رامیتا نوایی، تهیه‌کننده و مستندساز ایرانی – بریتانیایی است. تازه‌ترین مستند او، «افغانستان در خفا» روز سه شنبه، ۹ آگوست از برنامه‌ی پربیننده‌ی «فرانت‌لاین» شبکه‌ی PBS پخش شد. این مستند به زوایایی از سرکوب و سوءاستفاده‌های طالبان از زنان از جمله شکنجه، بازداشت‌های خودسرانه و ازدواج‌های اجباری پرداخته است. نوایی در این مستند از یک زندان‌ زنان بازدید کرده و با استفاده از کامره‌ی مخفی با زندانیان صحبت کرده است. در تصاویری به‌ندرت دیده‌شده، زنان زندانی به‌نوایی می‌گویند که به «جرم فساد اخلاقی» و بدون هیچ پروسه‌ی قانونی زندانی شده‌اند. این مستند نشان می‌دهد که چگونه زنان در داخل و خارج از زندان‌های طالبان زیر سایه‌ی ترس و جبر، مجبور به ازدواج با اعضا و فرماندهان طالبان می‌شوند.
زن‌تایمز به این بهانه، گفت‌وگوی کوتاهی با رامیتا نوایی انجام داده و در مورد یافته‌های این مستند در افغانستان زیر سلطه‌ی طالبان از او پرسیده است.
نکته: این مصاحبه از روی یگ گفت‌وگوی شنیداری پیاده و در زمان بازنویسی به‌منظور روان‌خوانی ویرایش شده است.

زن‌تایمز: تشکر رامیتا که فرصت این گفت‌وگو را به زن‌تایمز دادید. اول، می‌خواهم در مورد سفر شما به افغانستان بدانم. در افغانستان پس از طالبان، شاهد چه بودید؟ در کل اوضاع به‌نظرتان چگونه بود؟

نوایی: من در واقع در جنوری ۲۰۲۱، شش ماه پیش از تصرف کابل به‌دست طالبان، روند تحقیق برای ساخت این مستند را آغاز کردم. بیش‌تر به‌دنبال این بودم که بدانم طالبان چه می‌کنند، چگونه مناطق را یکی پی دیگری به‌تصرف خود در‌می‌آورند و پس از تصرف، در قلمرو تحت حاکمیت آنان چه می‌گذرد و چه اتفاقی برای زنان می‌افتد. من شاهد بودم که آن‌چه در مناطق تحت کنترل طالبان اتفاق می‌افتاد، خوب نبود و این می‌توانست به‌عنوان هشداری باشد برای این‌که اگر طالبان کل افغانستان را بگیرند، چه رخ خواهد داد. تا زمانی که من مجوز کار روی مستند را گرفتم، طالبان تمام کشور را تصرف کردند و داستان این مستند به‌جای پوشش وضعیت زنان در بخش‌های تحت تصرف طالبان، تبدیل شد به این موضوع که اکنون زندگی زنان در سراسر افغانستان چگونه است. به این منظور، تیم سازنده یک‌بار ویزای ۳۰ روزه گرفتیم و ماه نوامبر تا دسامبر ۲۰۲۱ را در فغانستان سپری کردیم. در مرحله‌ی بعد، در ماه مارچ ۲۰۲۲ نیز برای دو هفته‌ی دیگر ساکن افغانستان بودیم.
در سفر دوم، من کاملاً متوجه تغییرات شدم. در جریان سفر در ماه‌های نوامبر و دسامبر، مردم بسیار آزادتر بودند، هنوز می‌توان به‌نوعی گفت که آرامش داشتند. طالبان نیز با خبرنگاران خارجی با احتیاط رفتار می‌کردند. در بین این [سفرها] حمله‌ی روسیه به اوکراین اتفاق افتاد و عملاً تمام توجه جهان به اوکراین معطوف شد. وقتی ما در ماه مارچ برگشتیم، می‌شد این موضوع را احساس کرد. بیش‌تر مردم احساس می‌کرند که تقریباً فراموش شده‌اند و دیگر چشمان حمایت‌گر دنیا همراه آنان نیست. در سفر دوم، ترس مردم به‌جا بود، چون طالبان راحت‌تر ماهیت واقعی خود را نشان می‌دادند. طالبان اطمینان یافته بودند که توجه جهان دیگر به آن‌ها معطوف نیست و این در نحوه‌ی برخورد آن‌ها با روزنامه‌نگاران خارجی و مشخصاً شیوه‌ی برخوردشان با ما کاملاً آشکار بود- آن‌ها با احتیاط رفتار نمی‌کردند.

