طالبان در بیش از دو سالی که از بازگشتشان به قدرت میگذرد، با لغو قانون اساسی افغانستان و نادیده گرفتن مقررات و لوایح نظام سیاسی پیشین، تمامی حوزههای عمومی و بخش عمدهای از حوزۀ خصوصی را دگرگون کردهاند. امارت اسلامی طالبان با استفاده از قوۀ قهریه، فرامین منسوب به رهبری خود را، بدون توجهبه حقوق و نارضایتی شهروندان و واکنشهای بینالمللی، اعمال میکنند. تحصیلات عالی و دانشگاهها که بهعنوان عرصۀ تخصصی و آکادمیک، باید از دخالتهای غیرحرفهای محفوظ باشد، نیز از دخل و تصرفهای گسترده و ایدئولوژیک طالبان مصون نمانده است. پرسش این مقاله این است که حکمرانی طالبان چه تأثیراتی بر دانشگاهها و تحصیلات عالی کشور داشته است؟
برای دستیابی به پاسخ روشن نیاز است که مروری بر دگرگونیها و محدودیتهای اعمال شده در این عرصه از سوی طالبان داشته باشیم و آنگاه نتایج آن را بررسی کنیم.
۱. محدودیتهای اعمالشده
از زمان بازگشت طالبان به قدرت در ۱۵ آگِست ۲۰۲۱ تا اکنون محدودیتهای گستردهای بر دانشگاههای دولتی و خصوصی اعمال گردیده است که اینجا صرفاً به موارد بسیار مهم اشاره میشود.
۱-۱. ممنوعیت تحصیل و تدریس بانوان
مقامات وزارت تحصیلات عالی تحت کنترل طالبان به تاریخ۳۰ قوس۱۴۰۱ برابر با ۲۱ دسامبر ۲۰۲۲ طی نامهای به تمام دانشگاههای خصوصی و دولتی اعلام کردند که تحصیل دختران در دانشگاهها ممنوع است. متعاقب آن دختران اجازۀ شرکت در کانکور وردی سال ۱۴۰۲ را نیافتند. به تاریخ ۸ دلو همان سال نامۀ جداگانهای به دانشگاههای خصوصی ارسال گردید که دختران مجاز به شرکت در کنکور ورودی دانشگاهها نیستند و اگر تخلفی از این دستور صورت بگیرد برخورد خواهد شد. همچنین به استادان و کارمندان خانم نیز بر اساس پالیسی ممنوعیت کار زنان در ادارات، اجازه داده نشد که در دانشگاهها تدریس و یا کار داشته باشند.
۲-۱. مدیریت نهادهای اکادمیک توسط ملاها
یکی از دگرگونیهای مهم اعمالشده در وزارت تحصیلات عالی و دانشگاههای دولتی از جمله دانشگاه کابل سپردن وظایف رهبری به اعضای طالبان است که تجربه و سابقۀ دانشگاهی ندارند و در بهترین حالت طلبههای مدارس دینی بودهاند. در حالی که در گذشته اگر سمت وزارت تحصیلات عالی پست سیاسی تلقی میشد و از اعضای هیئت علمی دانشگاه کابل برگزیده نمیشد، فردی با وجهه و اعتبار بارز دانشگاهی عهدهدار این سمت میشد. معینهای وزارت از جمله معین علمی و امور محصلان حتماً استادان دانشگاه بودند. همچنین بستهای ریاست دانشگاه کابل، معاون امور محصلان، معاون علمی و حتی معاون اداری و مالی بستهای کدری بودند که فقط اعضای هیئت علمی دانشگاه میتوانستند عهدهدار این سمتها شوند. اما در ادارۀ طالبان رهبری وزارت تحصیلات عالی و تمامی دانشگاههای دولتی از جمله دانشگاه کابل توسط ملاها اشغال شده است. به این ترتیب تصمیمگیری در امور دانشگاهی به دست ملاهاست و استادان و کارمندان دانشگاهها ملزم به اجرای دستورات طالباناند.
