیه جا مانده‌ بودند، تلاش کرده‌اند با گذر از مرزهای ایران و ترکیه از دست طالبان فرار کنند، اما بارها در این مرزها با رفتارهای خشنی مثل اخراج غیرقانونی و شلیک گلوله مواجه شده‌اند.

ماری فارستیر، پژوهش‌گر حقوق پناهندگان و مهاجران در سازمان عفو ​​بین‌الملل، در بیانیه‌ای گفت: «یک سال پس از پایان تخلیه‌ی هوایی از افغانستان، بسیاری از کسانی که جا مانده‌اند، زندگی خود را برای ترک کشور به خطر می‌اندازند. «افغان»‌هایی که در یک سال گذشته در جست‌وجوی امنیت قصد عبور از مرزهای ایران و ترکیه را داشته‌اند، در عوض با تیراندازی و بازگشت اجباری مواجه شده‌اند.»

وی می‌افزاید: «ما این‌که چگونه نیروهای امنیتی ایران از آگوست گذشته به این‌سو ده‌ها افغان را با تیراندازی غیرقانونی کشته‌اند و زخمی کرده‌اند، مستند کرده‌ایم، از جمله با شلیک مکرر به‌سمت موترهای حامل پناه‌جویان. سربازان مرزی ترکیه نیز به‌شکل غیرقانونی از گلوله‌های جنگی علیه افغان‌ها کار گرفته‌اند و با شلیک هوایی سعی بر پراکندن پناه‌جویان داشته و در برخی موارد به‌ سمت آن‌ها تیراندازی کرده‌اند.»

 این گزارش با عنوان «آن‌ها با ما مانند انسان رفتار نمی‌کنند»، قتل ۱۱ پناه‌جوی افغانستانی را در یک سال گذشته در مرز ایران ثبت کرده است، هرچند تاکید دارد که «رقم واقعی کشته‌ها احتمالاً بسیار بیش‌تر است». براساس این گزارش افغانستانی‌هایی که موفق به ورود به هر یک از این دو کشور می‌شوند، «معمولاً به صورت خودسرانه بازداشت می‌شوند و قبل از بازگشت داده‌شدن غیرقانونی و اجباری، در معرض شکنجه و سایر بدرفتاری‌ها قرار می‌گیرند.»

پژوهش‌گران عفو ​​بین‌الملل این گزارش را براساس مصاحبه با ۷۴ شهروند افغانستان در هرات و شهر مرزی اسلام قلعه تهیه کرده‌اند. چهل و هشت نفر از آن‌ها گفته‌اند که هنگام عبور از مرز به سمت‌شان تیراندازی شده است.

شوکت‌الله، ۲۶ ساله، که اخیراً توسط نیروهای مرزی ایران اخراج شد، در مصاحبه با زن‌تایمز برخی از یافته‌ها، از جمله آزار و اذیت مهاجران اخراج شده در کمپ‌های ایران. «وقتی ما را به کمپ بردند، سه هفته در آن‌جا نگه‌مان داشتند و مجبور شدیم شبی ۱۵۰ هزار تومان برای اقامت‌مان بپردازیم، اما غذای کافی و جای مناسب برای خواب نداشتیم. کسانی که اعتراض می‌کردند به شدت شکنجه می‌شدند. من با وجود این‌که هرگز اعتراض نکردم، چندین بار توسط نیروهای امنیتی ایران لت‌وکوب شدم.»

فیروز، یکی دیگر از کسانی است که پس از به قدرت رسیدن مجدد طالبان، برای ورود غیرقانونی به ایران، مشکلات زیادی را متحمل شده است. او می‌گوید که زندگی پناهندگی در ایران او را مجبور به بازگشت به افغانستان کرده است. اما نیروهای ایرانی اجازه‌ی بازگشت داوطلبانه‌ی او به افغانستان را ندادند: «من گفتم که مرا دیپورت کنید، اما سربازان ایرانی به من گفتند برو در خیابان‌ها بگرد، ما بازداشت‌ات می‌کنیم تا اخراج شوی.»

فیروز پس از پرداخت رشوه توانست خود را به فهرست اخراجی‌ها اضافه کند و به اردوگاه پناه‌جویان بختیار دشت اصفهان منتقل شود. او می‌گوید که در آن‌جا پنا‌ه‌جویان مجبور بودند برای غذای فاسد پول بپردازند: «غذایی که به ما می‌دادند فاسد بود و بوی بد می‌داد. از روی برچسب‌ها مشخص بود که مدت زیادی از تاریخ انقضای آن‌ها گذشته است. یک بار شکایت کردم، اما سربازان ایرانی مرا تحقیر و لت‌وکوب کردند.»

فیروز می‌گوید که نیروهای ایرانی برای انتقال او از اردوگاه بختیار دشت به زاهدان، ۲۴۰ هزار تومان  از او گرفتند. وی می‌گوید: «وقتی به اردوگاه زاهدان رسیدیم، هر کدام از ما باید ۴۰ هزار تومان دیگر برای غذا می‌پرداختیم. دو شب در زاهدان بودیم. بعد که به سمت مرز نیمروز رفتیم، دوباره از هر کدام ۲۵۰ هزار تومان پول گرفتند.»

در پایان ماه سرطان، مقامات مرزی طالبان تایید کردند که اخراج پناه‌جویان افغانستانی از ایران در چند ماه گذشته افزایش یافته است. عبدالحی منیب، رئیس اداره‌ی امور مهاجران و عودت‌کنندگان طالبان در هرات در ماه سرطان به زن‌تایمز گفت: «در یک ماه گذشته، اخراج پناه‌جویان افغان از ایران افزایش یافته است و روزانه بین هزار و پنج‌صد تا دو هزار نفر اخراج می‌شوند.»

حبیب‌الله الهام، رئیس اطلاعات و فرهنگ طالبان در ولایت نیمروز نیز آمار مشابهی ارایه می‌دهد و می‌گوید: «از اوایل جوزا تا اوایل سرطان، ۵۰ هزار نفر از ایران به نیمروز اخراج شده‌اند.»

تلاش برای فرار از افغانستان خطرناک است. مادری چگونگی کشته شدن پسر ۱۶ ساله‌اش هنگام عبور از مرز ایران را برای عفو بین‌الملل شرح داده است. او می‌گوید: «شنیدم که پسرم مرا صدا می‌زند. دو گلوله به قفس سینه‌اش خورده بود. من بیهوش شدم و نمی‌دانم بعد از آن چه رخ داد […] وقتی به هوش آمدم، در افغانستان بودم. دیدم پسرم مرده. من در یک تکسی کنار جسد او بودم.»

اسامی برای حفظ هویت مصاحبه‌شوندگان تغییر کرده است.

Leave a comment