زن‌تایمز: با این حساب، هر دو مصاحبه‌ای که در مستند با دو سخن‌گوی طالبان انجام دادید در ماه مارچ انجام شد؟
نوایی: بلی، ما طوری برنامه‌ریزی کردیم که [تمام مصاحبه‌ها] در آخر سفرمان انجام شود. اول مطمئن شدیم که تمام محتوای مورد نیازمان برای ساختن مستند تکمیل است. به همین خاطر مصاحبه‌ با طالبان را برای دقیقه‌ی آخر ‌گذاشتیم.

زن‌تایمز: این سوال برای ما مهم است، چون زن‌تایمز، رسانه‌‌ای به رهبری زنان است و ما می‌خواهیم زمینه‌ی ارتقای توان‌مندی زنان خبرنگار بیش‌تری را در افغانستان فراهم کنیم که درباره‌ی وضعیت خود و زندگی زنان در افغانستان گزارش دهند: رفتار طالبان با شما به‌عنوان یک خبرنگار زن چگونه بود؟ من دیده‌ام که برخی از روزنامه‌نگاران مرد با طالبان سلفی گرفته و نشر کرده‌اند، اما بسیار مایلم بدانم که تجربه‌ی شما چه بود؟
نوایی: خب، همان‌طور که خودت می‌دانی، ما را نادیده می‌گیرند، ما را جدی نمی‌گیرند، حتا نمی‌خواهند با ما هم‌کلام شوند، ما را برابر خود نمی‌بینند. البته خوب شد! چون این [بی‌توجهی] از جهاتی برای کار ما کارآمد است. شخصاً در زمان کار سفرهای کاری، دوست ندارم [به اصطلاح] زیر رادار باشم. می خواهم تا جایی که ممکن است توجهی به من جلب نشود، چون این ساده‌ترین راه برای کار است. بنابراین، در این مورد نیز به دلیل زن بودن، نادیده گرفته شدم که کار را برای من بسیار آسان می‌کرد، به‌خصوص که من می‌توانم شبیه یک شهروند افغانستان ظاهر شوم. می‌توانم درهیئت یک زن افغانستانی ظاهر شوم و پوشش بومی را بپوشم. با این حال، وقتی وارد دفاتر می‌شدیم، بیش‌تر اوقات من مورد خطاب قرار نمی‌گرفتم. آن‌ها «کریم»، کارگردان مرا که یک مرد است، مخاطب قرار می‌دادند.

زن‌تایمز: شما در این مستند با بسیاری از اقشار آسیب‌پذیر مصاحبه کردید: بازماندگان، کنش‌گران زن، زنانی که به‌گونه‌ی زیرزمینی در افغانستان فعالیت می‌کنند و دایماً تحت تعقیب طالبان هستند. خبرنگاران نیز با دشواری‌های مشابه مواجه‌اند، زیرا طالبان آن‌ها را دنبال می‌کنند. سئوالی که برای من خلق شده این است که هنگام تماس با این گروه‌ها و در حین تنظیم مصاحبه‌ها، از چه تدابیر امنیتی و احتیاطی‌ای کمک می‌گرفتید؟
نوایی: خیلی مراقب بودیم و کاملاً مخفیانه کار می‌کردیم. هرچند طالبان می‌دانستند که ما آن‌جا حضور داریم. اما ما با ویزا و با اعتبار مجوز رسمی آن‌جا بودیم. در یک هتل بزرگ اقامت داشتیم. هر زمان که سفر می‌کردیم، خیلی مراقب بودیم. مسیر را بارها تغییر می‌دادیم و در مکان‌های امن با مردم ملاقات می‌کردیم. اغلب با یک شخص واسط قرار می‌گذاشتیم که ما را به‌جای دیگری می‌بُرد. برای گفت‌وگوها از پیش، خانه‌های امنی پیدا می‌کردیم. هرگز با کامره‌ی که آشکارا دیده می‌شد، در ملاء‌عام ظاهر نمی‌شدیم و جایی نمی‌رفتیم. همیشه [برای این‌که شک‌برانگیز نشویم] در گروه معدود و کوچک حرکت می‌کردیم. اغلب من جلوتر می‌رفتم و منتظر می‌ماندم. گاهی اوقات مدتی طولانی و بعد کریم به من ملحق می‌شد. همیشه از افراد بومی و قابل اعتماد مشوره می‌گرفتیم و به آن‌ها گوش می‌کردیم. ما با تیم فوق‌العاده‌ای کار می‌کردیم که دقیقاً به ما می‌گفتند چطور کار را پیش ببریم و با چه کسانی ملاقات کنیم. بدیهی است که زندگی آن‌ها در معرض خطر بود. با این‌حال، هیچ گزارشی، ارزش‌اش با جان کسی برابر نیست. به همین خاطر همیشه به حرف همکاران افغان‌مان گوش می‌دادیم و آن‌ها اغلب در مورد چگونگی انجام کار و چگونه مصون ماندن به ما توصیه‌ها و راه‌کارهایی معرفی می‌کردند.

