کبرا نادر

در یک‌سال گذشته، مینه‌ی ۵۱ ساله، از ترس جان خود و فرزندان‌اش هر سه ماه یک بار محل سکونت خود را عوض کرده است. او یکی از معدود زنانی است که بیش از سه دهه در ریاست امنیت ملی افغانستان کار کرده است. مینه در اواخر دهه‌ی ۱۳۶۰ به این ریاست پیوست، اما زمانی‌که طالبان برای اولین بار قدرت را به دست گرفتند، او به پاکستان فرار کرد.

پس از سقوط طالبان، او به افغانستان بازگشت و کار خود را در دفتر ریاست امنیت ملی در کابل از سر گرفت. اما بازگشت طالبان به قدرت نه تنها برای بار دوم کارش را از او گرفت، بل دوباره زندگی او و خانواده‌اش را به خطر انداخت.

مینه در یک مصاحبه‌ی تلفنی به زن‌تایمز می‌گوید: «من و دو پسرم در بخش نظامی کار می‌کردیم. ما همیشه با افراد مرتبط با گروه‌های تروریستی سروکار داشتیم. من به دوسیه‌های مجرمین زن که با طالبان و داعش همکاری داشتند، رسیدگی می‌کردم. آن‌ها در جریان بازجویی چهره‌ی ما را دیدند و اکنون این مساله تهدید بزرگی برای زندگی ما شده است.»

مینه می‌گوید که دائماً در ترس زندگی می‌کند و مرتباً محل سکونت خود را تغییر می‌دهد که ردیابی نشود.

مونسه که هفت سال با امنیت ملی کار کرده است، می‌گوید که از زمان تسلط طالبان تنها سه بار از خانه‌اش بیرون رفته است. به‌ویژه پس از آن‌که توسط یکی از زنانی که به اتهام همکاری با داعش بازداشت کرده بود، شناسایی شده است.

او می‌گوید: «سوار موتر بودم و به‌سوی باغ بالا می‌رفتم که راننده‌ مسافر جدیدی سوار کرد. آن مسافر وقتی طرفم نگاه کرد، مرا شناخت. او دست مرا گرفت و به زور از موتر پایین کرد. گفتم که مرا اشتباهی گرفته، اما او مرا به حوزه‌ی پولیس برد. خوشبختانه پولیس حرفم را باور کرد و اثر انگشتم را نگرفت، وگرنه افشا می‌شدم.»

پس از آن، مونسه به ندرت پناه‌گاه خود را ترک کرده است. او می‌گوید: «تمام مشخصات من و خانواده‌ام در دیتابیس امنیت ملی ثبت شده و آن دیتابیس اکنون در دست طالبان است. ما خیلی می‌ترسیم.»

زندگی مخفیانه‌ی او و همکاران‌اش در نخستین روزهای قدرت گرفتن مجدد طالبان آغاز شد. وی می‌گوید: «روزی که کابل به تصرف طالبان درآمد، من و ۳۶ زن دیگر که در امنیت کار می‌کردیم، به یک مکان مخفی رفتیم و دو هفته را بدون موبایل و اینترنت در آن‌جا سپری کردیم. حتا نمی‌توانستیم با خانواده‌های‌مان تماس بگیریم. ما بسیار ترسیده بودیم و مطمئن نبودیم که طالبان با ما چه خواهند کرد.»

مونسه ادامه می‌دهد: «وقتی از آن مخفی‌گاه بیرون آمدیم، هیچ یک از ما جرات رفتن به خانه‌های‌مان را نداشتیم. دیگر به کسی اعتماد ندارم. طالبان چند بار برای تلاشی به خانه‌ی ما رفته‌اند.» 

طالبان و مجرمانی که به دست آن‌ها از زندان آزاد شده‌اند، تنها کسانی نیستند که جان این زنان را تهدید می‌کنند. شمیلا که در ده سال گذشته در وزارت داخله کار کرده، می‌گوید که پس از روی کار آمدن طالبان، شوهر سابق‌اش که چند سال پیش از او جدا شده است، نزد طالبان رفته و از او شکایت کرده است. شمیلا می‌گوید که وقتی او و شوهرش طلاق گرفتند، در بدل ۸۰۰ هزار افغانی حضانت سه فرزندش را گرفته است. اکنون شوهرش در تلاش است که با مراجعه به طالبان، حضانت فرزندانش را پس بگیرد.

شمیلا می‌گوید او می‌خواهد حضانت را بگیرد و دختر ۱۶ ساله‌اش را مجبور به ازدواج کند: «پسر عمه‌ی شوهرم با طالبان کار می‌کند و به شوهرم گفته دخترت را به عقد من درآور، من حضانت فرزندانت را پس می‌گیرم و همسرت را به جرم همکاری با دولت به زندان می‌اندازم.»

شمیلا پس از شنیدن این موضوع به همراه فرزندان‌اش به پاکستان فرار کرده است. او نمی‌داند آینده چه خواهد شد.

پس از آن‌که طالبان دوباره قدرت را به دست گرفتند، برای کسانی که با دولت قبلی کار کرده بودند، عفو عمومی اعلام کردند. اما در عمل اعضای نیروهای امنیتی را بازداشت، زندانی و به قتل رسانده‌اند. در ماه جدی سازمان ملل در گزارشی صدها مورد را مستند کرده است که در آن افراد مسلح طالبان بسیاری از نظامیان سابق را به قتل رسانده و یا ناپدید کرده‌اند. عالیه عزیزی، رئیس زندان زنان هرات، یکی از افرادی است که از زمان به قدرت رسیدن طالبان ناپدید شده است. با توجه به شرایط اجتماعی و سیاسی موجود در افغانستان، نظامیان زن در خطر هرنوع سوء‌استفاده، آدم‌ربایی و ترور توسط طالبان قرار دارند.

اسامی مصاحبه‌شوندگان این گزارش مستعار است.

Leave a comment