۳-۱. افزایش مضمون ثقافت اسلامی
در حالی که دورۀ جمهوری اسلامی هشت واحد (کریدت) درس ثقافت اسلامی؛ یک واحد به ازاء هر تِرم (سمستر) در دورۀ لیسانس تدریس میگردید، طالبان این رقم را به سه برابر افزایش داده و دانشگاهها را ملکف کردهاند که ۲۴ واحد ثقافت اسلامی تدریس کنند. به گفتۀ منابع محلی در دانشگاهها، این دستورالعمل از بهار ۱۴۰۱ اجرایی گردیده و قرار است که در جریان بازنگری نصاب درسی دانشگاهها، تعداد واحدهای ثقافت اسلامی به ۳۲ واحد افزایش یابد.
۴-۱. ایجاد آمریت ارشاد و دعوت
وزارت تحصیلات عالی طالبان در راستای اسلامیسازی آموزش، تمامی دانشگاههای دولتی و خصوصی را ملزم به ایجاد بخش جدیدی به نام آمریت ارشاد و دعوت کرده است. این آمریت از سوی یک مولوی اداره میشود و مسئولیت تطبیق شریعت با قرائت طالبان در دانشگاهها را به عهده دارد. این آمریت جلسات ارشادی و نماز جماعت برگزار میکند و تمامی استادان، کارمندان و دنشجویان مکلف به شرکت در جلسات تبلیغی و نماز جماعتاند. به گزارش منابع محلی از چند ماه بدینسو که افرادی از طرف وزارت تحصیلات عالی طالبان به عنوان آمر ارشاد و دعوت در دانشگاههای خصوصی معرفی شدهاند، وضعیت دشوارتر از قبل شده است. با توجه به اینکه این افراد منصوب وزارتاند و معاش از سوی طالبان دریافت میکنند، با اقتدار بیشتر تمامی پرسنل و دانشجویان دانشگاهها را در قبال خود پاسخگو میدانند.
همچنین این وزارت در مکتوبی از دانشگاههای خصوصی خواسته است که کتابخانههای خود را از کتابهای «خلاف فقه حنفی» و کتابهای سیاسی «تصفیه» کنند و به جای آنها کتابهای سیرت نبوی جایگزین کنید.
۵-۱. ترویج پوشش غیردانشگاهی
با اینکه طالبان در زمینه پوشش و ریش گذاشتن کدام دستورالعمل رسمی برای دانشگاهها صادر نکردهاند، اما فضای عمومی و تذکرات شفاهی مأموران بخش عقیدتی طالبان، استادان و کارمندان را وادار به پوشش خاص مورد نظر طالبان میکند. استادان و کارمندان به خاطر فقدان مصونیت شغلی ناگزیرند اولویتهای طالبان را حتی در نحوۀ پوشش خود مورد توجه قرار دهند. همچنین فضای عمومی و تذکرات گاه و بیگاه طالبان دانشجویان را نیز به سمت پوشش طالبانی و گذاشتن ریش بلند، سوق داده است. تذکرات گاهی در جلسات عمومی و با تبیین اینکه تراشیدن ریش بدتر از اعمال شنیع است، عملاً نوعی توبیخ روانی در انظار عمومی محسوب میشود.
۲. تغییراتی در حال اجرا
علاوه بر محدودیتها و تغییرات اعمال شده که بخشی از آن ذکر گردید، تغییراتی نیز در دست اجراست که بهزودی اعمال خواهد گردید.
۱-۲. بازنگری نصاب درسی
ندامحمد ندیم از اعضای طالبان زمانی که در عقرب ۱۴۰۱ به عنوان سرپرست وزارت تحصیلات عالی منصوب گردید از تغییر نصاب درسی بر اساس «شریعت اسلامی و معیارهای جهانی» خبرداد. از نظر طالبان مضامین دینی به اندازۀ کافی در نصاب آموزشی دانشگاهها گنجانده نشده است. طالبان در بیش از دو سال گذشته به ایجاد دانشکدههای شرعیات در دانشگاهها و بازنگری نصاب آموزشی تمرکز داشتهاند و این روند همچنان ادامه دارد. بر اساس این برنامه، قرار است که در راستای اسلامیسازی دانشگاهها با قرائت طالبان، هم سرفصلهای درسها تعدیل شود و هم تعداد واحدهای (کریدت) مرتبط با آموزشهای دینی افزایش یابد. در چارچوب این تحول محتوایی حتی درسها و سر فصلهای رشتههای کاملاً فنی مثل کامپیوترساینس، طب و انجینری عمران نیز اسلامیسازی میشود. شایان ذکر است که روند بازنگری نصاب درسی در نظام جمهوری اسلامی نیز در جریان بود، اما با اهداف متفاوت از آنچه طالبان در نظر دارند؛ در دورۀ جمهوری اسلامی برای بروزرسانی نصاب و تخصصیسازی آن تلاش صورت میگرفت.