زن‌تایمز: تشکر! به مسئله‌ی بسیار مهمی اشاره کردی! من هم اغلب وقتی با قربانیان خشونت‌ها صحبت می‌کنم، می‌گویند: با این‌که دختر یا خواهرم کشته شده، اما نمی‌توانم با شما صحبت کنم چون تحت تعقیب طالبان هستم و در صورت هم‌کاری با رسانه‌ها ممکن است باقی افراد خانواده‌ام نیز کشته شوند. می‌خواهم بدانم با وجود این چالش، چطور به آن‌ها نزدیک شدی و رضایت‌شان را برای گفت‌و‌گو جلب کردی؟
نوایی: پای نوعی زنجیره‌ی اعتماد در میان است. همه‌ی آن‌ها را کسی می‌شناخت که او نیز کسی را می‌شناخت که من می‌شناختم. بنابراین، وقتی که در آن دایره‌ی اعتماد قرار می‌گیرید، زمانی که بخشی از آن زنجیره هستید، کار بسیار آسان‌تر است. مردم پیش از ملاقات با من، نظر محتاطانه‌ای در مورد گفت‌وگو با ما داشتند. اما وقتی بتوانی به ملاقات کسی بروی، می‌توانی در چشمانش نگاه کنی و ارتباط [عاطفی] برقرار کنی. سپس می‌توانی در مورد این‌که چطور قرار است امنیت‌شان حفظ شود، با آن‌ها حرف بزنی. کسانی که در این مستند حاضر به گفت‌و‌گو شدند، وقتی دانستند ما آن‌ها را جدی می‌گیریم، احساس راحتی ‌کردند. کریم [کارگردان مستند] کامره را به طرف‌شان می‌چرخاند و به آن‌ها نشان می‌داد که در فیلم چطور دیده می‌‌شوند. مثلاً کریم می‌گفت: «از دستت فیلم می‌گیرم» یا «از کنار صورتت فیلم می‌گیرم و این طوری دیده می‌شوی.» آن‌ها به دوربین نگاه می‌کردند و احساس بهتری پیدا می‌کردند. مثلاً از آن‌ها می‌پرسیدیم: «می‌خواهید صدای‌تان را تغییر بدهیم؟» برخی‌ها نمی‌خواستند صدای‌شان تغییر کند و می‌گفتند: «نه، مشکلی نیست، همین که چهره‌ی‌ مرا نشان ندهی کافی است، لازم نیست صدایم را عوض کنی.» برخی از مردم می‌خواستند صدای‌شان تغییر کند.
ما یک سیستم دقیق داشتیم و برای هر مصاحبه مراحل [لازم] برای محافظت از مردم و تأمین امنیت‌شان را در نظر می‌گرفتیم.

