«من می‌خواستم داکتر شوم و به مردمم خدمت کنم، اما حالا نه‌تنها نمی‌توانم درس بخوانم، بل من و دوست‌دخترم هر لحظه در ترس از ازدواج اجباری، شکنجه، مرگ و زندگی و آینده‌ای نامشخص، زندگی می‌کنیم.»
این بخشی از صحبت‌های سمیرا، زن هم‌جنس‌گرای افغانستانی است که با او گفت‌وگوی تلفنی داشتم. سمیرا در تمام مدت گفت‌وگو با صدایی لرزان از نگرانی‌ها و ترس‌های‌اش می‌گفت. او یکی از هزاران دگرباشی است که پس از قدرت‌گرفتن جنگ‌جویان طالبان، زندگی‌اش به‌دلیل هویت جنسیتی و گرایش جنسی‌اش دست‌خوش تکان‌ها و تغییرات زیادی شده است.

پس از ۱۵ آگوست ۲۰۲۱ و روی کار آمدن دوباره‌ی طالبان بر مسند قدرت در افغانستان، موجی از نگرانی‌ها در مورد وضعیت حقوق بشر، حقوق زنان، حقوق دگرباشان و آزادی رسانه‌ها را در افغانستان و جهان برانگیخت. هرچند ذبیح‌‌الله مجاهد؛ سخنگوی طالبان در همان روزهای نخست اعلام کرده بود که در امارت اسلامی زنان و رسانه‌ها می‌توانند در چارچوب اسلام کار کنند. در یک‌سال گذشته اما در عمل همه‌چیز برای زنان و دگرباشان معکوس رقم خورده است.
درحالی که طالبان مدعی بودند تغییر کرده‌اند، گل‌رحیم، یکی از قضات طالبان در گفت‌وگو با خبرگزاری BILD آلمان در رابطه با مجازات برای رابطه‌ با هم‌جنس گفته بود: «برای هم‌جنس‌گرایان دو مجازات وجود دارد: یا سنگسار، یا باید پشت دیواری بایستند که بر سرشان سقوط کند. دیوار باید ۲.۵ تا ۳ متر ارتفاع داشته باشد».
این نقل‌قول را می‌خوانم و به‌یاد می‌آورم که طالبان این شیوه‌ی مجازات را در حکومت قبلی‌شان، میان سال‌های ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۱ هم انجام داده بودند.

طبق گزارش رویترز، در فبروری سال ۱۹۹۸ به‌دستور ملا عمر، سه‌نفر در شهر قندهار به‌جرم رابطه با هم‌جنس، به‌مدت ۳۰ دقیقه زنده زیر خاک دفن شدند. خبرگزاری AIP می‌گوید این دستور را شخص رهبر طالبان داده بود و گفته بود که اگر پس از ۳۰ دقیقه زنده ماندند، آن‌ها در امان می‌مانند و بخشیده می‌شوند. پس از ۳۰ دقیقه وقتی خاک را کنار زدند، هر سه نفر زنده مانده بودند و گویا به بیمارستان منتقل شدند.

در مارچ سال ۱۹۹۸، طالبان دو نفر به‌نام‌های بسم‌الله (۲۲ ساله) و عبدال‌سامی (۱۸ ساله) را به‌جرم رابطه با هم‌جنس، زیر نام «لواط» در شهر هرات اعدام کردند. خبر اعدام آن‌ها توسط رادیو شریعت طالبان اعلام شد.
پوشش رسانه‌ای این موارد محدود بود. به‌دلیل خفقان و فضای بسته‌ی‌ دوران حکومت طالبان، رسانه‌ها نمی‌توانستند به‌بررسی و تحقیق میدانی درباره‌ی آن‌چه خاموشانه درحال وقوع بود، بپردازند. از این‌رو، آمار دقیقی از اعدام یا دیگر شیوه‌های حذف و سرکوب دگرباشان توسط طالبان در نخستین حکومت‌شان وجود ندارد.

درحالی که بسیاری از کشورها در مسیر جرم‌زدایی از روابط غیردگرجنس‌گرایانه و هم‌جنس‌خواهانه در صدد تصویب قوانین حمایتی برای دگرباشان‌اند، افغانستان در یک‌سال گذشته عقب‌گرد بی‌پیشینه‌ای در مسئله‌ی حقوق زنان، دگرباشان و به‌طور کلی‌ حقوق بشر داشته است. هرچند شرایط دگرباشان در حکومت قبلی نیز تعریف چندانی نداشت، اما آمدن طالبان باعث شد که آن‌ها اندک آزادی‌ها و امکانات زندگی در سایه‌ی کرامت، امنیت و آزادی را از دست بدهند.
دیده‌بان حقوق بشر در ۲۶ جنوری امسال گزارشی با عنوان «حتا اگر به آسمان هم پرواز کنید، پیدای‌تان خواهیم کرد»، به‌دست نشر سپرد. در این گزارش با ۶۳ تن از اعضای جامعه‌ی کوییر افغانستان مصاحبه شده است که از سوی طالبان مورد خشونت قرار گرفته‌اند. در بخشی از این گزارش به قتل یک مرد هم‌جنس‌گرا اشاره می‌شود. طبق مستندات این گزارش، این مرد هم‌جنس‌گرا توسط طالبان تکه‌تکه شده است.
سلیمان، مرد دیگر هم‌جنس‌گرای ۱۹ ساله توسط طالبان ۸۰ ضربه شلاق خورده است. او در مصاحبه با «رادیو رنگین‌کمان» در سال گذشته در روایت این تجربه گفته بود: وقتی گوشی موبایل‌اش در یکی از ایست‌های بازرسی طالبان چک شد، آنان به محتوای گوشی او که عکس‌هایی از رابطه‌ی هم‌جنس بود دسترسی یافتند و دستگیرش کردند. طالبان ۸۰ ضربه‌ی شلاق به پشت او زدند و ۸۰ دیگر به‌خاطر خالکوبی. سلیمان در ادامه گفت: «چون در دست راست من خالکوبی بود، ۸۰ ضربه‌ی شلاق دیگر به کف پایم زدند».

