کبرا نادر

هشت سال پیش، رحیمه با دوست پسرش که خانواده‌اش او را قبول نداشتند، فرار و سپس ازدواج کرد. زمان زیادی از ازدواج‌ آن‌ها نگذشته بود که رفتار شوهرش تغییر کرد. چهره‌ی مرد مهربان، جایش را به مرد خشن و دیکتاتور بدل کرد. او از هیچ‌نوع خشونت، بدخویی و بدرفتاری با رحیمه دریغ نمی‌کرد. مدام او را شکنجه، سرزنش، تحقیر و توهین کرد. رحیمه پس از ماه‌ها تحمل خشونت‌ها و بدرفتاری‌های شوهرش، بالاخره به قوماندانی امنیه‌ی مزارشریف می‌رود و درخواست کمک می‌کند. او را به یکی از خانه‌ها‌ی امن منتقل می‌کنند.

رحیمه مدتی را در یک خانه‌ی امن در مزارشریف زندگی می‌کند و سپس به کابل منتقل می‌شود. او هفت‌ سال در یکی از خانه‌های امن کابل زندگی می‌‌کند. 

در بیست سال گذشته، با کمک و حمایت جامعه‌ی جهانی، ده‌ها خانه‌ی امن در افغانستان تاسیس شد. زنانی‌که تحت هرنوع خشونت‌های پنداری و رفتاری قرار می‌گرفتند، می‌توانستند همراه با کودکان‌شان به این خانه‌ها پناه ببرند. 

براساس گزارش عفو بین‌الملل که در قوس ۱۴۰۰ منتشر شد، طالبان خانه‌های امن زنان را بسته‌اند. افزون بر آن، تمام امکان‌ها و سیستم‌های حمایتی قربانیان خشونت را نیز برچیده‌اند. در سایه‌ی طالبان، زنان افغانستان از بسیاری حقوق بدیهی خود محروم شده‌اند. طالبان قوانین سخت‌گیرانه علیه زنان وضع کرده و مطابق روش و سنن خود حقوق زنان را تعریف و بازتعریف کرده‌اند.

پیش از این، در خانه‌ی امنی که رحیمه در آن زندگی می‌کند، هشت زن دیگر هم زندگی می‌کردند، اما بیش‌تر آن‌ها مجبور شدند یا پیش خانواده‌های‌شان که اغلب عاملان خشونت بودند باز گردند یا از کشور خارج شوند. با این وجود، گزارش‌ها حاکی از آن است که طالبان برخی از زنانی را که در خانه‌های امن زندگی می‌کردند، به زندان‌ها نیز منتقل کرده‌اند.

رحیمه تا حالا مقاومت کرده است. او می‌گوید جایی برای رفتن هم ندارد. ماه گذشته کارمندان خانه‌ی امن به رحیمه هشدار داده‌اند که تنها دو ماه برای ترک این مکان مهلت دارد. رحیمه می‌گوید: «چطور می‌توانم تحت حکومت طالبان تنها زندگی کنم؟ به من می‌گویند یا باید برای خودم خانه پیدا کنم یا به خانه‌ی پدرم بروم.»

رحیمه یکی از هزاران زن خشونت‌دیده است که مجبور به ترک خانه شده است. او می‌گوید: «من نمی‌توانم به خانه‌ی پدرم برگردم. برادرم و شوهر سابقم نمی‌گذارند زنده بمانم.» مادر رحیمه به او گفته است که شوهرش به دنبال او می‌گردد.

درحالی تمامی امکان‌ها و نهادهای حامی قربانیان خشونت در افغانستان بسته می‌شوند که براساس آمارهای سازمان ملل، از هر ده زن در افغانستان، نه زن حداقل یک نوع از خشونت را در عمرشان تجربه می‌کنند.

درحال حاضر، تحت سلطه‌ی طالبان، زنان افغانستان از هیچ‌نوع پشتوانه‌ی قانونی برخوردار نیستند.

رحیمه می‌گوید قوانین سخت‌گیرانه‌ی طالبان مثل دستور داشتن محرم، زندگی را عملا برای زنان تنها ناممکن کرده است. فشار روحی ناشی از این وضعیت باعث شده رحیمه به مشکلات روانی دچار شود. او دوای آرام‌بخش مصرف می‌کند. 

در گزارش عفو بین‌الملل آمده بود: «بسیاری از بازماندگان و کارمندان خانه‌های‌ امن، وکلا، قضات، مقامات دولتی و سایر افرادی که در ارایه‌ی خدمات حفاظتی [برای زنان قربانی خشونت] دخیل بوده‌اند، اکنون در معرض خطر خشونت و مرگ قرار دارند.»

خاطره نیز تجربیات مشابه دارد. خاطرات تلخی که پرده از خشونت‌های پیدا و پنهانی برمی‌دارد و دردناک است. او نه سال پیش به خاطر فرار از یک ازدواج اجباری، به یک خانه‌ی امن در کابل پناه آورد. چند ماه پس از آمدن طالبان، روزی پنج جنگ‌جوی طالبان به خانه‌ی امن آن‌ها آمدند و نام و شماره‌ی تلفن‌شان را خواستند. به همین دلیل، خاطره می‌ترسد و به پاکستان فرار می‌کند. او ده ماه گذشته را در اسلام‌آباد گذرانده و شش بار مجبور به تغییر محل زندگی‌اش شده است. او در یک مصاحبه‌ی تلفنی به زن‌تایمز گفت: «پیدا کردن مکان برای یک زن تنها و جوان دشوار است. هیچ‌کس به من اعتماد نمی‌کند و هیچ‌کس برایم جای نمی‌دهد، به‌خصوص با پول کمی که دارم.» او حتا چند شب مجبور شده است در خیابان‌ها بخوابد. رحیمه و خاطره، هردو از آینده می‌ترسند.

رحیمه پیش از آمدن طالبان درس می‌خواند و امید داشت وارد دانشگاه شود. او حالا امیدش را از دست داده است: «دیگر نمی‌توانم این زندگی را تحمل کنم، گاهی اوقات به مرگ فکر می‌کنم.»

نام‌ها برای حفظ هویت مصاحبه‌شوندگان تغییر داده شده است.

Leave a comment