زن‌تایمز: به نکات بسیار مفیدی اشاره کردی. درباره‌ی بخش زندان، طالبان در مورد ورود خبرنگاران و دسترسی‌شان به این مکان‌ها بسیار محتاطانه عمل می‌کنند. چگونه در هرات اجازه‌ی بازدید از زندان مردان و سپس زندان زنان را دریافت کردید؟
نوایی: شانس با ما یار بود. قرار نبود ما را به قسمت زنانه راه بدهند، اما در نهایت به‌نظرم فکر کردند که اگر ما را به بخش زنانه نبرند، مشکوک‌ می‌شویم. به همین خاطر اجازه دادند.

زن‌تایمز: از ۹۰ زنی که در زندان هرات بودند، اطلاعاتی دارید؟ در مستند نشان داده می‌شود که شماری چون مریم آزاد شدند. آیا توانسته‌اید در مورد آن‌چه بر سر باقی آن زنان آمده، اطلاعاتی کسب کنید؟
نوایی: نه. من نمی‌دانم. [تاجایی که من می‌دانم] مریم هم نمی‌داند و چهار دوست او هم نمی‌دانند. زن دیگری هست که تلفنی با او صحبت می‌کردم و او نیز بی‌خبر است. هیچ‌یک از آن‌ها با زنان زندانی ارتباط نداشتند. فکر می‌کنم آن زنان خیلی ترسیده بودند و دیگر نمی‌خواستند با کسی در تماس باشند.

زن‌تایمز: به‌عنوان آخرین سوال، آیا توانستید به‌تمام آن‌چه که [در مدت حضورتان در افغانستان] شاهدش بودید در این مستند بپردازید؟ یا این داستان تنها بخشی از آن‌چه از مشاهدات شما است؟
نوایی: این تنها بخشی از آن‌چه در افغانستان دیدیم، بود. وضعیت خیلی بدتر از آن چیزی است که من تصور می‌کردم. تقریباً هیچ گزارشی از ولایت‌ها در دست نیست. به همین خاطر این گزارش کلیدی است. هیچ‌کس نمی‌داند در ولایات چه می‌گذرد و ولایات در وضعیت ناگواری قرار دارند. رهبری کابل، نمی‌تواند فرماندهان را در ولایات کنترل کند. با این‌حال یکی از سوژه‌هایی که درباره‌اش زیاد می‌شنیدیم و موفق به پوشش آن نشدیم، شلاق زدن افراد در ملاء‌عام و خشونت‌های بدنی بود. چنین مجازات‌هایی خاصه در ولایت‌ها زیاد اتفاق می‌افتد، اما هیچ‌کس ویدئویی ثبت نکرده است. مردم خیلی ترسیده‌اند. ما زیاد شنیده‌ایم که طالبان کسانی را که فیلم گرفته‌اند، پس از دستگیری به‌شدت لت‌و‌‌کوب و شکنجه کرده‌اند. طالبان در این موارد هوشمندانه عمل می‌کنند. چون می‌دانند در شهرهای بزرگ، مردم بیش‌تری ساکن‌اند و اغلب تلفن دارند، از این‌رو نیز در ملاءعام مرتکب چنین خطاهایی نمی‌شوند. درحالی‌که مردم [کماکان] شلاق می‌خورند و تنبیه بدنی می‌شوند، اما در خلوت. در مواردی ما متوجه شدیم که در ساختمان‌های دولتی اتفاق می‌افتد. من در فیض‌آباد، به‌طور اتفاقی متوجه این ماجرا شدم. از زیرزمین یک ساختمان دولتی برای شکنجه‌ی مردم استفاده می‌کردند. طالبان قرار نیست سیاست‌های خود را تغییر دهند، اما درحال حاضر، نیاز طالبان به امریکا در مقایسه‌ با نیاز امریکا به طالبان، بسیار بیش‌تر است. طالبان هنوز به‌ پول نیاز دارند. بنابراین، امیدوارم سازمان ملل یا دولت‌های [دخیل] از این فیلم-مستند در مذاکره با طالبان به‌عنوان مدرک استفاده کنند. طالبان را زیر فشار قرار دهند که برای به‌دست آوردن پول رفتار خود را عوض کنند.

زن‌تایمز: تشکر. کار شما برای ما واقعاً ارزشمند است.

Leave a comment