در این مدت، برخی از کشورها تلاش کردند به‌شماری از گروه‌های آسیب‌پذیری چون هنرمندان، فعالان زن، اقلیت‌های جنسی و جنسیتی، کارمندان حکومت پیشین برای خروج از افغانستان کمک کنند. با این حال، آن‌چه در میدان هوایی کابل رقم خورد، هیچ‌چیز از یک تراژدی کم نداشت. خروج عجولانه‌ی نیروهای خارجی در نبود برنامه‌ی اولویت‌بندی شده، عملی، منسجم و هم‌آهنگ برای تخلیه سبب شد که بسیاری از گروه‌های آسیب‌پذیر در میدان تهدید و تعرض طالبان بر جای بمانند. یاس، زن ترنس افغانستانی‌ از تجربه‌‌اش چنین می‌گوید: «وقتی که افغانستان سقوط کرد، من خیلی ترسیده بودم. سعی کردم به میدان هوایی بروم که شاید بتوانم با پروازهای خارجی فرار کنم. شنیده بودم کشورهای خارجی به کسانی مثل ما کمک می‌کنند. برای همین با هزار زحمت خودم را به دروازه‌ی میدان هوایی رساندم. آن‌جا یک عسکر خارجی را دیدم و به زبان انگلیسی به او گفتم من ترنس هستم و التماس‌اش کردم که نجاتم دهد. اما آن عسکر من را با عصبانیت و خشم هل داد. در میدان هوایی، حتا چند بار طالبان من را شلاق زدند و می‌گفتند: «تو زن هستی؟ یا مرد؟»
پس از خروج کامل نیروهای خارجی از افغانستان، شماری از سازمان‌ها که به دلایل امنیتی نامی از آن‌ها نمی‌برم، سعی کردند از راه‌های مختلف آن عده را که از پروازهای فرودگاه کابل جای مانده بودند، از میدان خطر خارج کنند. در نتیجه‌ی اقدام مشترک شماری از این سازمان‌ها، تعداد کمی وارد کشورهای اروپایی و یا کشورهای همسایه شدند. در این میان، عده‌ای از اعضای جامعه‌ی دگرباش افغانستان که توانستند از وارد کشورهای همسایه شوند، از وضعیت‌شان راضی نیستند. آنان معتقدند که حتا در آن‌جا هم امنیت ندارند. آنان معتقدند که به‌دلیل وجود اشتراکات فرهنگی و سیاسی در کشورهای همسایه، حقوق ال‌جی‌بی‌تی‌کیوها در کشورهای همسایه‌ی افغانستان نیز در چارچوب‌های جهانی حقوق بشر نمی‌گنجد. مثلاً در ایران مجازات رابطه با هم‌جنس شلاق و یا حتا اعدام است و در پاکستان و تاجیکستان، حتا شهروندان دگرباش تاجیکستانی و پاکستانی نیز با مشکلات و چالش‌های زیادی مواجه‌اند.
مانی، مرد ترنسی است که قبلاً در بغلان زندگی می‌کرد. او به‌دلیل هویت جنسیتی متفاوت‌‌اش و تفاوت شیوه‌ی زندگی‌اش با هنجارهای متعارف جامعه، بارها مورد انواع خشونت و شکنجه‌ی جسمی و روحی قرار گرفته است. حالا چند ماهی است به سوئد رسیده و زندگی جدیدی را شروع کرده است. او می‌گوید: «درگیر افسردگی شدیدی است و تاکنون دوبار اقدام به خودکشی کرده است».
مانی در ادامه‌ی گفت‌وگو اضافه کرد: «وقتی به سوئد رسیدم، حس پرنده‌ای را داشتم که از قفس آزاد شده است. واقعاً خوشحالم که خطری مرا تهدید نمی‌کند. اما افسردگی شدیدی دارم و شب‌ها کابوس می‌بینم. هر روز اضطراب دارم و نگران خواهرم هستم که در بغلان تنها زندگی می‌کند».

براساس گزارش‌های سازمان‌های مدافع حقوق LGBTQI+، زندگی جامعه‌ی رنگین‌کمانی در افغانستان از هم ‌پاشیده و فاجعه‌بار است. بحران روحی در میان اعضای این جامعه در یک‌سال گذشته افزایش یافته است و موارد اقدام به‌خودکشی، افسردگی و اختلالات پس از تروما در میان گروه‌ها گسترش چشم‌گیری داشته است. در این میان، آن‌چه دورنمای زندگی برای اعضای جامعه‌ی دگرباشان افغانستان را تارتر از همیشه می‌نمایاند، ناامیدی فراگیری‌ است که شرایط سیاسی این‌روزها به‌بار آورده است. آینده‌ای نامعلوم، یأسی عمیق و ترسی بی‌پایان در افغانستان زیر سلطه‌ی طالبان.

نکته: در این گزارش به دلایل امنیتی برای افراد، از نام مستعار استفاده شده است.

آرتمیس اکبری، فعال حوزه‌ی دگرباشان أفغانستان است.

Leave a comment