featured image

روز جهانی سوادآموزی؛ ‌طالبان ‌افغانستان را ‌‌‌به مرکز آموزش ‌بنیادگرایی بدل کرده است

پیمان آرمان* 

‌‌امروز «روز جهانی سوادآموزی» است. روزی که برای افغانستان حیاتی است. این روز در حالی فرا می‌رسد که دختران ‌افغانستان بیش از دو سال است که از رفتن به مکتب محروم شده‌اند.  

افغانستان در دودهۀ گذشته در عرصۀ سوادآموزی پیشرفت چشم‌گیری داشت، اما، با توجه به استاندادهای جهانی، هرگز به مرزهای نهایی رضایت‌بخش نرسید. میزان ‌سواد در افغانستان، به دلیل بیش از ۴۰ سال جنگ و بحران که سبب فروپاشی نهادهای آموزشی و تحصیلی آن شد، در پایین‌ترین سطح قرار دارد. وزارت معارف افغانستان در ۸ سنبلۀ سال ۱۳۹۸ اعلام کرده بود که ۴۲ درصد جمعیت کشور با سواد‌ند که از این میان یک‌سوم آنها را زنان تشکیل می‌دهند. با اینکه افغانستان ‌از جوان‌ترین کشورهای جهان شمرده می‌شود، ولی بی‌سوادی ‌از مشکلات جدی آن بوده است. 

یکی از نیازهای اساسی مبارزه با خشونت و دستیابی به صلح، سوادآموزی است. رابطۀ روشنی میان بی‌سوادی و فقر، و خشونت و جنگ برقرار است و جنگ از موانع اصلی بر سر راه آموزش برای همه در افغانستان بوده است. میان بی‌سوادی و نابه‌سامانی و جنگ رابطۀ متقابل وجود دارد. از این رو برای دستیابی به جامعۀ صلح‌آمیز بسیار مهم است که شمار افراد‌ باسواد در کشور افزایش یابد. اما همزمان با رشد کمی سواد‌، کیفیت آن نیز باید مورد توجه ویژه قرار داشته باشد؛ موضوعی که حتی در دورۀ جمهوریت توجه اندکی به آن صورت گرفت. 

صلح و توسعه پایدار به هم وابسته‌اند و حیاتی است که هر دو به‌صورت همزمان گسترش یابد و تقویت شود. سوادآموزی سبب تسریع در توسعه می‌گردد و جوامع را قادر می‌سازد تا به‌طور فراگیرتر و پایدارتر رشد کنند. همۀ این موارد برای دستیابی به آموزش برای همه و اهداف توسعۀ هزاره بسیار حیاتی است. 

پس از تسلط طالبان بر کشور، همزمان با نابه‌سامانی‌های بسیار در دیگر حوزه‌ها، معارف و زمینه‌های آموزش دوباره دچار گسست و فروپاشی شد. اکنون خطر این وجود دارد که نسل جوان افغانستان‌ به‌مثابه یک ‌ظرفیت آماده، در خدمت توسعۀ ایدئولوژی بنیادگرایانۀ این گروه تروریستی قرار بگیرد. آنگونه که گزارش‌ها نشان می‌هد، طالبان بر گسترش مدارس دینی و جذب کودکان دختر و پسر در این مدارس ‌سرمایه‌گذاری هدفمند و فراگیر کرده است. از آن رو که گروه طالبان با آموزش مدرن مشکل مبنایی و ایدئولوژیک دارد، می‌کوشد از طریق اصلاحات محتوایی در متون آموزشی کشور، و‌ همزمان با آن، گسترش مدارس دینی، ایدئولوژی بنیادگرایانۀ خود را جایگزین نظام ارزشی و آموزه‌های دموکراتیک دورۀ پیش از خود سازد و از این رهگذر ‌دست‌به تحکیم رژیم خود بزند و ‌پایایی آن را تضمین کند. بدیهی است که آموزش کارآمدترین روش برای نهادینه‌سازی ایدئولوژی این گروه در افغانستان است. 

