در یک روز سهشنبه در تالار تئاتر دانشکدهی هنر دانشگاه کابل، ۱۵۰ زن منتظر اجرای نمایشی بودند که در نهایت لغو شد. آنروز مصادف با روز مادر در افغانستان بود و گروهی از دانشجویان زن آماده بودند که پس از بهقدرت رسیدن طالبان در تابستان گذشته، برای اولینبار روی صحنه بروند.
پس از دو ماه تمرین، آنها پشت پرده منتظر رفتن به روی صحنه بودند که رئیس دانشکده خبر لغو نمایش را داد. تهمینه* که قرار بود نقش مردی را در این نمایش بازی کند، از زبان رئیس دانشکده میگوید: «طالبان گفتهاند، زنان حق ندارند نقش مرد را بازی کنند».
این محدودیت پس از آن وضع میشود که تفکیک جنسیتی در صنفها اعمال شده و دانشجویان دختر و پسر از اجرای مشترک منع شدهاند.
تهمینه و دیگر اجراکنندگان نمایش، از رئیس خواهش کردند که به آنها اجازهی اجرای نمایش را بدهد. اما او این پیشنهاد را رد و تهدید کرد که در صورت پافشاری از دانشگاه منفک خواهند شد. تهمینه و دوستاناش تمام آن پس از ظهر را در پناه تاریکی اتاق گریم گریه کردند.
آخرین نمایشی که تهمینه اجرا کرده بود پیش از سقوط حکومت بهدست طالبان بود. آن روز او در برابر بیش از ۱۰۰ تماشاچی زن و مرد، در نقش مردی هنرنمایی کرده بود. اکنون قلباش شکسته است.
او در مصاحبهی تلفنی با زنتایمز میگوید: «فکر کن دانشجوی رشتهی هنر باشی، چهار سال درس خوانده باشی، اما اجازهی بازی روی صحنه را نداشته باشی. والدینت هم امیدوارند امسال از دانشگاه فارغ و صاحب کار شوی. اما تو با سری خمیده بهخانه برمیگردی و هیچ کاری نمیتوانی. این حس، غیر قابل شرح است.»
روایت تهمینه از محرومیت دختران از نمایش روی صحنهی تئاتر، تنها تراژدی جاری در دانشکدهی هنرهای زیبا نیست. به باور زهره*، دانشجوی رشتهی نقاشی، دانشکده «فلج» شده است. او میگوید: «دیپارتمنت موسیقی بسته است. در دیپارتمنت نقاشی فقط رسامی از طبیعت مجاز است. دیپارتمنت مجسمهسازی حق ساختن مجسمه را ندارد. دیپارتمنت تئاتر اجازهی اجرای نمایش ندارد و دانشجویان فقط باید دروس نظریشان را پیش ببرند.»
در ماه سنبله سال گذشته، اولین رئیس دانشگاه کابل که از سوی طالبان منصوب شد، به ایندیا تودی از برنامه شان برای اسلامی کردن برنامه درسی گفت. وی با بیان اینکه موسیقی حرام است، گفت: «هر چیزی که در اسلام حرام است، در محوطه دانشگاه جایز نیست».
اکنون دیپارتمنت موسیقی تعطیل است و معدود هنرجویان باقیمانده آن مجبور به ادامه تحصیل در دیپارتمنت سینما و ادبیات نمایشی شدهاند.
محمد*، دانشجوی سال چهارم، می گوید که طالبان حتی نام دیپارتمنت مجسمهسازی را تحمیل نکردند و آن را به «دیپارتمنت هنرهای تزئینی» تغییر دادند. اکنون دانشجویان اجازهی ساخت مجسمهی انسان و حیوانات را ندارند.
او به زن تایمز گفت: «آنها میگویند شما مجاز به ساختن مجسمه از انسان و حیوان، حتی منقار پرنده نیستید.»
در سال ۱۳۷۹، ملا عمر، رهبر فقید طالبان، با صدور فرمانی تمامی مجسمهها را «بت» خواند و دستور تخریب آنها را صادر کرد. در ماه حوت همان سال، طالبان دو مجسمه عظیم بودا ولایت بامیان را تخریب کردند. کارزار تخریب برای ماهها در سراسر کشور ادامه یافت و تخمین زده میشود که ۶ هزار عتیقه، مجسمه، نقاشی و سایر آثار بودایی نابود شدند.
در ماه حوت امسال، طالبان مجسمهی زنی را که در مقابل دانشکدهی هنرهای بهنمایش گذاشته شده بود را تخریب کردند.
ممنوعیت به تصویر کشیدن موجودات زنده نه تنها در محوطه دانشگاهها بلکه در سراسر کشور اجرا میشود. در ماه قوس سال گذشته، طالبان به دکانداران در چندین بخش از کشور دستور دادند که سر مانکنها را قطع و از نصب لوحههای تبلیغاتی با تصاویر انسان یا حیوان خودداری کنند. نیویورکتایمز گزارش داد که طالبان از روزهای اولیه بازگشت به قدرت، «کارزاری هماهنگ برای حذف آثار هنری از تمام جنبههای زندگی» را آغاز کردهاند.
محدودیتهای طالبان بر دانشگاهها باعث کمبود استاد شده است.
یکی از استادان این دانشگاه میگوید که از ۵۴ استادی که در ۸ دیپارتمنت این دانشکده تدریس میکردند، تنها ۱۴ نفر هنوز مشغول به کارند.
قیودات در محیط دانشگاه
با این همه، ممنوعیت بر صحنهی تیاتر، تنها مشکل تهمینه و همقطارانش در دانشگاه نیست. در ماه ثور امسال طالبان به تمام زنان دستور داد تا صورت خود را در ملاء عام بپوشانند. اکنون تهمینه و دوستانش باید هنگام داخل شدن به دانشگاه خود را از سر تا پا بپوشانند.
تهمینه میگوید: «ما در این گرما مجبور هستیم لباس سیاه و دراز بپوشیم. طالبان در سراسر دانشگاه میچرخند و به ما حتا اجازه عکس گرفتن نمیدهند.»
زهره، دانشجوی رشتهی نقاشی، میگوید که حتی در صنفهای جداگانهشان تحت نظارت هستند. او توضیح میدهد: «وقتی با رنگ کار میکنیم مجبوریم تا کمی آستینهایمان را بالا بزنیم که رنگی نشود.» هرچند فقط دختران در صنف حضور دارند، ولی طالبان به نحوی از این موضوع باخبر شدند. زهره میگوید «با اساتید ما در دانشکده جلسه برگزار کردند و به ما هشدار دادند که دیگر هنگام نقاشی آستینهایمان را بالا نزنیم.»
همه دانشجویانی که در این گزارش صحبت کردند، گفتند که دانشجویان به خاطر تهدیدهای مداوم در ترس زندگی میکنند. آنها میگویند سخن گفتن سخت است زیرا با تهدید تعطیلی دانشکده مواجه میشوند.
تا تابستان پارسال، دانشکدهی هنرهای زیبا، مرکز نمایشگاه و فستیوال دانشگاه کابل بود. قلب تپندهای که دانشجویان را به آفرینش و خلق هنرهای تازه تشویق میکرد.
تهمینه این روزها به رفتن از افغانستان فکر میکند، رفتن به جایی که بتواند به صحنه برگردد.
*اسامی درج شده در این گزارش مستعار هستند.


