گزارشگر: عطیه فرآذر و متین مهراب

سال گذشته قرار بود آرزو لیسه را تمام کند. او در ولایت فاریاب در شمال افغانستان درس می‌خواند و امید و آرزوهای بلندی در سر داشت. آرزو می‌گوید که با تسلط طالبان و ممنوعیت تحصیل دختران، رویاهایش نابود شدند. دکان پدرش مشتریان خود را از دست داد و بسته شد و خانواده‌ی ۱۳ نفره‌ی او در فقر فرو رفت. او که فرزند بزرگ خانواده بود، مجبور به ازدواج با مردی شد که تا پیش از مراسم نامزدی او را ندیده بود. 

آرزوی ۱۹ ساله به زن‌تایمز گفت: «هفت ماه پیش، خانواده‌ام برخلاف میلم مرا به نامزدی مردی درآوردند که ندیده بودم. آمدن طالبان به افغانستان و فقر باعث این بدبختی شد.» او افزود: «وقتی به این ازدواج فکر می‌کنم، حس می‌کنم به یک مرده‌ی متحرک تبدیل شده‌ام و فکر می‌کنم هیچ ارزشی برای خانواده‌ام ندارم.»

شوهر آینده‌ی آرزو که مخالف تحصیل او است، ۳۰۰ هزار افغانی شیربها پیشنهاد کرد، مبلغی قابل توجهی که می‌تواند برای ماه‌‌ها مصارف خانواده آرزو را بپردازد.

فقر در افغانستان همیشه یکی از عوامل افزایش ازدواج کودکان و ازدواج اجباری بوده است.  به‌نقل از کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان، حتا پیش از به‌قدرت رسیدن طالبان، ۶۰ الی ۸۰ درصد از دختران زیر ۱۶ سال وادار به ازدواج می‌شدند. 

اکنون، ترکیبی از خشک‌سالی، کووید ۱۹ و تحریم‌های اقتصادی اعمال‌شده پس از تسلط طالبان، بدترین بحران انسانی را در افغانستان به‌وجود آورده است. طبق تحلیل اخیر سازمان ملل، نزدیک به 20 میلیون شهروند افغانستان با «گرسنگی حاد» روبه‌رو هستند. این مسئله «طوفانی تمام‌عیار» به راه انداخته که باعث افزایش ازدواج کودکان و ازدواج اجباری در کشور شده است.

هدر بار، مسئول بخش زنان در دیده‌بان حقوق بشر، می‌گوید: «ممنوعیت تحصیل دختران در لیسه توسط طالبان، هم‌زمان با بحران انسانی تأسف‌بار در افغانستان، بدترین ترکیب ممکن است و با اندوه باید گفت که دختران بهای آن را می‌پردازند.» او هشدار می‌دهد که «درحال حاضر وضعیت در افغانستان مطلقأ طوفانی تمام‌عیار برای ازدواج کودکان و ازدواج‌های اجباری است.»

به‌گفته‌ی بار، دو عامل مهم برای افزایش این نوع ازدواج‌ها، یکی خانواده‌هایی است که مشکل معیشتی دارند و دیگری دخترانی که از تحصیل بازمانده‌اند.

یافته‌های تحقیق تازه‌ی عفو بین‌الملل در مورد زندگی زنان و دختران تحت سلطه‌ی طالبان نیز افزایش ازدواج کودکان و ازدواج‌های زودهنگام را نشان می‌دهد. براساس تحقیقی که در ماه جولای منتشر شد، «دلیل این افزایش چندین عامل مرتبط با یک‌دیگر است که بسیاری از آن‌ها به اقدامات و سیاست‌های طالبان و اعضای آن از زمان به دست گرفتن قدرت نسبت داده می‌شود.»

در کنار بحران اقتصادی و انسانی و کمبود فرصت‌های تحصیلی و کاری برای زنان و دختران، این تحقیق نشان می‌دهد که ترس خانواده‌ها از طالبان و نیاز به محافظت از دختران‌شان از دیگر عوامل افزایش ازدواج‌های اجباری و ازدواج کودکان است.

معلمان و محققان در افغانستان نیز بر این نگرانی تأکید دارند. یک محقق در شهر هرات می‌گوید که از زمان تسلط طالبان و بسته‌شدن مکاتب، ازدواج کودکان و ازدواج اجباری افزایش یافته است.

منیژه بهره، پژوهش‌‌گر فرهنگی در هرات در گفت‌وگوی تلفنی به زن‌تایمز گفت: «تعطیلی مکاتب باعث افزایش ازدواج کودکان شده است. این مسئله دلیلی شده برای خانواده‌های فقیر که دختران خود را در بدل رفع نیازهای اقتصادی‌شان به شوهر بدهند.» 

یک مدیر مکتب دخترانه در شهر هرات که به‌شرط ناشناس ماندن صحبت کرده است، با اشاره به روند صعودی این ازدواج‌ها گفت: «از ۴۰ دانش‌آموز در یک صنف نهم از سال گذشته، ۳۶ نفر مجبور به ازدواج شده‌اند.»

هنریتا فور، مدیر اجرایی وقت یونیسف در بیانیه‌ای گفته است: «وضعیت بسیار وخیم اقتصادی در افغانستان، خانواده‌های بیش‌تری را به عمق فقر فرو می‌برد و آن‌ها را مجبور به انتخاب‌های تأسف‌برانگیز می‌کند، مانند به‌کار گماشتن کودکان و مجبور کردن دختران به ازدواج در سنین پایین».

نکته‌ی جالب اما‌ این‌جا است که طالبان ازدواج اجباری را ممنوع کرده‌اند. در اولین فرمان حقوق زنان که در ماه دسامبر صادر شد، رهبر طالبان این عمل را ممنوع کرده و گفته بود زنان نباید «ملک» تلقی شوند و باید به ازدواج رضایت دهند. با این‌حال، هیچ اشاره‌ای به چگونگی اجرای این مصوبه نشده و عزمی نیز برای اجرای آن وجود نداشته است.  

براساس گزارش عفو بین‌الملل در ماه دسامبر، طالبان با بدتر کردن وضعیت، نهادهای حمایتی و پناه‌گاه‌هایی را که در دوهه‌ی گذشته برای «قربانیان خشونت‌های جنسیتی» ایجاد شده بود، برچیده و بسیاری از «مجرمان خشونت‌های جنسیتی» را آزاد کرده‌اند. 

اکنون، بسیاری از دختران که از بسته‌شدن مکاتب و سرکوب مداوم حقوق و آزادی‌های‌شان توسط طالبان به‌ستوه آمده‌اند، هیچ راه نجاتی نمی‌بینند و می‌گویند که به خودکشی فکر می‌کنند. مونا در ولایت سمنگان پس از این‌که مجبور شد ازدواج با مردی را بپذیرد که پیش از نامزدی هرگز او را ندیده بوده، به خودکشی فکر می‌کند.

او می‌گوید: «من تحت چنان فشار روحی شدیدی هستم که حتا نمی‌توانم بخوابم. مدام به راه‌هایی برای آزادی فکر می‌کنم». مونای ۲۲ ساله در پیامی به زن‌تایمز نوشته: «به این فکر می‌کنم که چطور خودم را بکشم، بسوزانم، حلق‌آویز کنم یا قرص بخورم؟ می‌دانم در حال دیوانه شدن هستم.»

آرزو نیز همین احساس را دارد: «بعضی وقت‌ها فکر می‌کنم یا خودکشی کنم یا فرار!»

Leave a comment