چنانچه در دو سال گذشته شاهد آن بودیم، طالبان دختران بالاتر از صنف ششم را از هر نوع آموزش و دانش‌آموزی ‌محروم ‌و، بدین‌سان، کم‌ترین امیدها به دستیابی کشور به دستیابی به اهداف توسعۀ آموزش را نابود کرده‌اند. در کنار محروم‌سازی دختران از آموزش و دانش، گسترش مدارس دینی و جذب کودکان دختر و پسر در آنها، زنگ خطر تبدیل شدن کشور به مرکز آموزش تروریسم را به صدا درآورده است. شمار مدارس دینی رسمی در این دو سال به «پنج برابر» مدارس دینی در دو دهۀ اخیر در افغانستان رسیده است. بر اساس گفته‌های مقامات طالبان، اکنون ۶۸۳۰ مدرسه دینی در افغانستان فعالیت دارند که ۵۶۱۸ مدرسه‌ای آن در دو سال گذشته ایجاد شده است. این در حالی است که هنوز هیچ برنامه و استراتژی‌ای در مورد سوادآموزی و آموزش سواد حیاتی در کشور وجود ندارد. هرچند یونسکو در ماه حمل پارسال اعلام کرده بود که ‌قصد دارد ‌دوره‌های سوادآموزی را در سراسر کشور راه‌اندازی کند، اما هنوز گزارشی از فعالیت این دوره‌های سواد آموزی در دسترس نیست. 

با توجه به رابطه‌ای معنادار‌ میان آموزش، صلح و توسعه‌، افت کمی آموزش‌، جهت‌دهی بنیادگرایانه به آن و ایدئولوژیک‌سازی محتوای آن، چشم‌انداز صلح و توسعه در افغانستان را تارتر از هر زمان دیگری کرده است. سیاست‌های طالبان در عرصۀ آموزش و پرورش، نه‌تنها به بهبود وضعیت آموزش در افغانستان کمکی نخواهد کرد، بلکه زمینۀ ‌بد‌ل شدن کشور به مرکز آموزش‌های تندروانه و ایدئولوژیک‌ طالبانی را فراهم‌تر خواهد کرد. بی‌تردید، مسیری را که طالبان برای افغانستان ترسیم کرده‌اند، فرصت‌ها و امکان‌های توانمندشدن نیروی انسانی و تحول و تغییر روبه توسعۀ همه‌جانبه را از کشور خواهد ستاند و به استمرار مناقشات و بحران سیاسی، اجتماعی و اقتصادی خواهد انجامید؛ چه اینکه صلح پایدار، متکی به آموزش و پرورش شهروند با‌سواد و دستیابی به «آموزش برای همه» ‌است. 

در فرجام می‌توان گفت که محروم‌سازی دختران از آموزش، جهت‌دهی بنیادگرایانه و ایدئولوژیک به نظام آموزشی و گسترش هدفمند مدارس دینی از سوی گروه طالبان در افغانستان، نه‌تنها برای این کشور، بلکه برای منطقه و جهان پیامدهای خطرناک پایداری خواهد داشت. جمعیت جوان و جامعۀ گرفتار ‌فقر فراگیر ‌ظرفیت‌ها و بستر مناسبی در اختیار طالبان، به‌منظور جذب هرچه بیشتر کودکان به مدارس دینی، قرار داده ‌است. اگر تلاشی برای افغانستانی پساطالبان صورت نگیرد، پیامد قابل پیش‌بینی این وضعیت دست‌کم برای افغانستان، ‌بد‌ل شدن این کشور ‌‌به مرکز آموزش نیروهای تازه‌نفس بنیادگرا و تروریسم خواهد بود. 

*  پیمان آرمان، نام مستعار یک نویسنده و فعال حقوق بشر است.‌