این گزارش مشترک با گاردین نشر شده است.
پس از هفت سال زندگی در تهران، صفیه* فکر میکرد بالاخره برای خود و فرزندانش امنیت یافته است. پس از تحمل سالها خشونت از سوی همسرش که یک قوماندان پولیس محلی بود، صفیه در سال ۲۰۱۸، یک روز که او خانه نبود، دست دختر هشت ساله و پسر پنج سالهاش را گرفت و به ایران فرار کرد.
در تهران، با همکاری دیگر زنان مهاجر کارگاه خیاطی زنانه راه انداخت و برای خود و خانوادهاش زندگی نسبتاً خوبی را فراهم کرده بود. اما دو هفته پیش، او خودش و دو فرزندش را در صف مهاجران اخراج شده از ایران در اسلام قلعه هرات پیدا کرد.
میگوید اکنون که دوباره در هرات بازگشته، هر روز در ترس و نگرانی قرار دارد که مبادا شوهرش که اکنون قوماندان طالبان است، او را پیدا کند. «من همسر دومش بودم؛ پدرم مرا مجبور به ازدواج با او کرد، گفت هم پول دارد، هم زور.»
از همان روزهای اول شوهرش شروع به لت و کوب او کرد. «حتی یکبار در طویله خانه زندانیام کرد. هرات برایم امن نیست. او با طالبان کار میکند و نفوذ دارد.»
صفیه پیش از اخراج، پولهای پس اندازش را جمع کرده بود و در حدود ۲۵۰ هزار افغانی با خود آورده بود، اما با این پول هم میگوید، صاحبها خانهها راضی نمیشدند که به او خانه کرایه دهند.
بر اساس آمار سازمان بینالمللی مهاجرت، از اول جون تا ۲۳ جولای ۲۰۲۵، حدود ۸۰۰ هزار مهاجر افغان از ایران به افغانستان بازگردانده شدهاند. زحل نبی، مسئول بخش ارتباطات سازمان بینالمللی مهاجرت میگوید، از این تعداد ۱۵۳ هزار نفر زن بودهاند و حدود ۸ درصد از آنان خانوادههای با سرپرست زن بودند.
صفیه و هزاران زن دیگر به کشوری بازگردانده شدهاند که زنان بدون سرپرست نمیتوانند خانه کرایه کنند، کار کنند و حتی برای کلینک رفتن نیاز به «محرم» دارند.
خبرنگاران زن تایمز با ۱۴ منبع، از جمله ۹ زن سرپرست خانواده گفتوگو کردهاند. همه آنها گفتهاند با کمبود غذا و سرپناه مواجهاند.
فهیمه* که در ماه جون به افغانستان بازگشته، میگوید: «از روز دومی که به هرات رسیدم، برای کرایه یک خانه مراجعه کردم. وقتی فهمیدند من تنها هستم و شوهر ندارم، گفتند خانه به زن تنها نمیدهند. گفتند طالبان اجازه نمیدهد. حالا خانهبهخانه در فامیلهایمان سرگردانم. تنها راه داشتن خانه این است که یکی از مردهای اقوام نزدیکم قولنامه را امضا کند.»
چند تن از مسئولان دفاتر معاملات در هرات نیز تأیید کردند که آنها اجازه ندارند به «زنان بیسرپرست» خانه کرایه دهند. یکی از مسئولان یک دفتر معاملات به زنتایمز گفت: «تمام قراردادها باید در اداره استخبارات طالبان ثبت شود. اگر به زن تنها خانه بدهیم، خطر زندان برای ما و خودش است. ارزشش را ندارد.»
مشکل کرایه کردن خانه تنها چالش فوریای نیست که زنان مهاجر بازگشته از ایران به آن مواجهاند. رقیه*، زن بیوهای که تازه از ایران اخراج شده است، میگوید: «حتی اگر زنی مهارتی مثل خیاطی یا آرایشگری داشته باشد، فقط میتواند در خانه بهصورت مخفیانه کار کند. من در ایران در کارخانه کیف کار میکردم. اما اینجا اجازه ندارم بیرون از خانه کار کنم.»
صبره*، ۴۵ ساله که از ولایت کندز است، گفت: «ما را ناگهانی اخراج کردند. حتی نگذاشتند وسایلمان را ببریم. با یک دست لباس برگشتیم. پولیس ایران پسرانم را چنان لتوکوب کرد که نمیتوانستند غذا بخورند. باید همیشه به شفاخانه میبردمشان. حالا دچار ترومای شدید شدهاند. کسی به ما گوش نمیدهد. ما مهاجریم، حقی نداریم.»
مائده*، ۴۵ ساله، پس از مرگ شوهرش که افسر پولیس در حکومت قبلی بود، همراه پسرش به ایران مهاجرت کرده بود. میگوید زمانی که در صف نانوایی ایستاده بوده، پولیس ایران او را دستگیر و اخراج کرد است. «نگذاشتند به خانه برگردم تا پسرم را بگیرم. مستقیم مرا به اردوگاه شاندیز بردند و از آنجا به هرات فرستادند.»
اکنون که در خانه اقوامش در هرات زندگی میکند، با انتخابی ناممکن روبروست: زندگی کردن جدا از تنها فرزندش یا قبول کردن خطر مسافرت قاچاقی به ایران. «نمیتوانم اینجا بمانم، دور از فرزندم، وابسته به اقوام. اما نه پاسپورت دارم، نه ویزا میدهند. نمیدانم چطور دوباره برگردم. این زندگی نیست.»
سمیه*، زن ۳۲ سالهای که شوهرش پنج سال پیش در حادثه ساختمانی در ایران فوت کرده، در اواخر جون با فرزندانش اخراج شد. «از بس با دستانم کار کردم؛ کف دستم مثل زن ۶۰ ساله است. حتی نگذاشتند وسایلم را جمع کنم.»
او حالا در کابل در اتاقی خالی با یک فرش حصیری زندگی میکند. «اینجا کاری نیست، حتی برای مردها. مأموران امر به معروف طالبان همیشه مرا ایستاد میکنند و میگویند حجابم درست نیست. میگویند برقع بپوشم.»
*نامها برای حفظ هویت افراد تغییر یافتهاند.