۲-۲. تسلط استادان به زبان پشتو
بر اساس «لایحه جذب اعضای کادر علمی نهادهای تحصیلات عالی» که در سال جاری خورشیدی از سوی طالبان منتشر شده است، یکی از شرایط عمومی استخدام هیئت علمی دانشگاهها، تسلط به زبان های رسمی کشور اعلام شده است. منابع محلی می گویند هدف طالبان از این شرط، مشروطسازی استخدام هیئت علمیدانشگاهها به تسلط آنها به زبان پشتو است. در حالی که در گذشته تسلط به یکی از زبانهای رسمی کافی بود و با توجه به مناطق به پشتو یا فارسی اهمیت داده میشد. طالبان اما با صدور بخشنامهای استادان دانشگاهها را از به کارگیری اصطلاحات فارسی زیر عنوان «اصطلاحات بیگانه» منع کردهاند. این لایحه هنوز به صورت کامل تطبیق نگردیده و یکی از برنامههای در دست اقدام است که از نظر طالبان باید تطبیق شود. در صورت تطبیق کامل این لایحه دانشگاهها از وجود استادان فارسی زبان تجرید خواهد شد و زمینه برای استخدام پشتو زبانها که معمولاً آشنایی با فارسی(گویش دری) نیز دارند، فراهم میشود.
در نتیجه باید گفت که اعمال محدودیتها و دگرگونیهای پیشگفته، آثار و پیامدهای فوری، میانمدت و درازمدت بر نظام آموزش عالی کشور داشته و خواهد داشت. آثار فوری و کوتاهمدت سیاستهای طالبان بر دانشگاهها را میتوان در محرومیت بیش از نصف جمعیت دانشجویی کشور از آموزش، اخراج استادان و کارمندان زن، اشغال سمتهای رهبری توسط ملاها، کاهش شدید انگیزۀ دانشجویان و استادان، تضعیف بخش خصوصی فعال در عرصۀ تحصیلات عالی و ترک کشور توسط جمع بزرگی از استادان دانشگاهها، دید. بر اساس آمارهای منتشرشده، تنها از دانشگاه کابل بیش از نصف استادان از کشور خارج شدهاند.
در میانمدت شاهد آن خواهیم بود که دانشگاهها ماهیت تخصصی و آکادمیک خود در راستای تربیت نیروی متخصص در زمینههای مختلف را از دست داده به مراکز تربیت نیروهای رادیکال اسلامی تبدیل خواهند شد. علاوه بر این، روند جاری به تصفیۀ کامل دانشگاهها از هیئت علمی و پرسنل متخصص انجامیده و جای آنها را در بدنۀ نهادهای تحصیلات عالی نیز اعضای طالبان اشغال خواهند کرد. همچنین در سالهای آینده با توجه به بازنگری نصاب درسی معارف و گسترش مدارس دینی، داوطلبان کانکور نیز جوانان تربیت شده طالبان خواهند بود و دانشجویان آزاداندیش رغبت ورود به دانشگاهها را از دست خواهند داد. تداوم این روند همچنین به تعطیلی بسیاری از نهادهای آموزشی خصوصی خواهد انجامید.
پیامدهای بلند مدت دگرگونی و تضعیف دانشگاهها توسط طالبان با فرض تداوم حکمرانی این گروه، عمیق، چندبعدی و حتی در مواردی جبرانناپذیر خواهد بود. از این زوایه، ایدئولوژیکسازی دانشگاهها ظرفیت علمی و تخصصی کشور در راستای توسعه و آبادانی را نابود و فرصت پرورش میلیونها نیروی انسانی متخصص را از کشور خواهد گرفت. از آن طرف شاهد گسترش رادیکالیسم اسلامی در کشور و منطقه خواهیم بود.
* امید شرافت، نام مستعار یک استاد پیشین دانشگاه در کابل و پژوهشگر روابط بینالملل است.


